تبليغاتX
امام خمینی رهبر اصلی جنبش سبز و ایران یا مهدی ادرکنی خدمات وبلاگ نويسان جوان حزب الله نسل سوم

 

آخرین اخبار روز سه شنبه 

«من خوف این را دارم که شما ملت بزرگ ایران، که برای خدا قیام کردید و برای خدا جوانهایتان را دادید و برای خدا زحمات طاقت فرسا کشیدید و همه چیزتان را فدای اسلام کردید، با این جریانی که به نظر می آید که دارد پیش می رود، یک وقتی متوجه بشوید که _ خدای نخواسته _ با انعزال این مردم، اینهایی که خدمتگزار هستند، یک حکومت قلدری با اسم اسلام، با اسم جمهوری اسلامی، با اسم خدمتگزار به اسلام بیاید و همه ی زحمتهای شما و خونهایی [را] که دادید، هدر ببرد.»

صحیفه امام، جلد 15 ص ص366

 

آن روزی که شما احساس کردید که می خواهید فشار به مردم بیاورید، بدانید که دیکتاتور دارید می شوید. بدانید که معلوم می شود مردم از شما رو برگردانده اند.»

صحیفه امام، جلد 18، ص 79

 

«در شروع مبارزات اسلامی اگر می خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می شنیدی که شاه شیعه است! عده ای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام می دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است.»

 امام خمینی(ره)، منشور روحانیت

 

« امروز عده ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه ی دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند.»

صحیفه امام، جلد 21، منشور روحانیت

 

والنهار اذا تجلی

" و قسم به روز  چون آشکار شود "

 

آنان که بهر ذلتی تن می دهند تا زنده بمانند، مردگان خاموش تاریخ اند!

***

ما همان ترکش خوردگان جبهه ایم

مرگ را خوردیم و اما زنده ایم

****

چهره بالا را به خاطر بسپارید !!

کسی که تخم نفاق و کينه رو ميون امت پاشيد.

**********

 

* میرحسین موسوی و گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی جماران:


مردمی که در انقلاب به صحنه آمدند، آمده بودند تا به رفاه و آزادی برسند

 امروز حاشیه نظام از متن پررنگ تر شده است

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در بخش دیگری از گفتگوی خود با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در تبیین تفاوت های دهه اول و فضای فعلی کشور از حاکمیت ارزشهای بنیادی در آن دوران یاد کرد که همه را برای اجرای سالم قوانین بسیج کرده بود. وی اظهار داشت: « آن موقع اگر فساد اقتصادی مطرح می شد، سریع مورد توجه قرار می‌گرفت. کوچکترین فسادی، بزرگ دیده می شد.

اگر در سطح دولتی گفته می شد که ده هزار دلار گم شده و تکلیفش روشن نیست و مشخص نیست کجا هزینه شده، ممکن بود که منجر به سقوط دولت بشود. در حالی که الان بحث میلیاردها دلار هست ولی هیچکس حساسیت نشان نمی دهد. من نمی خواهم کسی را متهم بکنم اما اینها مسائلی را در کشور به وجود می آورد که ما را آسیب پذیرتر می کند. آن موقع دغدغه همه رسیدن به این مساله بود که همه مردم از نعمات و امکانات و از فرصت هایی که یک کشور و نظام می تواند داشته باشد، بهره‌مند بشوند و صادقانه این خدمات در اختیار همگان گذاشته بشود. بحث، بحث مردم بود.متاسفانه امروزه این ارزشها در اقتصاد و تجارت و فرهنگ فرق کرده است

میرحسین موسوی به هدفمند کردن یارانه ها اشاره کرد و گفت: من مجبورم به نکته ای اشاره کنم. همین لایحه هدفمند کردن یارانه ها اگر اول انقلاب بود به این شکل طرح نمی شد. اصل این لایحه چیز بدی نیست. اما اینکه ما بیاییم از یک طرف حذف یارانه ها را مطرح کنیم و بنزین را گران نماییم و از سوی دیگر بودجه مترو داده نشود. از یک طرف امور مردم به دلیل بهای سنگین بنزین مختل شود و از طرف دیگر به تامین وسایل حمل و نقل عمومی اهمیت ندهیم، برای مردم مشکل ایجاد می کند.

همه زندگی و شغل و درآمد ملت به رفت و آمد بستگی دارد. اگر ما حمل و نقل را گسترش داده باشیم این گرانی بنزین بار زیادی را روی هزینه های خانوار وارد نمی کند. اما اگر به دلیل وجود پاره‌ای از مسایل بین دولت و شهرداری، ارز مورد نیاز مترو تامین نشود و در حالی هدفمند شدن یارانه ها تصویب شود که مشکلات زیادی -مثل قرار داشتن مترو در بدترین شرایط تامین بودجه- وجود داشته باشد، چوب این مسائل را مردم می خورند.

وی تاکید می کند که لایحه هدفمند کردن یارانه ها اگر خوب اجرا بشود، دولت کارآمدی داشته باشد و از همه نیروها خوب استفاده کند و مشکلات مردم را حل کند ، ممکن است به کشور کمک کند. اما اگر اینگونه نشود، خداوند با هیچ کسی عهد و پیمان نبسته است. اگر داد مردم را دربیاورند، آنان را در برابر دولت قرار می‌دهند. »

دهه اول انقلاب یک نوستالوژی ملی است هنوز هم ذائقه آن در دل مردم مانده است
وی با بیان اینکه حتی در شرایط جنگی افکار عمومی اجازه اظهارات متناقض و سیاست های دوگانه به دولت نمی دادند، گفت: اینکه یک نفر از یک طرف حرفهایی بزند و از طرف دیگر کارهایی بکند که پاسخی برای اعمال خود نداشته باشد، اشتباه است. الان ما جنین چیزهایی را زیاد داریم. این مساله ما را آسیب پذیر تر می کند و مشکلات ما را زیاد خواهد کرد.نخست‌وزیر دوران امام از دهه اول به عنوان یک نوستالوژی یاد می کند و اظهار می دارد: این حسی که در سطح ملی به دهه اول انقلاب وجود دارد، ناشی از این است که در شرایط آن دوران چون مردم می‌دانستند که همه توان نظام و دست اندرکاران در خدمت حل کردن مشکلات آنان است اگر جایی هم کم و کسری می دیدند، تحمل بالایی داشتند. می آمدند پشت سر دولت قرار می گرفتند.

« مردم با کم و کسری های کشور که خیلی زیاد هم بود و ناشی از فقر و جنگ و انفجار کشتی های نفتی، خطوط انتقال گاز و محدودیت های واردات و صادرات بود، می ساختند. مشکلات را حس می کردند ولی فریادشان بلند نمی شد. چون می دانستند که هم خودشان، هم کسانی که در خدمتشان هستند برای حل این مساله تمام توان خود را به کار گرفته اند. برای همین با یک همکاری وسیع و صبر بزرگ در سطح ملی روبرو بودیم که هم اختلافات را از بین می برد، هم مشکلات را حل می کرد و هم پشتوانه قوی برای نیروهای رزمنده ما در جبهه بود.

در چنین شرایطی که کمبودهایی وجود داشت، مردم بچه های خود را به جبهه می فرستادند و طلاهای خود را به دولت می بخشیدند تا بلکه بخشی از هزینه های جنگی را تامین بکنند. این مساله احساسی از امنیت و آرامش را در کشور ایجاد می کرد که هنوز هم ذائقه و سابقه اش در جامعه مقداری مانده است. الان متاسفانه چنین چیزهایی نیست.

اجرای متوازن قانون اساسی همه را دور یک میثاق ملی جمع می کند
مهندس موسوی در پاسخ به این پرسش که اصولی که بر آنها باید وحدت کرد چیست؟ چگونه باید وحدت را تعریف کرد؟ به نظر می‌رسد در مفاهیم اساسی مانند منافع ملی یک تعریف واحد مورد قبول و اجماع نیست. چرا؟ می گوید:به این دلیل که توجهی به قانون اساسی نداریم.در متن قانون اساسی همه مسائل بصورت متوازن در مطرح شده است و نمی شود ما بخشی را برجسته نگاه کنیم و بخش دیگر را کم رنگ ببینیم. الان جناح ها و مسئولان مختلف به مذاقشان خوش می آید که تکه ای را برجسته کنند و تکه دیگر را ضعیف نمایند؛ این درست نیست.

اینها بخش های به هم پیوسته است. مخصوصا بخش مربوط به آزادی ها (آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی عقیده ... )،شوراها، اصل عدم تجسس، مساله زبان های قومیت های و آموزش آنها و ...، اینها هیچ خطری را برای کشور ایجاد نمی کنند بلکه وحدت بخش هستند. بنده نوعی نمی توانم با سلیقه خود بگویم که اجرا یا عدم اجرای این اصل، صلاح نیست.

" توجه کنید که در زمان جنگ در کشورهای مختلف، انتخابات یا انجام نمی شود و یا بسیار تصنعی برگزار می گردد. در زمینه اجرای قانون مشکل پیدا می شود اما در تمام دوران جنگ ما باوجود همه بحران ها و مشکلات وسیعی که بود «انتخابات» ها علی رغم هزینه هایی که داشت، پشت سر هم انجام شد و نظام به قوت خود باقی ماند. کسی به ذهنش نرسید که کار دیگری بکند.تنها موردی که تاخیر انداخته شد، اجرای قانون شوراها بود. دلیل آن هم نظریات مختلف مسوولان بود وآن زمان من اعتقاد داشتم برای عدم تمرکز دولت قانون شورا یکی از مهمترین راهکارهای ممکن است.

برخی مخالف این بودند می گفتند زمان جنگ احتمال دارد مشکلات اساسی در برخی از مناطق خصوصا مناطق مرزی داشته باشیم. ما در دولت اقدام کردیم قانون را به مجلس بردیم و زمانی هم برای انتخابات شوراها معین کردیم. در آستانه انتخابات، عده‌ای از استاندارها به امام نامه نوشتند که این مساله به تاخیر انداخته شود. حضرت امام ملاحضه کردند. بعد در جلسه روسای سه قوه تصمیم بر این شد که انتخابات به بعد از جنگ وانهاده شود.بحث این بود که ما همه اصول را پیاده کنیم ولی الان این اعتقاد زیاد وجود ندارد. برخی اصول پررنگ شده و برخی اصلا کنار گذاشته شده اند. عدم اجرای درست قانون می تواند یکی از عوامل تفرقه باشد و از سوی دیگر اجرای متوازن آن می تواند همه را دور یک میثاق ملی جمع کند ."

شکستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین بویژه قانون اساسی حلال مشکلات ما نیست
از مهندس موسوی پرسیدیم شما می فرمایید که اگر همه اصول قانون ساسی بصورت متوازن نگریسته و عمل شود، بخش بزرگی از این مشکلات حل می شود.آیا احساس نمی کنید که قرائت از برخی از اصول قانون اساسی آنقدر فربه هستند که اصول دیگر را به خودی خود کم رنگ می کنند؛ بطوری که مفسران و مجریان آن اصول را خیلی مورد توجه قرار می دهند و متوجه اصول مهم دیگر نمی شوند؟ همین امر باعث شده است که برخی از لزوم بازنگری در قانون اساسی سخن به میان آورند.

وی پاسخ داد :مشکلاتی در جامعه داریم که بخشی از آن به میراث های ما بر می گردد.رفتار، علایق و کردار سیاسی ما بیش از شکل و ظاهر قانون اساسی درموضع گیری های نظام ما موثر واقع شده است و گرنه ما در جهان کشورهایی داریم که از نظر شکلی و محتوایی جوامعی کاملا دموکرات و باز هستند اما وقتی به قانون اساسی آنها توجه می کنیم و به رویه هایی که باید به آن رجوع کنند، نگاه می کنیم، می بینم که خشک تر از قانون اساسی ما در آن کشورها وجود دارد ولی رویه هایی که برای نهادینه کردن مردم سالاری در آن کشورها استقرار پیدا کرده، منجر به این شده که تفسیر آن چارچوب های خشک سنتی، مشکلی برای دموکراسی و آزادی به وجود نمی آورد. نمونه اش چند کشور اروپایی که اگر نگاه بکنید اصول بسیار سنتی مبتنی بر نظام شاهنشاهی در آن هست.

وی اضافه می کند : شکستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین بخصوص قانون اساسی حلال مشکلات ما نیست. این خودش می تواند یک نوع آشوب و آشفتگی را در کشور ایجاد کند. توجه به مسائل اجتماعی-سیاسی ریشه داری که در تاریخ کشور و فرهنگ ما وجود دارد، مهم است. مخصوصا اگر ما دقت بکنیم که خود قانون اساسی نیست که در حقیقت این مساله را ایجاد می کند بلکه نوع تلقی از قانون است که با تکیه بر نیروهای اجتماعی و فرهنگی به این مشکلات عمق می بخشد.

یک ذهنیت نقاد مردمی که نسبت به سرنوشت خود حساس هست، با استفاده از تمام فرصت ها برای جمع شدن بر اصول قانون اساسی می تواند به ما مجال دهد که ما تفسیرهای متعالی تر این قانون را اجرا نماییم. البته قانون اساسی هم وحی آسمانی نیست و بر اساس مقتضیانت زمان می تواند در چارچوب پیش بینی شده مورد تجدید نظر قرار بگیرد.

مهندس موسوی تاکید دارد :من مشکل را بیش از آنچه که فربه بودن یک اصل و سنگینی بر اصل های دیگر ببینم در برخی از سنت های اجتماعی فرهنگی می بینم که با رویه های نادرست انباشت شده در طول تاریخ و ایجاد رویه های غلط جدید، به نوعی به کرختی رسیده است. کرختی تنها به حکومت مربوط نیست. به کسانی که شهروند عادی هستند هم مربوط می شود. البته من نقش تربیتی حاکمیت در فرهنگ پذیری جامعه و آشنایی آنها با حقوق خود را خیلی موثر می دانم. وقتی حضرت امام بر می تابید که افکار و اندیشه های مختلفی وجود داشته باشند، این خودش در فرهنگ جامعه تاثیر زیاد می گذاشت. امام دائم به ملاک ها و معیارهای جمعی در تصمصم گیری ها برمی گشت.

اگر در یک نظام، مردم برایشان عادی باشد که حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویند آن نظام بسوی دیکتاتوری و خشونت سیر می کند
مهندس موسوی در ادامه با بیان اینکه شیوه تفسیر حاکمیت در رابطه با قانون اساسی از یک سو اهمیت فوق العاده ای دارد و در سوی دیگر، سمت گیری مردم و روشنفکرها هم اهمیت زیادی دارد.امام حق را گرفتنی می دانند.آزادی را گرفتنی می دانند.آزادی را جزو حقوقی می دانند که باید مردم باید دنبال بکنند و به از دست دادن ارزشهای بنیادی تن در ندهند.این برای ما یک اصل است. اگر در یک نظام، مردم برایشان عادی باشد که حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویند؛ آن نظام بسوی دیکتاتوری و خشونت سیر می کند.

اینجاست که نقش مطبوعات، رسانه ها، روشنفکران، مردم، ادبیات سیاسی و فرهنگی اهمیت پیدا می کند.گفت:البته همه نظام ها با این مساله روبرو هستند. در کشورهایی که جامعه کمی به پختگی رسیده است، یک ذره محدودیت که در برابر حقوق مردم ایجاد می شود، بلافاصله موج اعتراض ایجاد می شود و این کار نهادینه شده است.

وی می گوید :ما از دوران مشروطیت قدم های زیادی پیش گذاشتیم.وضعیت امروز ما نه با دوران مشروطیت و نه با سی سال پیش قابل مقایسه نیست.قدم هایی پیش گذاشتیم اما اینکه بگوییم این راه در نقطه ای به پایان رسیده و مردم بروند در خانه خود بخوابند و هیچ خواسته ای نداشته باشند و مساله خوبخود حل بشود، اشتباه است. مطالبه مردم از حاکمیت و تفسیر روشن اندیشانه حاکمیت از قانون اساسی به نحوی که به ملت کمک کند، راه حل مشکلات است.

 

بنده اعتقاد قطعی دارم که واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه نه نفع کلیت نظام است و نه به نفع سپاه
نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید می کند :«حساسیت شدیدی در فرامین حضرت امام نسبت به مسائل مالی بود.یک زمانی در کشور این بحث آغاز شد که نیروهای مسلح نیاز مالی دارند و باید وارد فعالیت های تجاری شوند.من مخالف بودم و اعتقاد داشتم که این مساله کشور را با مسائل مختلفی روبرو می کند. می گفتند نیروی نظامی می خواهد کار عمرانی بکند. من گفتم نیروی نظامی که در پی آن باشد که که قیمت دلار چند است دیگر به وظایف خود عمل نمی کند و فساد هم ایجاد می کند.

استدلال آنها این بود که در قانون اساسی اصولی داریم که در زمان صلح، ارتش و سپاه می توانند در سازندگی کشور کار کنند. من گفتم، بله در حد خود می توانند این کار را بکنند بدون اینکه از انجام وظایف خود جدا شوند و نیازی نیست که در مسائل مالی وارد شوند. نیازهای مالی آن‌ها باید در دولت و وزارت دفاع حل و فصل بشود. بنده اعتقاد قطعی دارم که واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه نه به نفع اقتصاد کشور است و نه به نفع سپاه و نه نفع کلیت نظام. این رویکرد به تنهایی میتواند کشور را در معرض خطر قرار دهد.

وی می افزاید : در سه چهار سال اخیر اینگونه مسائل ابعاد وسیع تری پیدا کرده است . توسعه موسسات پولی عجیب و غریب هم در میان نیروهای نظامی و انتظامی مشکل ایجاد کرده و هم در میان مردم. فکر نکنیم که سپاهی عزیزی که در مرزهای کشور شهید می شود، نفعی از این برده است. خیر، این فعالیت اقتصادی برای خود شبکه ای ایجاد کرده که این شبکه، شبکه اقتصادی صرف نیست مقاصد سیاسی هم دارد و این به نفع کشور نیست. حضرت امام این مساله را بارها مطرح کرده است، اگر به آن عمل می کردیم به اینجا نمی رسیدیم. »

هستند کسانی که نان خود را از راه دروغ و تهمت می خورند
مهندس موسوی در این باره که امام در نامه خود از واسطه هایی سخن می گوید که القای بدبینی می کنند و توصیه موکد دارند که از اینها پرهیز شود.اینها کی هستند؟ چکار می کنند؟ می گوید :هستند کسانی که نان خود را از این راه می خورند.واقعا من نمی دانم دین و ایمان دارند یا نه.الان فضای تهمت خیلی رواج دارد.ما افرادی داریم که اگر پرونده هایشان با نگاه امام گشوده شود پرونده های بسیار آلوده ای دارند. اینها آمدند یکدفعه یک حرکت عظیم مردمی را می گویند که به منافقین ارتباط دارند و ... .

اینها همان کسانی هستند که آتش بیار معرکه هستند و نفع خودشان برای رو نشدن پرونده هایشان در این است که دائم این اختلافات را در کشور به هم بزنند و بدبینی ایجاد کنند. در حالی که به سود همه هست که حقوق مردم را بشناسند و خوش بینی ایجاد کنند. اینکه یک عده ای این وسط بیافتند و بگویند این با بیگانه ارتباط دارد و ... این کار بزرگ کردن بیگانه است اگر بیگانه ها اینقدر بزرگ هستند که می توانند اینهمه آدم را به صحنه بیاورند که ما باید دستهایمان را ببریم بالا و از کل انقلاب اسلامی استعفا بدهیم.

مهندس موسوی در پاسخ به پرسش که این فضای بد بینی را چه کسانی می سازند؟ می گوید :یقینا یک عده از ساختن فضای بدبینی سود سیاسی می برند و عده ای دیگر سود شخصی.مشهور بود که کسی در حضور حضرت امام واقعا جرات اینکه از دیگری غیبت کند و جوسازی و بدگویی بکند، نداشت.ایشان در همان جا جواب تندی می داد. بنده مواردی شاهد بودم که امام در برابر این مسائل تند می شد. این اثر جانبی در جامعه داشت. اینکه باید مراقب کسانی که آتش بیار معرکه هستند و فضا را آلوده می کنند، بود.

از او پرسیدیم که امروزه عده ای بر ضرورت وحدت تاکید می کنند و گروهی با مساله وحدت مخالفت می کنند. مسائلی از سوی برخی از افراد مطرح می شود می گویند اول محاکمه بعدا وحدت و از این قبیل. شما این را چگونه می بینید؟.مهندس موسوی پاسخ داد: جنگ سیاسی و قدرت طلبی است. در این میان آنچه مطرح نیست، معنای وحدت است. یک عده ای نفعشان بر این است که در این کشور اختلاف باشد و دایره نظام و متن نظام روز به روز تنگ تر و لاغرتر بشود.

امام سعی می کرد که متن واقعی انقلاب و جامعه غنی باشد. بزرگترین حجم را داشته باشد و حاشیه، کوچکترین حجم ممکن را داشته باشد. موقعی که در وصیت نامه سفارش می کنند که کسانی که از انقلاب بریدند، بازگردند؛ نشان می دهد که حتی آن حاشیه کوچک را هم بر نمی‌تابند. می خواهند همه در دریای وحدت قرار بگیرند.

امروز حاشیه نظام از متن پررنگ تر شده است
مهندس موسوی در ادامه با بیان اینکه امروزه حاشیه نظام از متن فراتر رفته است می گوید :آنچه امروزه اتفاق افتاده این است که حاشیه از متن فراتر رفته است و متن خیلی لاغر شده است.من فقط نمادین می گویم که در این حاشیه تعداد وسیعی از مدیران و روحانیون، بخشی از مراجع، چند رییس دولت و حتی رییس مجلس داریم. به این که نمی شود حاشیه گفت. این نقل مکان است. در چنین حالتی آن کسانی که در متن اصلی باقی می مانند به دلیل عدم برخورداری از این حاشیه بزرگ، مجبورند در یک حالت پادگانی و فیزیکی به افراد معدودی تکیه بکنند و این همان چیزی است که به نفع کشور ما نیست.

وی افزاید : مصلحت کشور این است که آن فضایی که به عنوان غیر خودی برای خود تعریف می کنند، در کوچکترین سطح و اندکترین وجه ممکن باشد. اگر غیر از این باشد، باید در رفتار خود شک کنیم. نمی شود که در کشور هزاران هزار مدیر برجسته ای که خدمت کرده اند همه را کنار بگذاریم و به حاشیه ملحق بکنیم.

"الان یک عده ای کشف کرده اند که موسوی خوئینی ها توده ای است یعنی همین شخصی که شاگرد امام است.می گویند گروه فرقان پیش ایشان درس خوانده اند.اگر اینجوری باشد فکر می کنم ما در نظام یک نفر را نمی توانیم پیدا کنیم که با این و آن ارتباط نداشته باشد.وقتی ما مسائل را به این اندازه تقلیل می دهیم این نشان بیماری است که در جامعه ما گسترش پیدا کرده است. همه باید نگران باشیم."

وی مثال دیگری هم می زند که این مساله بسیار مهمی است که ما یک همایش دوسالانه کاریکاتور بگذاریم و بیش از صد نفر از بهترین کاریکاتوریست ها اعلام کنند که ما در این دوسالانه شرکت نمی کنیم.این اتفاق بزرگی است.ما اگر این را علامت بگیریم، مشکلات را حل می کنیم.علامت ها همیشه در کلان جامعه نیست اگر در بخشی از جامعه آنها را ببینیم ، می توانیم به حل مشکلات برسیم. اینکه بیشتر سینمایی های، نویسنده ها، نقاش ها و ... در حاشیه قرار می گیرند، این علامت خطر برای کشور است.

ما دچار کرختی جذام‌وار شده ایم
مهندس موسوی در ادامه در توصیف اوضاع امروز به این نکته اشاره می کند که ما دچار کرختی جذام‌وار شده ایم او سپس توضیح می دهد : ما دچار کرختی جذام‌وار شده ایم. یک یخش هایی از بدنه‌ی انقلاب جدا می شود و متوجه نمی شویم. این وضعیتی است که ما الان متاسفانه داریم و نگرانی امام در منشور برادری توجه به این قضیه است که حساسیت ها را در اوج خودش در میان نیروهای مسوول حفظ کنند.

"در اوایل سال 58 چند نفر از هند آمدند و خواهان حضور گروهی در آن جا جهت معرفی انقلاب اسلامی شدند.بنده از طرف شهید بهشتی مامور شدم که پس انتخاب چند نفر به هند رفتیم. یک روز که روی پله های مسجد جامع دهلی نشسته بودیم دیدم کنار من یک جذامی نشسته است که قسمتی از انگشتان و پاهایش افتاده است از یک دوست هندی پرسیدم که چرا اینجوری شده؟ گفت، بدن این فرد کرخت است . وقتی تکه تکه می افتد شخص متوجه نمی شود. ما دچار کرختی اساسی جذام‌وار شده ایم. وقتی می بینیم افرادی که برای نظام دل می سوزانند و چیزی از نظام نمی خواهند و حرفشان هم بازگشت به قانون اساسی و اصول است و ما راحت آنها را مورد هتاکی قرار می دهیم و حتی مثلا به آقای کروبی حمله فیزیکی می کنیم ، باید بدانیم که یک کرختی اساسی پیدا کرده ایم."

وی در پاسخ به این پرسش که آنچه از خاطرات امام و یاران ایشان از دهه اول بر می آید ، این تصویر را ایجاد می کند که آزادی سوال و انتقاد و مخالفت با نظرات دیگران و ایشان در آن زمان معمول بوده است، چرا امام که خود نظریه پرداز ولایت فقیه بودند، مساله تمکین مطلق را در این موارد مطرح نمی‌کردند؟ هم می گوید : البته در آن دروان به دلیل محبوبیت امام، مخالفت با ایشان یک نوع بدبینی نسبت به شخص در جامعه ایجاد می کرد اما این مانع از آن نبود که افراد و نهادهای مختلف ار جمله مجلس نظر خود را اعلام نکنند. من افراد مختلفی را یادم هست که حرفهای درشتی هم در رابطه با امام زده بودند و فکر نمی کردند به نظر امام رسیده است. بعدا فهمیده بودند و از ایشان وقت خواسته بودند و ایشان بلافاصله وقت داده بود. این مساله در سطح جامعه هم انعکاس پیدا می کرد.

تحمل، مدارا و آزاداندیشی بخشی از اعتقادات دینی ما است که هیچ نوع تناقضی با مساله قانون اساسی ندارد بلکه قانون اساسی در همه جا به این مساله تاکید کرده است. البته بیم آن هست یک موقع اجماعی پیش آید که به دلیل ناکارآمدی و بدعمل کردن ما، مردم در هیچ موردی را قبول نکنند. من فکر نمی کنم در اصل آن چیزی که انقلاب برای آن اتفاق افتاد، مشکلی باشد.مشکل در عملکرد ما است.گر زمانی مردم تصمیم جمعی و اجماعی بگیرند در برابر موج آن نمی شود ایستاد.

به نفع کشور است که بر سر یک امر مهم و بنیادی بنام قانون اساسی اجماع کنیم
مهندس موسوی در پایان این گفتگو ابراز می دارد :آنچه من مطرح می کنم از نظر سیاسی به عنوان یک فرد کوچک که مختصر آشنایی با وضع کشور دارم این است، به نفع کشور ما است که بر سر یک امر مهم و بنیادی بنام قانون اساسی اجماع کنیم.ممکن است بنده و شما عقاید متفرع و مختلفی داشته باشیم ولی لازم است که بر همین قانون اجماع بکنیم و مشکلات را حل کنیم و از این تفرق بیرون آییم و اصلاحات خوبی را در کشور انجام بدهیم . من این را بهترین مساله برای اجماع می دانم .

خود قانون اساسی هم وحی نیست و اگر لازم باشد میتواند اصول آن مورد تجدید نظر قرار گیرد همانطور که در سال 68 اینچنین شد .ما اگر این اجماع را داشته باشیم، در فضایی که حضرت امام در این منشور می فرمایند، قضیه بگونه ای خواهد بود که باز هم مردم مدافع ارزشهای اسلامی خواهند بود. اگر مشکلات حل شود مردم دنبال حاکمان می آیند ولی اگر ببینند که آنها را بدبخت تر می کنند، فشار بیشتر می کنند، مشکلات را زیاد می کنند؛ به نظر من اصلا نمی شود روی آن حساب کرد.

وی می گوید :اینکه به مردم بگوییم علی رغم همه بدی ها و ضعف ها و فساد ها پشت حاکمیت بایستید؛ این جوانمردانه نیست. نظام باید مشکلات همه مردم را حل کند یا اینکه در جاهایی که نمی تواند کاری بکند، مردم را قانع سازد.از تکنولوژی هسته ای تا سیاست های اقتصادی و کارآمدی.مردم از این نظام انتظار دارند.

سخن پایانی مهندس موسوی هم یک توصیه و هشدار بود : مردمی که در انقلاب به صحنه آمدند یقینا برای این تحمل اینهمه مشکل نیامدند.آنها آمده بودند تا به رفاه و آزادی برسند.اگر درست عمل نکنیم این فضا از دست می رود نه اینکه ما می خواهیم از دست برود، خودش می رود.حکومت باید مشکلات مردم را حل کند.مثل دفاع مقدس که اگر مردم نبودند دشمنان می آمدند کشور را می گرفتند. آنها که دیگر چرتکه نمی انداختد که اینها مسلمان هستند و باید مراعات کنیم. مشکلات کشور همچنین شکلی دارد اگر دولت در مسائل مختلف کارآمد نباشد مردم برنمی تابند و اعتراض می کنند. عدم کار آمدی به طور قطع به سلب مشروعیت نظام ختم می شود.

 

* هشدار دادستان به رسانه‌ها: مقابل منتشرکنندگان اخبار بدون مبنا می‌ایستیم

دادستان تهران با هشدار به رسانه‌ها گفت:دادستانی با كسانی كه بدون مبنا ومستند اخباری را منتشر می‌کنند،خواهد ایستاد.

به گزارش ایلنا، عباس جعفری دولت آبادی طی سخنانی در مراسم تودیع معارفه سرپرست دادسرای خارک اظهار داشت: نویسندگان قانون اساسی زحمت زیادی برای آن کشیده‌اند و قانون مترقی را برای ما به ارث گذاشته‌اند.

وی افزود: اصل 3 قانون اساسی ترسیمی از جامعه اسلامی كرده و در آن اطلاع رسانی و موارد مورد نیاز جامعه اسلامی را در بندهای آن آورده است و امیدوارم این اصول قانون اساسی کم کم برای مردم تبیین شود.

دادستان تهران با بیان اینکه در جامعه اسلامی، گسترش فضایل اخلاقی اصل است، اظهار داشت: جامعه اسلامی نمی‌تواند درباره نشر اکاذیب و تهمت‌ها ساکت بماند بنابراین اگر امروز در جامعه دروغ پردازی در بین مردم و رسانه‌ها رواج یافته، زنگ خطری است که نشان می دهد ما چقدر می توانیم از جامعه اسلامی دور یا نزدیک شویم.

جعفری دولت آبادی با بیان اینکه اولین جهت‌گیری جامعه دینی در جلوه‌های رفتاری نمایان می‌شود،گفت: هشدار می‌دهم که دادستانی درباره دروغ پردازی و مطالب کذب به خصوص به سایت‌هایی که مطالب خلاف واقع و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی می‌کنند و همچنین با کسانی که بدون مبنا ومستند اخباری را منتشر می‌کنند خواهد ایستاد.

دادستان تهران ادامه داد: مردم از انتشار برخی اخبار نگران‌می شوند. زمانی که بدون مدرك و دلیل می‌گوییم یکی از مقامات تخلفاتی را انجام داده و بررسی نمی‌شود، مردم فکر می‌کنند که این موضوع صحت دارد. در حوادث اخیر شاهد بودیم سایت‌ها ، اخبار کذبی منتشر می‌کردند و در روزهای اخیر نیز دیدیم که برخی سایت‌ها خبری مبنی بر تخلفات یکی از مقامات ارشد قضایی انتشار دادند که کاملا کذب محض بود.

وی گفت:‌سایت‌ها می‌خواستند رابطه مقام سابق را با مقام جدید به هم بزنند. تاکید می کنم سامانه‌های رایانه‌ای از این کار دست بردارند وگرنه دادستانی به سراغ آنها خواهد آمد.
دادستان تهران با بیا ن اینكه برخی از این سایت‌ها در هیچ مرجعی به ثبت و ضبط نرسیده‌اند گفت: زمانی كه پیگیری كردیم متوجه شدیم كه مسوول برخی از سایت‌هایی كه اخبار كذب منتشر می‌كنند مشخص نیست. از وزارت ارشاد در این خصوص سوال پرسیدم و آنها نیز اعلام كردند كه از مسوول و یا مكان آنها بی اطلاع هستند. عده‌ای فكر می‌كنند پركاری آنها در رواج دروغ پردازی است.

جعفری دولت آبادی به بند 9 اصل 3 قانون اساسی اشاره كرد و گفت: تبعیض دربرابر تساوی است مردم وقتی رفتار تبعیض آمیز می بینند به رفتار حاكمان مشكوك می شوند منظور از تبعیض ناروان استثنائات و محدود كردن حقوقی بوده كه از نویسندگان قانون می توانسته تبعیض ناروا باشد .

وی با تاكید بر اینكه عدالت باید مطلق و فراگیر باشد اظهار داشت: وقتی دستگاه حكومت عدالت بورزد اما مردم و حامیانش ببینند كه دولت تبعیض قائل می شود ممكن است برایشان سوال ایجاد شود مردم دوست دارند عدالت را در همه سطوح ببینند.

دادستان تهران با بیان اینكه نباید در عدالت تبعیض راه داشته باشد، خاطرنشان كرد:‌هركس كه مرتكب جرمی میشود باید تحت تعقیب قرار گرفته و از حاشیه امنی برخوردار نباشد. مردم نباید فكر كنند برخی از حاشیه امن برخوردار بوده و در صورت تخلف كسی با آنها كاری ندارد.

دادستان عمومی و انقلاب تهران گفت: با تامین حقوق همه جانبه افراد اعم از زن و مرد و اجرای آن ، اعتماد همیشگی مردم به حكومت تضمیین خواهد شد.

وی عملكرد صحیح ‏‌، به موقع ، بدون تبعیض و براساس قانون را از راه‌های ایجاد امنیت قضایی عنوان كرد وگفت:‌‌ما نمی توانیم بگوییم افكار عمومی برای ما مهم نیست. خواه ناخواه در ترازوی نقد مردم قرار خواهیم گرفت. مطمئن باشید اگر عملكرد ها صحیح باشد ، مردم به ما ایمان خواهند آورد.

جعفری دولت آبادی با بیان اینكه مردم از دستگاه قضایی در كنار سرعت، دقت كافی در رسیدگی به پرونده‌ها را خواستارند، ادامه داد: ورود به هنگام دادسرا، قضات تحقیق و بازپرسان می تواند مجرمان را بر سر جای خود بنشاند.

وی تصریح كرد: دستگاه قضایی باید در نزد افكار عمومی از وجهه‌ی بالایی برخوردار باشد و هر زمان كه از وجهه مناسبی برخوردار نبود باید ترسید.

جعفری دولت‌آبادی با بیان اینكه در حوزه امنیت قضایی از دادستان‌ها انتظار می‌رود كه در جرائم سلب آسایش عمومی ورود جدی‌تر كنند، گفت: برخی از جرائم چون سرقت موجب سلب آسایش امنیت عمومی می‌شوند. گزارش‌های نیوری انتظامی نیز حاكی از بالا بودن ارتكاب این جرم است. كار به جایی رسیده زمانی كه اشخاص به مسجد می‌روند كفش خود را به داخل آن مكان می برند.این نشان از تفكری است كه در میان مردم بوجود آمده و برای ما خوب نیست. باید بررسی شود كه به چه میزان از احكام سارقان در دایره اجرای احكام مانده و خاك خورده است.

وی به تخریب اموال عمومی و دولتی در حوادث بعد از انتخابات اشاره كرد و گفت: تخریب اموال دولتی ، تعدیات ماموران به مردم و بالعكس ، امنیت قضایی و افكار مردم را به خود جلب می كند به همین دلیل ما موظفیم این مسائل را با جدیت پیگیری كنیم.

دادستان تهران تاكید كرد: امروز مردم در همه حوزه‌ها امنیت می‌خواهند.ما باید وظایف خود را طبق قانون و بودن تبعیض انجام دهیم.اشخاصی كه به دادگستری می آیند نمادشان باید پشت درب باقی بماند و از آنجایی كه انسان‌ها كرامت دارند، برای ما نباید متفاوت باشند.

جعفری دولت‌آبادی در بخش دیگری از سخنان خود به اظهارات اخیر فرماندهان نیروی انتظامی و انتقاد آنان به عملكرد دستگاه قضایی اشاره كرد و گفت: در حال حاضر شاهد هستیم كه این دو نیرو همواره مسائل مرتبط با یكدیگر را در مطبوعات به هم پاس می دهند .ما از فرماندهان انتظامی می‌خواهیم كه این مسائل را این چنین مطرح نكنند.
دادستان تهران ادامه داد: در برابر تقابل و آوردن حرف‌ها به مطبوعات ،‌قضات ما نیز حرف دارند اما باید توجه كرد كه شان دستگاه قضایی باید حفظ شود. 

جعفری دولت آبادی با بیان اینكه تدبیر دستگاه قضایی در این خصوص سكوت است، اظهارداشت: این سكوت ما به معنای پاسخ نداشتن نیست بلكه بدلیل وجود برخی موانع معتقدیم این مسائل باید بین طرفین مطرح و حل و فصل شود.

 

* حمله دزدان شبگرد به بنیاد حفظ و نشر آثار شهید بهشتی

شب گذشته عده ای که ظاهرا سارق بوده اند به محل بنیاد حفظ و نشر آثار شهید بهشتی دستبرد زده اند.

به گزارش کلمه در این سرقت سارقان تعدادی از مونیتور های بنیاد شهید بهشتی را دزدیده و وسایل داخل کشو ها را روی زمین ریخته اند.

پلیس آگاهی، امروز برای بررسی حادثه و پیگیری موضوع در محل حاضر شد.

مسوولیت بنیاد حفظ و نشر آثار شهیدآیت الله دکتر بهشتی فرزند او سید علیرضا بهشتی است.

 

* نيكبخت: آخرين دفاع از نبوی اخذ شد

وكیل بهزاد نبوی از برگزاری آخرین جلسه رسیدگی به اتهامات موكل خود خبردادو گفت: صبح امروز در شعبه 15 دادگاه انقلاب پرونده موكلم رسیدگی و ختم رسیدگی اعلام شد.

صالح نیك بخت در گفتگو با ایلنا با اعلام این مطلب ،اظهارداشت: سومین جلسه رسیدگی به اتهامات بهزاد نبوی از ساعت 9 صبح در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی آغاز و تا ساعت 12:30 طول كشید.

وی با بیان اینكه در ابتدای جلسه نبوی به دفاع از خود پرداخت،ادامه داد: بعد از نبوی در جایگاه قرار گرفته و دفاعیات خود از موكلم را ارائه كردم. در انتها نیز قاضی پرونده با اخذ آخرین دفاع از موكلم ختم رسیدگی را اعلام كرد.

وكیل نبوی گفت: قرار شد بخشی از مطالب و دفاعیات را كه موكلم ننوشته بود را تا روز شنبه به دادگاه ارائه دهد.

نیك‌بخت به دلیل غیرعلنی بودن جلسه دادگاه از ارائه هرگونه جزئیات بیشتر خودداری كرد.

وی در پاسخ به این پرسش كه با توجه به ختم رسیدگی ، آیا قاضی پرونده تصمیمی برای تبدیل قرار بهزاد نبوی ندارد ، گفت‌: در جلسه امروز صحبتی در این باره نشد اما امیدوارم با توجه به وضعیت جسمانی موكلم، قاضی پرونده هرچه سریع‌تر با تبدیل قرار نبوی به وثیقه یا كفالت موافقت كند.

 

* تذکر لاریجانی به نماینده دولت

رئیس‌ مجلس شورای اسلامی در پاسخ به تذكر آئین‌نامه‌ای توكلی گفت: نماینده دولت نباید در رای‌گیری‌ها اظهارنظر كند.

به گزارش فارس احمد توكلی نماینده تهران در تذكری آئین نامه در جلسه علنی سه شنبه مجلس اظهار داشت: مسعود پور مدیر كل پارلمانی دولت در بین صندلی نمایندگان تردد می‌كند. همچنین وی در هنگام رای گیری‌ها با دو و چهار گفتن در مورد رای گیری‌ها اظهار نظر می‌كند و این خلاف قانون اساسی است.

علی لاریجانی در پاسخ به تذكر توكلی گفت: این اشكال وارد است و نماینده دولت نباید در رای گیری‌ها اظهار نظر كند.

نیكبخت همچنین گفت: بهزاد نبوی امروز از بیمارستان به دادگاه رفته و پس از اتمام جلسه مجددا به بیمارستان بازگشت

 

* انصاری: غیبت هاشمی لطمه جبران‌ناپذیر به جایگاه نمازجمعه است

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: غیبت هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه یک لطمه جبران ناپذیر به جایگاه و حیثیت نماز جمعه در مرکز سیاسی کشور است.

مجید انصاری در گفتگو با ایلنا، در پاسخ به سوالی درباره تداوم غیبت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران، یادآور شد: مطمئنا هاشمی رفسنجانی یکی از برجسته‌ترین ائمه جمعه بعد از انقلاب اسلامی بوده است و اگر قرار باشد خطبه‌های ایشان مورد تحلیل محتوا قرار گیرد، نزدیک‌ترین خطبه‌ها به روح نماز جمعه در اسلام است که در آنها علاوه بر دعوت به تقوا و پاکی، تحلیل‌هایی آگاهی بخش از رویدادهای جهان اسلام بیان می شود و لذا خطبه‌های هاشمی بالاترین نمره را خواهد گرفت.

وی با بیان اینکه خطبه های تحلیلی هاشمی رفسنجانی در طول نزدیک سه دهه به عنوان یکی از مراجع مهم تاریخ معاصر ایران مورد استفاده آیندگان قرار خواهد گرفت، تصریح کرد: با کمال تاسف غیبت هاشمی به معنای محروم کردن مردم و تاریخ کنونی از تحلیل‌های عمیق، هم در مسائل سیاسی و هم مذهبی است، بخصوص اینکه ایشان در خطبه‌های آخر خود بحث مبانی انقلاب اسلامی را آغاز کرده بودند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: غیبت هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه یک لطمه جبران ناپذیر به جایگاه و حیثیت نماز جمعه در مرکز سیاسی کشور است و نمی‌دانم که دلیل آن ملاحظات شخصی ایشان است و یا تضییقات و انتظارات ستاد اقامه نماز جمعه.

انصاری با انتقاد از برخی خطیبان نماز جمعه اظهار داشت: خطبه‌هایی که توسط برخی خطبا بیان می‌شود با اهداف انقلاب، وحدت ملی و متانت این جایگاه تناسب ندارد و یک جانبه‌نگری و بکار بردن تعابیر خشن نتیجه‌ای جز پایین آمدن جایگاه نماز جمعه و کاهش شرکت کنندگان در‌آن ندارد و امیدوارم هاشمی هرچه زودتر روشنگری خود را در نماز جمعه ادامه دهد.

عضو مجمع روحانیون مبارز در ادامه، در پاسخ به سوالی در خصوص هدف حذف برخی چهره‌های انقلاب، گفت: جریانی در سطح کشور تلاش می‌کند نیروهای ریشه‌دار و مورد اعتماد مردم را حذف کند و این مساله منحصر به حذف هاشمی از نماز جمعه نیست.

وی یادآور شد: در در طول 5 سال گذشته در سایر عرصه‌ها هم شاهد هجمه تخریبی فراوان علیه شخصیت‌های بزرگ روحانی و یاران امام(ره) در جناح اصولگرا و اصلاح طلب بوده‌ایم و این جریان حذف رو به گسترش است.

انصاری تصریح کرد: امروز برخی رسانه‌های وابسته به دولت و یا شبهه دولتی، علما، مراجع، بزرگان حوزه و حتی بیت امام(ره) را مورد هتاکی قرار می دهند و قصد دارند عملا انقلاب اسلامی را از پشتوانه‌های ملی محروم سازند که باز هم می گویم به نیات این جریان تخریب گر مشکوک هستم.

وی ادامه داد: این جریان اهدافی دارد که اجرای‌ آنها منوط به تخریب استوانه‌های انقلاب و بی اعتبار کردن‌ آنها در بین مردم و سلب اعتماد عمومی از چهره های اصیل انقلاب است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هشدار داد: احساس می کنم این جریان تا جایی پیش رود که سراغ مقام معظم رهبری هم بروند، زیرا کسانی که به بیت امام(ره) هم رحم نمی کنند‏ بعید است به رهبری فعلی انقلاب هم رحم کنند و لذا اگر فعلا مصلحت می‌دانند که خودشان را پشت این سنگر پنهان کنند و به دیگران حمله کنند، بعید است در‌آینده در این ادعایشان صادق باشند.

 

* شاهپور کاظمی از داخل زندان مدرسه می‌سازد

مهندس شاهپور کاظمی ( برادر دکتر زهرا رهنورد ) از داخل زندان از فرزند خود خواسته ، مقدمات احداث یک باب ” هنرستان تخصصی در حوزه برق و الکترونیک ” را جهت اهداء به آموزش و پرورش فراهم آورد.

به گزارش کلمه،مهندس کاظمی یکی از متخصصین برجسته مخابراتی کشور و مدیر عامل یک کارخانه تخصصی در حوزه الکترونیک و مخابرات است که پس از انتخابات بازداشت شد. وی که نزدیک به پنج ماه است در زندان اوین به سر می برد ، هیچ فعالیت سیاسی نداشته و صرفا”سابقه فعالیت علمی دارد.

اقدام علیه امنیت ملی، ازجمله اتهامات کاظمی است. روزنامه دولتی ایران و خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، نیز برادر همسر میرحسین موسوی را به آن‌چه که «هدایت آشوب‌های اخیر» خوانده‌اند، متهم کرده بودند.

این اتهامات در حالی به او وارد شده که او هیچ گونه فعالیت سیاسی و انتخاباتی نداشته و گفته می شود بازداشت او تنها به منظور تحت فشار قرار دادن مهندس میرحسین موسوی کاندیدای معترض دهمین دوره ریاست جمهوری و همسرش زهرا رهنورد انجام شده است.

شاهپور کاظمی برادر خانم رهنورد همچنین از کارآفرینان حوزه مخابرات است که در زمان جنگ ایران و عراق خدمات مخابراتی و الکترونیکی به صنایع جنگی ایران ارائه می‌داده‌ است.

شرکت‌های مخابراتی پیش از این در نامه ای به رییس قوه قضاییه با تاکید بر این‌که شاهپور کاظمی یکی از کارآفرینان بخش صنعت کشور با ۳۴ سال سابقه خدمت است، تاکید کرده‌اند که او در مدت بازداشت از حقوق اولیه داشتن وکیل و دادرسی محروم بوده است.

انجمن صنفی سازندگان «یو.پی.اس» ایران و سندیکای صنعت مخابرات ایران هم در نامه‌‌های جداگا‌نه‌ای از رییس دستگاه قضایی کشور خواسته بودند که حقوق و شان جایگاه علمی شاپور کاظمی حفظ شود و دستور آزادی او هرچه زودتر صادر شود.

 

* فردوسی‌‌پور: خوش به حالتان که پارازیت ندارید

روزنامه جهان ورزش نوشت: دیشب برنامه نود به خاطر بررسی شرایط صبا تماسی با عباس مرادی، سرپرست صبا داشت. مرادی هنگام مصاحبه صدای فردوسی پور را دیر می شنید طوری که انگار با یکی از اهالی خارج از کشور پای تلفن است.

فردوسی پور هم به شوخی به مرادی گفت:«شما با ماهواره برنامه را نگاه می کنید که صدا دیر می رسد؟» جواب سرپرست صبا باتری هم مثبت بود البته او که ترسیده بود این طور جواب داد:”اینجا کمی مشکل آنتن داریم و بله از ماهواره بازی را نگاه می کنیم “و وقتی جواب مرادی را شنیدمثل همیشه شلوغ بازی دراورد و با قهقه پرسید:”یعنی شما اونجا پارازیت ندارید؟”مرادی که نمی خواست جواب بدهد پرسید:”بله..؟”و عادل هم خودش بحث را جمع کرد و گفت:«هیچی خوش به حال شما که پارازیت ندارید.»

 

نوشته شده توسط دکتر اسکویی در چهارشنبه بیستم آبان 1388 ساعت 1:3 | لینک ثابت |

 

آخرین اخبار روز دوشنبه

«من خوف این را دارم که شما ملت بزرگ ایران، که برای خدا قیام کردید و برای خدا جوانهایتان را دادید و برای خدا زحمات طاقت فرسا کشیدید و همه چیزتان را فدای اسلام کردید، با این جریانی که به نظر می آید که دارد پیش می رود، یک وقتی متوجه بشوید که _ خدای نخواسته _ با انعزال این مردم، اینهایی که خدمتگزار هستند، یک حکومت قلدری با اسم اسلام، با اسم جمهوری اسلامی، با اسم خدمتگزار به اسلام بیاید و همه ی زحمتهای شما و خونهایی [را] که دادید، هدر ببرد.»

صحیفه امام، جلد 15 ص ص366

 

آن روزی که شما احساس کردید که می خواهید فشار به مردم بیاورید، بدانید که دیکتاتور دارید می شوید. بدانید که معلوم می شود مردم از شما رو برگردانده اند.»

صحیفه امام، جلد 18، ص 79

 

«در شروع مبارزات اسلامی اگر می خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می شنیدی که شاه شیعه است! عده ای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام می دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است.»

 امام خمینی(ره)، منشور روحانیت

 

« امروز عده ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه ی دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند.»

صحیفه امام، جلد 21، منشور روحانیت

 

والنهار اذا تجلی

" و قسم به روز  چون آشکار شود "

 

آنان که بهر ذلتی تن می دهند تا زنده بمانند، مردگان خاموش تاریخ اند!

***

ما همان ترکش خوردگان جبهه ایم

مرگ را خوردیم و اما زنده ایم

****

چهره بالا را به خاطر بسپارید !!

کسی که تخم نفاق و کينه رو ميون امت پاشيد.

**********

* با عقب نشینی مجلس؛110 هزار میلیارد تومان بودجه سالانه یارانه ها تحت اختیار مطلق دولت کودتا قرار گرفت

شبکه جنبش راه سبز(جرس):اکثریت محافظه کار مجلس هشتم روز یک شنبه با عقب نشینی در مقابل تهدیدات محمود احمدی نژاد اختیار مطلق 110 هزار میلیارد تومان بودجه سالانه یارانه های متعلق به مردم را در اختیار مطلق دولت بر آمده از کودتا قرار دادند.

مجلس هشتم روز یک شنبه 17 آبان به  دولت بر امده از کودتا اجازه داد صد در صد درآمد حاصل از هدفمند کردن یارانه ها را در قالب قانون بودجه هزینه کند.

با این مصوبه دولت بر آمده از کودتا مجاز شد در راستای اجرای این قانون وجوه حاصل را به ردیف درآمدی مربوط مندرج در قانون بودجه واریز و معادل صد در صد اعتبار تحت عنوان اعتبارات موضوع هدفمند سازی یارانه ها (درآمد - هزینه) را هزینه کند.

لایحه هدفمندكردن یارانه‌ها که با حذف یارانه ها و آزاد سازی قیمت ها همراه خواهد بود با 121 رای موافق، 51 رای مخالف، 19 رای ممتنع از مجموع 217 عضو حاضر در جلسه علنی روز یک شنبه مجلس به تصویب اکثریت محافظه کار مجلس هشتم رسید.

محمود احمدی نژاد چند روز پیش با حضور غیر منتظره در مجلس که با تنش هایی همراه بود تهدید کرده بود که در صورت عدم تصویب اختیارات مطلق دولت بر نحوه هزینه 110 هزار میلیارد تومان بودجه سالانه یارانه ها، لایحه "هدفمند کردن یارانه ها" را از مجلس پس می گیرد.

 

* مجلس در برابر احمدی نژاد کوتاه آمد؛هدف تضعیف طبقه متوسط است

مرتضی نیک پندار


جلسه علنی مجلس شورای اسلامی درباره لایحه هدفمند کردن یارانه ها در روز یکشنبه در حالی ادامه یافت که همانگونه که پیش بینی می شد نمایندگان مجلس یک گام دیگر در برابر خواسته احمدی نژاد برای داشتن اختیارات مطلق درباره نحوه هزینه کردن هزاران میلیارد تومان پول یارانه ها کوتاه آمدند. اقدام نمایندگان مجلس پس از آن صورت گرفت که شنیده شد نظر رهبر جمهوری اسلامی ایران در این زمینه مبنی بر بازگذاشتن دست دولت است. همچنین حسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح نیز در اقدامی بی سابقه صراحتا از مجلس خواست تا دولت را یاری کند.
 
لایحه ۱۷ ماده ای هدفمند کردن یارانه ها به جنجالی جدید میان مجلس و دولت احمدی نژاد تبدیل شده است.  براساس ماده ۱۳ این لایحه که هفته گذشته توسط نمایندگان  به تصویب رسید، دولت موظف شده بود که پول یارانه ها را در چهار ردیف درآمدی و هزینه‌ای در لوایح بودجه سالیانه بگنجاند تا امکان نظارت مجلس و دیوان محاسبات بر میران درآمدها و نحوه هزینه کردن آن ها وجود داشته باشد. اما نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی روز یکشنبه، ماده ۱۶ این لایحه را به نحوی تصویب کردند که به دولت اجازه می دهد تا معادل صد در صد پول یارانه ها را هزینه کند. بدین ترتیب دولت براي خرج کردن هزاران میلیاردها تومان پول یارانه ها نياز به اجازه گرفتن از مجلس نخواهد داشت. نکته جالب این است که در مصوبه مجلس، اختیارات دولت تنها به سال جاری محدود نشده و برای سال های آینده نیز دولت اختیار مطلق در نحوه هزینه کردن این پول دارد. نمایندگان مجلس البته همچنان در برابر خواسته احمدی نژاد مبنی بر عدم واریز پول یارانه ها به خزانه (بیت المال) و ذکر نشدن آن در بودجه سالیانه پافشاری می کنند و دولت را مکلف کردند که وجوه حاصل از هدفمند كردن يارانه‌ها را به يك رديف درآمدي در لايحه بودجه واريز كند. بدین ترتیب دولت احمدی نژاد نیمی از خواسته خود را هنوز به دست نیاورده است. این دولت می تواند هزاران میلیارد تومان درآمد ناشی از پول یارانه ها را بدون نظارت مجلس هزینه کند اما به هر حال باید  رقم این درآمد را اعلام کند و در بودجه سالیانه خود بگنجاند. هنوز مشخص نیست که واکنش محمود احمدی نژاد به تصمیم مجلس چه خواهد بود و آیا او حاضر خواهد بود از بخشی از اختیارات مطلق خود چشم پوشی کند. احمدی‌نژاد هفته گذشته با حضور سرزده در مجلس نمایندگان را تهدید کرد که در صورتی که برای اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها"اختیارات مطلق" نداشته باشد، این لایحه را پس خواهد گرفت.

کارشناسان سیاسی و اقتصادی نگران آن هستند که آزادی عمل دولت احمدی نژاد در نحوه هزینه کردن ارقام میلیاردی پول یارانه ها منجر به تغییرات نامطلوب در ساخت سیاسی و بافت اجتماعی ایران شود. اختیارات مطلق احمدی نژاد در این باره به او این اجازه را خواهد داد که بدون حسابرسی و نظارت، این درآمد را هر کجا که بخواهد خرج کند. بدین ترتیب دولت احمدی نژاد به مدلی تبدیل خواهد شد که در علوم سیاسی از آن با عنوان دولت حامی پرور نام می برند. دولتی که با بذل پول و حمایت مادی از گروه ها و اقشار اجتماعی خاص، طرفداری آنان را در موقعیت های خاص سیاسی به دست می آورد. دولت احمدی نژاد پیش از این نیز با انجام تخلفات قانونی گسترده تلاش خود برای حامی پروری را نشان داده بود. افزایش حقوق بگیران و بازنشستگان دولتی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و سپس کاهش مجدد آن پس از انتخابات از آخرین نمونه های این مساله است. مطابق موادی از لایحه هدفمندسازی یارانه ها که به تصویب مجلس رسیده، دولت احمدی نژاد یارانه ها را به طور نقدی و یا غیرنقدی به هر کسی که صلاح بداند پرداخت خواهد کرد. این در حالی بود که کارشناسان اقتصادی پیش از این اصرار داشتند که این پول بر مبنای دهک های درآمدی جامعه به تناسب پرداخت شود.

در عین حال برخی جامعه شناسان ابراز نگرانی می کنند که آزادسازی یارانه ها همزمان با دادن اختیارات مطلق به دولت احمدی نژاد می تواند تغییرات چشمگیری در طبقات اجتماعی ایران ایجاد کند. به عقیده آنان طبقه متوسط ایران که مخالف جدی سیاست های رژیم کنونی جمهوری اسلامی است، در اثر اجرای لایحه هدفمندسازی یارانه ها دچار آسیب جدی خواهد شد. تضعیف طبقه متوسط البته نگرانی های دولت احمدی نژاد را از رویارویی با نارضایتی های عمومی در آینده کمتر خواهد کرد.
 
 
 
* آزادی هادی حیدری و 4 نفر دیگر از اسرای کمیل سبز

 شبکه جنبش راه سبز(جرس):هادی حیدری، محمدجواد مظفری، محمدامین شیرزاد، ابراهیم شیركوند و میثم وره چهر از اسرای کمیل سبز ساعتی پیش آزاد شدند.

این پنج نفر در هجوم ماموران امنیتی به مراسم دعای کمیل که برای آزادی زندانیان سیاسی در خانه پدر همسر شهاب طباطبایی، رییس ستاد88 کشور برگزار شده بود، بازداشت شدند.

سایت نوروز که خبر آزادی 5 نفر از اسرای کمیل سبز را منتشر کرده،افزود"بازداشت شدگان کمیل سبز بیش از دوهفته است که در بند کودتاگران که حتی مراسم مذهبی و دعا خواندن مومنان سبز را هم برنمی تابند، گرفتار بودند. 20 نفر از بازداشت شدگان این مراسم به زندان اوین منتقل شده بودند که حیدری، مظفری، شیرزاد، شیركوند و میثم وره چهر در میان این 20 نفر بودند."

روز گذشته، داور میر و تقی رمضان زاده، برادر عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت اصلاحات و عضو دربند شورای مرکزی حزب مشارکت نیز  که در مراسم دعای کمیل بازداشت شده بودند آزاد شدند.

با آزادی این افراد هنوز 13 نفر دیگر از بازداشت شدگان در مراسم دعای کمیل در بند هستند.

 
 
* ضرورتهای نخستین مرحله جنبش سبز

بهاره آزادی


خلاصه: محسن کدیور شنبه 9 آبان 88 ( آخر اکتبر 2009) در جمع اساتید، دانشجویان و هموطنان ایرانی در دانشگاه نورث وسترن شیکاگوی تحت عنوان "ضرورتهای نخستین مرحله نخستین جنبش سبز" سخن گفت. او در این سخنرانی در ضمن تشریح هفت نکته کلیدی، بحث خود را با تجلیل از سخنان شجاعانه محمود وحید نیا در انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی در حضور وی آغاز کرد و از مراجع ساکت تقلید و اساتید منفعل دانشگاهها خواست که از این کاوه جوان درس عزت بیاموزند. وی گفت که از این به بعد هیچ جلسه ای برای آیت الله خامنه ای امن نخواهد بود و جوانی سبز برخواهد خاست و با صراحت زبان به انتقاد خواهد گشود.  

کدیور دومین نکته خود را به شکافتن راز فساد جمهوری اسلامی اختصاص داد. او این کانون سرطانی را "استبداد دینی" دانست و از کسانی که راز فساد را "حضور دین در عرضه عمومی یا سیاست یا دولت" ارزیابی می کنند، انتقاد کرد. اگر جنبش سبز نبرد سکولارها علیه حکومت دینی ارزیابی شود، چگونه متنفذترین رهبر معنوی این جنبش یک مرجع تقلید است؟  

این اسلام شناس منتقد جمهوری اسلامی درسومین بخش سخن خود گفت:"در مقابل تفریطهای رژیم به دام افراط نیفتیم". کدیور با اشاره به عبرت از برخی تندرویها در زمان نهضت ملی شدن صنعت نفت و اصلاحات که مآلا به استحکام استبداد انجامید از برخی شعارهای راه پیمائی های اخیر انتقاد کرد. به نظر وی مطالبات ملت مظلوم ایران از هر چیزی مهمتر است، اما ما حق نداریم از چارچوب اخلاق و اعتدال خارج شویم.

کدیور سپس به تشریح سه اصل مهم "ملاحظه مقدورات، مرحله بندی مطالبات و برنامه ریزی دقیق مطالبات هر مرحله" پرداخت. به نظر این استاد دانشگاه "تکیه بر پیاده کرده اصول بر زمین مانده قانون اساسی جمهوری اسلامی" هدفی حداقلی، ممکن و متناسب با مقدورات ماست، در عین اینکه مخالفت ما با اصل ضد دموکراتیک ولایت مطلقه فقیه بجای خود محفوظ است. به نظر وی بحث از نوع حکومت به رفراندم و نظر قاطبه ایرانیان بستگی دارد و به هر حال مربوط به مرحله نخستین نیست.

دیدگاه های جنبش سبز درباره سیاست خارجی آخرین بحث کدیور را به خود اختصاص داد. وی با صراحت هر گونه حمله نظامی و تحریم اقتصادی را به ضرر قطعی ملت ایران ارزیابی کرد. به نظر وی دموکراسی و حقوق بشر در ردیف اول مطالبات ملت ایران است و مباحث مرتبط با انرژی هسته ای علیرغم اهمیت زائدالوصفش برای غرب و دیکتاتورهای ایران، از چنین اهمیتی برای ملت ایران برخوردار نیست. او هر نوع مصالحه ای بین دولت غاصب احمدی نژاد و دول غربی که به قیمت نادیده گرفته شدن مطالبات اصلی ملت ایران بیانجامد را از منظر جنبش سبز بی اعتبار دانست.

گزارشی از سخنان مهم کدیور به شرح ذیل است:


دادخواهی کاوه جوان در حسینیه سلطان جائر

در اوایل دهه‌چهارم جمهوری‌اسلامی رهبر ما امثال محمود وحید نیا دانشجوی دارای مدال طلای المپیاد ریاضی جهانی است که با شجاعت تمام صدای ملت خودش را در برابر یک سلطان ستمگر به جهانیان اعلام می‌کند. در سرزمین کاوه‌ی آهنگر باید مقابل ضحاک این‌گونه سخن گفت. به فرموده پیامبر (ص): "افضل الجهاد کلمة عدل عند امام جائر" (بالاترین جهاد دادخواهی نزد پیشوای ستمگر است). امروز هر کدام از ما باید مانند محمود وحید نیا وظیفه‌خود را ایفا کنیم. می‌باید بسیاری از مراجع ساکت تقلید از محمود وحید نیا درس شجاعت و ایران‌دوستی و عمل به وظایف دینی بگیرند. بسیاری از اساتید دانشگاه باید از این دانشجوی خودشان درس عزّت بیاموزند. فی‌الواقع باید یاد او را گرامی بداریم که فصل تازه‌ای را در تاریخ کشور ما گشود.

یقین بدانید هر جلسه‌دیگری که آیت‌الله خامنه‌ای برگزار کند امثال این جوان بلند خواهند شد و سخن خواهند گفت. دیگر هیچ جلسه‌ای برای آیت‌الله خامنه‌ای امن نیست. هرجا بخواهد سخن بگوید، به‌شکل طبیعی یک جوان دستش را بلند می‌کند و می‌گوید «من هم حرف دارم!» این اولین بار است در جمهوری اسلامی که کسی می‌گوید ما هم اجازه‌سخن گفتن می‌خواهیم، ما حرفی متفاوت با حرف شما داریم، مگر شما بت هستید؟ برخی از زندانیان سیاسی ما جرم‌شان صرفا این است که برای رهبر جمهوری‌اسلامی نامه‌سرگشاده نوشته‌اند و از او انتقاد کرده‌اند.

امروز سخن ما با بسیاری از اساتید و علما همین است. یک عمر پای سفره‌این ملت نشسته‌اید و نمک خورده‌اید؛ امروز انتظار داریم تویی که نویسنده‌ای، تویی که علم دین می‌دانی، تویی که علوم‌انسانی می‌دانی ساکت ننشینی. اگر ساکت نشستی ملت ترا نخواهد بخشید، خدا ترا نخواهد بخشید، تاریخ هم ترا نخواهد بخشید.


نکته کانونی فساد جمهوری اسلامی استبداد دینی است نه اصل دین

نکته دوم: این جنبش وارد مراحل تازه‌ای شده است. می‌توانیم بگوییم دموکراسی به‌سبک ایرانی. سبکِ ایرانی ِ دموکراسی یک روش تازه برای برقرار کردن و بومی‌کردن مناسبات دموکراتیک در ایران است. دعوای امروز ایران، دعوای این مرحله، دعوای دین و بی‌دینی نیست. کسانی می‌خواهند میان دعوا نرخ تعیین کنند که این نظام فاسد شده‌است پس دین‌داری غلط است. اینکه ما بیاییم ذکر بکنیم که الاهیات اسلامی برابر با "الاهیات شکنجه" است، و اسلام حقیقی در سلول‌های اوین قابل‌دسترسی است، و "تجربه‌دینی" توسط بازپرس‌های جمهوری اسلامی القا می‌شود. اگر بخواهیم این‌گونه از تلقی را در جامعه تسری بدهیم، معنایش چه می‌شود؟ می‌شود اینکه بگوییم آهای مسلمان‌ها! اشکال اصلی در دین‌داری شماست و راه رهایی در رها کردن دین است. خد و پیامبر را به کناری بنهید، رستگار می‌شوید!

انگار ما فراموش کرده‌ایم؛ آیا در ایرانِ پیش از انقلاب استبداد سکولار برقرار نبود؟ همه‌اشکالات فقط از اسلام بود که بر صحنه آمد؟ آیا صدام حسین مصداق اسلام بود که این‌شکل خشن استبداد را در همسایگی ایران برقرار کرد؟ آیا سکولاریسم در همه‌دنیا برابر دموکراسی بوده است؟ و دین‌داری در طول تاریخ برابر استبداد بوده است؟ کجا ما این دو فرضیه را اثبات کرده‌ایم؟ آیا همه‌رژیم‌های فاشیست رژیم‌های دینی بوده‌اند؟ این شعرها را بر چه مبنائی سروده اید؟ کجا این فرمول‌ها را اثبات کرده‌اید؟

نه تلازمی بین سکولاریسم و دموکراسی است، نه لزومی بین دین‌داری و استبداد است. آن‌ها که چنین تلازم بی دلیلی را ادعا می کنند، شیپور را از سر گشادش می‌نوازند. الان در ایران دعوای بین دین‌داری و بی‌دینی نیست. مسئله‌اصلی ایران مسئله‌استبداد است، نشانی غلط ندهید. این مدعیان بی بصیرت  بهترین طعمه را برای استبداد دینی در ایران فراهم می‌کنند و کرده‌اند. و هر زمان که به مطبوعات رژیم توجه کنید می‌بینید بهترین طعمه برایشان همین گونه ادعاهای گزاف است. می‌خواهند بگویند جنبش سبز جنبش سکولارها علیه دین‌داران است. نماد دین‌داری جمهوری اسلامی است و نماد بی‌دینی معترضان به جمهوری اسلامی!

این چگونه نبرد بین دین‌داری و بی‌دینی است که مهم‌ترین معترضینش مراجع تقلیدند. اگر ما می‌بینیم طرفین دین‌دارند، دعوا به‌قول زنده یاد دکتر علی شریعتی جنگ "مذهب علیه مذهب" است. دو تفسیر متفاوت از دین علیه هم در حال مبارزه‌اند. یک تفسیر بر تخت قدرت نشسته است و به استبداد جامه‌‌تقدس دینی پوشانده است و می‌گوید اسلام همین است و جز این نیست، تلقی دیگر می‌گوید خیر اینکه تو می‌گویی اسلام نیست. جمهوری‌اسلامی نه جمهوری است نه اسلامی؛ این سخن تاریخی امضای یک مرجع تقلید حوزه‌علمیه‌قم را بنام حسینعلی منتظری با خود دارد. او در آنجا این‌گونه سنجیده مبارزه می‌کند، بنده نوعی هم اینجا بنشینم و بگویم این نبرد یک جنبش سکولار و لائیک علیه یک حکومت دینی است!


در مقابل تفریطهای رژیم در دام افراط نیفتیم

نکته سوم: دعوا سر این نیست که این حکومت یک حکومت دینی است و تنها راه برون‌رفت روی کار آمدن یک حکومت ایرانی است. هر حکومتی که در ایران برقرار شود ایرانی است، نیازی به ذکرش نیست. هر حکومتی در هرجای دنیا به‌نام آن سرزمین خوانده می‌شود، نوع حکومت که با نام ملیت خوانده نمی‌شود. برخی از شعارهایی که ما می شنویم، که افرادی نادانسته می‌دهند، این‌ها در تاریخ ایران سابقه دارد. در زمان نهضت ملی شدن صنعت نفت، بسیاری از توده‌ای‌های دوآتشه کاری کردند که نتیجه‌آن نهضت بسیار ارزشمند شش‌دانگ در خدمت ارتشبد زاهدی، شعبان بی‌مخ و محمدرضا پهلوی قرار گرفت. برگردید ببینید چه شعارهایی آنجا می‌دادند. آن شعارها صرفاً برای این بود که حساسیت دینی مراجع را تحریک کنند تا با مصدق مخالفت کنند، از مصدق یک چهره‌غیردینی ارایه کنند، در نتیجه با دامن زدن به این حساسیت‌ها در جامعه انشقاق ایجاد کنند، که کردند.

در ایران اکثر مردم نسبت به سرنوشت فلسطین حساسند، درعین‌حال به‌شدت از استفاده‌ابزاری از مسئله‌فلسطین بیزارند. حالا بنده بیایم به‌گونه‌ای شعار بدهم که ضداخلاق باشد. ما قرار بوده است که دربرابر هیچ مظلومی در دنیا کوتاه نیاییم، اما اولین مظلوم مظلومِ خانگی است. اولین مظلوم خود ملت ایران است. بسیار خوب، اگر می‌خواهیم بگوییم آقای رئیس‌جمهور تقلبی! شما قبل از اینکه رئیس‌جمهور فلسطین اشغالی‌یا لبنان باشید، رئیس‌جمهورِ اسلامی ایران هستید، لطفاً به‌جای ده‌بار اسم فلسطین و لبنان را بردن یک‌بار هم اسم ایران را بیاورید، این حرف حسابی‌ست. اما اگر بگوییم هیچ‌لازم نیست درباره‌لبنان بگویی، هیچ‌چیز لازم نیست درباره‌غزه بگویی، فقط ایران، خوب می‌توان همین سخن را به‌گونه‌ای بیان کرد که حساسیت‌برانگیز نباشد، می‌توان گفت «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران». اما چرا بگوییم چیزی را که نفی اخلاق اسلامی، نفی عرق ملی‌مان باشد؟ اجازه بدهید بگویم برخی تندروی‌های کودکانه در کشور ما در حال اتفاق افتادن است.

برخی شعارهای افراطی در حال شکل گرفتن است، در برابر برخی اقدامات تفریطی. مولا علی (ع) در نهج‌البلاغه یک جمله‌بسیار بسیار مهم دارد؛ می‌گوید: «لا ترى الجاهل إلا مُفرِطاً أو مُفَرِّطاً». جاهل، فرد نادان یا افراط می‌کند یا تفریط. یا زیاده‌روی می‌کند یا کم می‌گذارد. الان مشکلی که ما داریم این است که حکومت ما افراط می‌کند از زاویه‌ای. اگر قرار باشد ما هم به همان شیوه‌حکومت عمل کنیم، یعنی همان بکنیم که او می‌خواهد، ما هم افراطی‌گری کنیم، با او چه فرقی داریم؟ حکومت ما از مسئله‌ی فلسطین سوء استفاده افراطی می‌کند، قرار نیست ما هم سوء استفاده تفریطی کنیم از این مسئله در جهت مقابل. ما خیلی راحت می‌گوییم بله مسئله‌فلسطین برای من ایرانی هم مهم است، اما اولویت با مسایل ایران است. این می‌شود شکل معقول و بین‌المللی ماجرا. اگر من در هر مجمع بین‌المللی قرار بگیرم از حقوق مردم مظلوم فلسطین دفاع خواهم کرد اما در وهله‌اول حق با مردم مظلوم ایران است، چراکه من ایرانی هستم. در مرتبه‌ثانوی به مسئله‌ی دیگر مظلومان جهان هم فکر می‌کنم. اما اگر قرار شد در میان این مظلومیت‌ها من مسئله‌‌فلسطین را صرفاً ابزاری قرار دهم برای فراموش کردن مسایل داخلی ایران، این سخن پذیرفته نیست. 


ملاحظه مقدورات

نکته‌ چهارم، مقدورات جنبش سبز و ملت ایران است. قرار نیست که ما هر چیز درستی را بلافاصله بر زبان بیاوریم و یکباره بخواهیم. در هر مطالبه‌اجتماعی می‌باید درنظر بگیریم که مردم چه ظرفیتی دارند، کشور چه محدودیت‌هایی دارد. آیا این مطالبه در این شرایط ابراز کردنش صحیح است یا نه؟ برخی از این شعارها و مطالبات گرچه که فی‌نفسه درستند اما پیش از موعد بیان کردن‌شان، تلف کردنشان است، ازدست‌دادن‌شان است‌. کمی صبوری باید بکنیم. اینجا جامعه‌شناسی لازم است، کار میدانی لازم است. بدانیم که ظرفیت دانشجویان ما چقدر است، ظرفیت زنان ما، کارمندان ما، کارگران ما چقدر است. در جامعه‌ای که تورم واقعی بیش از ۳۰٪ است، تو هر تصمیمی که می‌خواهی بگیری باید تضمین کنی آیا این مردم می‌توانند معاش خود را تأمین کنند یا نه، وگرنه نشستن و دستورالعمل‌های بی‌پشتوانه صادر کردن که کاری ندارد.


 مرحله بندی مطالبات

 نکته‌ پنجم؛ مسئله‌مرحله‌بندی مطالبات است. اگر می‌خواهیم این بیمار بهبود پیدا کند، این بهبودی زمان می‌طلبد، سیر مرحله‌به‌مرحله می‌طلبد. حالا اگر من آمدم و همه‌حرف‌های آخر را همان اول ذکر کردم، این شیوه بیمار بیچاره را می‌کشد! بسیاری از چیزهایی که ما مطالبه می‌کنیم اگر در جای خود مطرح نشوند، به‌جای اینکه اثرمثبتی بگذارند، ضداثر خواهند بود. تغییرات فرهنگی و اجتماعی یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. کار کارستانی در ایران شروع شده، اما این کارِ کارستان می‌باید دقیقاً مرحله‌بندی شود.

بله بنده هم موافق هستم، بخش رهبری قانون اساسی جمهوری اسلامی - بخش ولایت فقیه - یک بحث کاملاً ضددموکراتیک، منافی حقوق بشر و برخلاف ارزش‌های عادلانه‌ی اسلامی است. در عین حال می‌بینیم که فصل سوم همین قانون اساسی هم کاملاً زمین مانده است. گفته شده تفتیش عقاید ممنوع است، اما دارد انجام می‌گیرد، تظاهرات به‌شکل مسالمت‌آمیز مجاز است، اما ممنوع شده است. محاکمات سیاسی باید علنی و با حضور هیأت‌منصفه باشد، برخلافش عمل می‌شود. همه‌زندانیان باید از حق داشتن وکیل اختیاری برخوردار باشند، حال آنکه برخوردار نیستند، آیین دادرسی باید رعایت شود، که نمی‌شود. اقرار تحت فشار باطل است، خلافش عمل می‌شود. حالا اگر در این مرحله کسی بگوید من می‌خواهم اصول معطّل‌مانده‌قانون اساسی را اجرا کنم، داد و هوار برمی‌دارند که تو می‌خواهی به اصل ولایت فقیه عمل کنی؟! این اصل ضد دموکراسی است، ضد حقوق بشر است. این‌چنین رفتارهایی می‌شوند بخشی از همان صبور نبودن، مقدرات را درنظر نگرفتن، و میوه را قبل از رسیدن چیدن.

مرحله‌اول جنبش سبز پیاده کردن و اجرای اصول معطّل‌مانده‌قانون اساسی است. هرگز گفته نشده که این قانون باید طابق النعل‌بالنعل اجرا شود، می‌گوییم در این مرحله ما به آن اصولی که معطل مانده و حاکمان به آن عمل نمی‌کنند، اصرار بورزیم. اگر ما همین فصل سوم را بگیریم، همین اصل ۲۷ قانون اساسی را بگیریم، می‌شود تظاهرات مسالمت‌آمیز. در این‌صورت ما می‌توانیم قدرت مردم را به رخ حکومت بکشیم. وقتی حکومت فهمید که از طرف اکثریت مردم ایران حمایت نمی‌شود، به‌گونه‌دیگری برخورد خواهد کرد.

شعار اصول جامانده‌قانون اساسی شعاری منطبق بر مقدورات فعلی ملت ایران است. بنده خودم از اولین کسانی بودم که در ایران بر ولایت فقیه نقد فنی و دینی نوشته ام. اما در شرایط فعلی معتقدم که این نکته، یعنی اصول معطل‌مانده‌قانون اساسی یک شعار منطبق بر مقدورات است. این به معنای آن نیست که چیز دیگری نخواهیم، آن چیزهای دیگر در مرحله‌های بعد مطرح خواهند شد. قرار نیست ما همه‌مطالبات‌مان را در همان مرحله‌ی اول ارایه کنیم. لذا برخی از تندروی‌ها، وقت‌نشناسی‌ها و مقدورات ملت را نشناختن یقیناً به ضرر جنبش تمام خواهد شد.


ضرورت برنامه ریزی و تحلیل انتقادی کارنامه سیاسی خودمان

نکته‌ی ششم ضرورت برنامه‌ریزی است. برخی نه خودشان برنامه‌ای دارند نه اجازه می‌دهند برنامه‌دیگران اجرا شود. اگر برنامه‌شما قابل اجرا بود، باید در این سی‌سال اجرا می‌شد. برخی هموطنان علیرغم ادعاهای فراوان توانایی بسیج کردن پنجاه‌نفر را در هم در خیابان‌های تهران نداشته اند. حالا کسی پیدا شده که توانسته سه‌میلیون نفر را در خیابان‌های تهران بسیج کند، مردانگی اقتضا می‌کند که حمایتش کنیم تا بتواند کار را به پیش ببرد.

اگر قرار است بگوییم آینده‌جمهوری اسلامی چه باشد؛ جمهوری دموکراتیک باشد، جمهوری لائیک باشد، جمهوری لائیک از نوع آتاتورکی باشد، هرچه می‌خواهد باشد این را باید مردم ایران تعیین کنند، رفراندوم آن را تعیین خواهد کرد. آن‌وقت معلوم خواهد شد که جمهوری‌اسلامی منهای ولایت‌فقیه، جمهوری منهای اسلامی یا هر شکل دیگری کدامیک مورد نظر مردم ایران خواهد بود. همه‌این‌ها قابل احترام است اما جای طرح‌شان الان نیست. جای طرح این سخنان مرحله‌ دوم و سوم است نه مرحله‌اول.

این دعواها در زمان مصدق هم اتفاق افتاد. این شعارهای تندروانه در ابتدای اصلاحات هم داده شد. آن شعارهای رادیکال حاصلش صرفاً ترسانیدن جناح سنت‌گرای جامعه بود. اگر برگردیم تحلیل‌های دیروز دوستان را بررسی کنیم، می توانیم ببینیم آیا آن تحلیل‌ها صحیح بود یا نه. بسیاری از تحلیل‌گران اعم از روحانی، غیرروحانی، روشن‌فکرلائیک، روشنفکر دینی، احزاب، انجمنها .. در صحنه‌ایران متأسفانه خطا کرده‌اند. ما پرونده‌درخشانی نداریم. اما جرأت این را داشته باشیم که بگوییم هر کدام از ما در چه مقطعی اشتباه کرده‌ایم. به سهم خودم در مصاحبه اخیرم به برخی خطاهای فاحش سه دهه گذشته اشاره کردم. ما امروز شخص مصون از خطا نداریم که بگوییم ایشان در طول حیات سیاسی‌اش هیچ اشتباهی نکرده است.


سیاست خارجی جنبش سبز

جنبش سبز در حوزه‌سیاست خارجی چگونه می‌اندیشد؟ جنبش سبز - آن‌گونه که من می‌فهمم و آن را به هیچ‌کسی هم نسبت نمی‌دهم - از هیچ‌گونه فشار و حمله‌ای که برای ملت ایران مشکلی ایجاد کند دفاع نمی‌کند. ما قرار است ایرانی آبادتر برای آن‌ها بسازیم نه ایرانی با محدودیت‌های بیشتر. لذا با صراحت اعلام می‌کنم در حد اطلاع من هیچ‌کدام از رهبران جنبش سبز از حمله‌نظامی نه‌تنها دفاع نمی‌کنند بلکه به‌شدت با آن مخالفند. علاوه بر آن هیچ‌کدام از رهبران جنبش سبز از تحریم اقتصادی ایران هم حمایت نمی‌کنند. چرا؟ به‌خاطر اینکه دود این مسئله بیشتر از اینکه به چشم حکومت ایران برود به چشم ملت ایران می‌رود. لذا به عنوان یک سبز ایرانی با صراحت می گویم نه تحریم اقتصادی نه حمله‌نظامی.

اگر برای غیرایرانیان، برای امریکایی‌ها، برای طرفداران اسرائیل مسئله‌انرژی هسته‌ای ایران مسئله‌ی اصلی است، برای ایرانیان این مسئله در پایین‌ترین اولویت قرار دارد. برای ایرانیان مسئله‌حقوق‌بشر و دموکراسی مسئله‌ی اصلی است. لذا هر مذاکره‌ای که قرار است با نماینده‌ایران – که مانند بسیاری از رژیمهای دیکتاتوری نماینده واقعی ملتش نیست - صورت گیرد اگر صرفاً بر مسئله‌ی انرژی هسته‌ای متمرکز شود، این مطلب به‌نفع ملت ایران نخواهد بود.

دیگران صرفاً به منافع ملی خودشان می‌اندیشند. آمریکایی‌ها آنچه برایشان مهم است منافع ملت امریکاست. هرگز از آنان انتظار نمی‌رود منافع ملت ایران را در نظر داشته باشند. اگر نفت بشکه‌ای چند سنت ارزان‌تر به‌آن‌ها فروخته شود، تضمینی به آن‌ها داده شود که انرژی هسته‌ای ایران تا چند ده سال آینده علیه اسرائیل به کار گرفته نخواهد شد، می‌توانند تا اطلاع ثانوی نسبت به حقوق‌بشر و دموکراسی در ایران اغماض کنند و آن را ندیده بگیرند. می‌گویید نه؟ منتظر روزهای آینده باشید. این جنبش سبز صرفاً به اراده‌ایرانیان می‌اندیشد. یک سیاست یک بام و دو هوا (double standard) کامل در جهان برقرار است. حقوق بشر ابزاری است که علیه منتقدان سیاست خارجی امریکا در زمان لازم به‌کار گرفته می‌شود.

ما سبزهای ایرانی هیچ انتظاری از هیچ دولت خارجی نداریم. تنها چیزی که می‌خواهیم این است که بدانند دموکراسی و حقوق‌بشر مطالبه‌اصلی و اولین در کشور ماست. هر حاکم ایرانی که بیاید و فارغ از این مسئله بر سر انرژی هسته‌ای امتیاز بدهد، به منافع ملی ایران خیانت کرده است. بیانیه‌شماره‌ی چهارده مهندس موسوی هم همین تذکر را به دولت محمود احمدی‌نژاد داده است. من هیچ آینده‌امیدبخشی در مذاکرات ایران و غرب اعم از امریکا و اروپا، نمی‌بینم. این دولت ایران چون فاقد پشتوانه‌ملی است برای بقا چاره‌ای جز امتیاز دادن در صحنه‌خارجی نخواهد داشت. و امروز جنبش سبز در مقابل امتیازی که از کیسه‌ملت داده می‌شود، باید حساسیت نشان دهد. بایستد و بگوید منافع ملی ما توسط دولت احمدی‌نژاد رعایت نمی‌شود. 

متن کامل صوتی و کتبی این سخنرانی در وب سایت محسن کدیور منتشر شده است.

 
 
* بعداز ۵۶ سال، هر روزمان ۱۶ آذرها شده! مقاله اول

در تاریخ ۲۴ آبان اعلام شد که نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران میآید. نیکسون به ایران میآمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای ۲۸ مرداد) ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. وقوع تظاهرات هنگام ورود نیکسون حتمی مینمود.

دو روز قبل از آن واقعه تلخ (۱۴ آذر) زاهدی تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد که «دنیس رایت»، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید. از همان روز ۱۴ آذر تظاهراتی در گوشه و کنار به وقوع پیوست که در نتیجه در بازار و دانشگاه عدهای دست گیر شدند. این وضع در روز ۱۵ آذر هم ادامه داشت.

رژیم شاه برای مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت (!) سفر نیکسون نیروهای نظامی خود را در دانشگاه مستقر کرد؛ روز ۱۵ آذر یکی از دربانان دانشگاه شنیده بود که تلفنی به یکی از افسران گارد دانشگاه دستور میرسد که باید دانشجویی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیسکون صداها خفه گردد و جنبندهای نجنبد…

صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثهای را پیش بینی میکردند.

دانشجویان حتی الامکان سعی میکردند که به هیچ وجه بهانهای به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با کمال خونسردی و احتیاط به کلاس ها رفتند و سربازان به راهنمایی عدهای کارآگاه به راه افتادند. ساعت اول بدون حادثه مهمی گذشت و چون بهانهای به دست آنان نیامد به داخل دانشکدهها هجوم میآوردند؛ از پزشکی، داروسازی، حقوق و علوم عده زیادی را دستگیر کردند. بین دستگیر شدگان، چند استاد نیز دیده میشد که به جای دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل کامیون کشیده شدند؛ چون احتمال وقوع حوادث وخیمتری میرفت، لذا برای حفظ جان دانشجویان، دانشکده را تعطیل کردند و به آنها دستور دادند به خانههای خود بروند و تا اطلاع ثانوی در خانه بمانند.
نیکسون در دانشگاه تهران

دانشجویان نیز به پیروی از تصمیم اولیای دانشکده، محوطه دانشگاه را ترک میکردند ولی هنوز نیمی از دانشجویان در حال خروج بودند که ناگاه سربازان به دانشکده فنی حمله کردند. بهانه حمله آنان به دانشکده ظاهرا این بود که در این گیر و دار دو دانشجوی رشته ساختمان به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض میکنند. ارتشیها برای دستگیری آنان وارد دانشکده فنی وارد کلاس درس مهندس شمس میشوند تا دانشجویان معترض را دست گیر کنند؛ وقتی مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در کلاس درس خود اعتراض میکند او را با مسلسل به جای خود مینشانند و حتی با شکنجه مستخدم دانشکده سعی میکنند که آن دو دانشجو را بیابند.

رئیس وقت دانشگاه تهران برای اینکه جلوی ناآرامیها را بگیرد، کل دانشگاه تهران را تعطیل کرد. حضور نظامیان در صحن دانشکده فنی باعث شد که بین نظامیان و دانشجویان، زد و خورد شود. عدهای از سربازان، دانشکده فنی را به صورت کامل محاصره کرده بودند تا کسی از میدان نگریزد. آنگاه دستهای از سربازان با سر نیزه از در بزرگ دانشکده وارد شدند.

اکثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهای جنوبی و غربی دانشکده خارج شوند. در این میان بغض یکی از دانشجویان ترکید و او که مرگ را به چشم میدید و خود را کشته میدانست دیگر نتوانست این همه فشار درونی را تحمل کند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شکل شعاری کوتاه بیرون ریخت: «دست نظامیان از دانشگاه کوتاه!». هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به کلی غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند. به خصوص که بین محوطه مرکزی دانشکده فنی و قسمتهای جنوبی، سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینی عده زیادی از دانشجویان روی پلهها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند، مصطفی بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس مهدی شریعت رضوی که ابتدا هدف قرار گرفته به سختی مجروح شده بود بر زمین میخزید و ناله میکرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچی حتی یک قدم هم به عقب برنداشته و در جای اولیه خود ایستاده بود و از گلوله باران اول مصون مانده یکی از جانیان «دسته حاجیباز» با رگبار مسلسل سینه او را شکافت.

بعد از پایان درگیریها احمد هنوز زنده بود؛ او را به یکی از بیمارستانهای نظامی تهران منتقل کردند. در حالی که در درگیریها لوله شوفاژ در مقابل احمد ترکید بود و آب جوش تمام سر و صورت او را به شدت مجروح کرده بود با این حال مسئولان بیمارستان از مداوا و حتی تزریق خون به او ابا کردند و ۲۴ ساعت بعد او مظلومانه شهید شد.

مظلومیت قندچی به حدی بود که حتی بعد از شهادت، به خانوادهاش گفته بودند که احمد را با دو شهید دیگر در امام زاده عبدالله دفن کردهاند. برادر شهید قندچی گفت: «بعد از این که فهمیدیم احمد را در مسگر آباد دفن کردهاند با خانواده شریعت رضوی و بزرگ نیا به مسگر آباد رفتیم و قبر شهید را نبش کردیم و او را مخفیانه به امام زاده عبدالله بردیم و در آنجا در کنار دوستانش به خاک سپردیم.»
در جریان درگیری ۱۶ آذر عده زیادی از دانشجویان که تحت فشار و حمله قرار گرفته بودند به ناچار به آزمایشگاه پناه بردند. پس از ختم گلوله باران دقیقهای سکوت، دانشکده را فرا گرفت. ناگهان میان سکوت ناله بلندی به گوش رسید که مانند دشنه در قلبها فرو رفت و از چشم بیشتر دانشجویان اشک جاری شد. نالههای بلند سوزناک میفهماند که عدهای مجروح شدهاند و در همان جا افتادهاند. اولیای دانشکده، مستخدمان و چند نفری از دانشکده پزشکی میخواستند مجروحان را به پزشکی برده معالجه کنند ولی سربازان با تهدید به مرگ مانع این کار شدند. بدن مجروحان در حدود دو ساعت در وسط دانشگاه افتاده بود و خون جاری بود تا بالاخره جان سپردند. بدین ترتیب سه نفر از دانشجویان (بزرگ نیا، قندچی و شریعت رضوی) شهید و بیست و هفت نفر دستگیر و عده زیادی مجروح شدند.
خبر واقعه ۱۶ آذر به سرعت در تمام تهران پخش شد. در روز ۱۷ آذر تمام دانشگاههای تهران و اغلب شهرستانها در اعتصاب کامل به سر بردند؛ حتی بسیاری از دبیرستانها هم با تعطیل کردن مدرسه خود هم دوش دانشگاهیان در تظاهرات علیه فجایع ۱۶ آذر و سفر نیکسون به تهران شرکت کردند.

برای کم رنگ کردن واقعه ۱۶ آذر، جنایت کاران شروع به سفسطه کردند. در مقابل خبرنگاران گفتند که: «دانشجویان برای گرفتن تفنگ سربازان حمله کردند و سربازان نیز اجباراً تیرهایی به هوا شلیک نمودند و تصادفا سه نفر کشته شد.» در همان روزها یکی از مطبوعات نوشت: «اگر تیرها هوایی شلیک شده، پس دانشجویان پر درآورده و خود را به گلوله زدند!»

رژیم برای این که واقعه ۱۶ آذر زودتر از یادها برود از برپایی مراسم یادبود شهدا جلوگیری کرد.

برادر شهید شریعت رضوی میگوید: «بعد از شهادت این سه تن به ما اجازه برگزار کردن شب سوم در خانه هایمان را هم ندادند؛ ولی در مراسم چهلم به خاطر پافشاری زیادی که کردیم فقط ۳۰۰ کارت که مهر حکومت نظامی روی آن خورده بود به من دادند. هر کس میخواست به طرف امام زاده عبدالله برود کارتش را کنترل میکردند.»

برادر شهید بزرگ نیا نیز میگوید:«از طریق علم، شاه به پدرم تسلیت گفت و پیغام داد ۲۰۰ هزار تومان خون بها بدهند که جواب رد دادیم؛ بعد میخواستیم مجلس ختم و شب هفت بگیریم، مخالفت کردند. تا این که خودم پیش سرتیپ بختیار فرماندار نظامی رفتم و متعهد شدم اگر اتفاقی افتاد خودم مسؤول باشم.»

درست روز بعد از واقعه ۱۶ آذر، نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی گناه رنگین بود دکترای افتخاری حقوق دریافت کرد. صبح ورود نیکسون یکی از روزنامهها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشادهای به نیکسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانیها اشاره شده بود که «هرگاه دوستی از سفر میآید یا کسی از زیارت بازمی گردد و یا شخصیتی بزرگ وارد میشود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوی و گوسفندی قربانی میکنیم؛ آنگاه خطاب به نیکسون گفته شده بود که «آقای نیکسون! وجود شما آن قدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند.»

منابع:

۱- خاطرات شهید چمران
۲- روزنامه کیهان آذر ۵۸
۳- روزنامه اطلاعات آذر ۵۸
۴- روزنامه جمهوری اسلامی آذر


 
* بعداز ۵۶ سال، هر روزمان ۱۶ آذرها شده! مقاله دوم

 

ادامه راه سبز(ارس): «اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می‏آید، بیاموزند، هركه را می‌رود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی می‏توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه می‏وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.»

دكتر شریعتى


مقاله دوم:
سه قطره خون؟

بیش از سی سال پیش، شریعتی در وصیت نامه اش، از سه قطره خون نوشت که بر چهره ی دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است و آرزو کرد که کاشکی می توانستم این سه اذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم تا در این سموم که می وزد نفسرند.

دیوارهای خوابگاه دانشجویان ما اما بازخونین است. خون گرم و تازه ی دانشجویانی که این بار نه روز روشن در کلاس درسشان، که نیمه شب در خوابگاهشان مورد هجوم قرار گرفتند. آنها که حافظه ی زنده ای داشتند، از تکرار واقعه ی ۱۸ تیر سخن می گفتند. حافظه ی مکتوب من اما، ۱۶ آذر ۳۲ را به یادم می آورد.

چه چیزی این سه حادثه را به هم شبیه می کرد؟ درهر سه واقعه، به دانشگاه به عنوان نهاد فرهنگ و به دانشجو به عنوان نماد آن حمله شده بود.

اغلب از صحن دانشگاه به عنوان حریم نام برده می شود. حریم، به معنای مکان ممنوع. ممنوع یعنی مقدس. حرم به جایی گفته می شود که ورود به آن حرمت دارد و حرمت یعنی رعایت این ممنوعیت ها. اینست که زیر پا گذاشتن این ممنوعیت ها را "تجاوز" می خوانند. تجاوز به حرم مقدس، تجاوز به حریم دانشگاه. در هر سه این وقایع، به حریم دانشگاه تجاوز شده و منع حریم زیر پا گذاشته شده بود.

حمله به کوی دانشگاه، حمله به نهاد رسمی فرهنگ است و بازیگر این نهاد که دانشجوست. دانشجویی بی نام و بی شناسنامه، نه یک نام حقیقی بلکه یک نماد. یک پتانسیل. پتانسیلی که قابلیت انفجاری دارد و به تعبیر شریعتی، این قابلیت را، سرمایه هایش که نداشتن و نخواستن است، به او می بخشد.

این آن بزنگاهی است که هر که در این نهاد حضور دارد، از استاد و دانشجو گرفته تا مسئول و کارمندانش، با هرموضع و عقیده سیاسی، باید در خصوصش رسما اعلام موضع کند و این محکومیت پیش شرط پرداختن به هر پرونده ی دیگری است. این آن بزنگاهی است که در آن سکوت جرم است و شکست سکوت یک وظیفه. تا حمله به دانشگاه و دانشجو، به یک سنت بدل نشود.

شکستن این سکوت ضروری است و در عین حال کافی نیست. کافی نیست چون حرفهای ما، نمی توانند مامنی باشند بر بی پناهی دانشجویانی که به مرغان عزا و عروسی این دیار بدل گشتند. کافی نیست، چون تا زمانی که با سماجت پرونده ی این حملات پی گیری نشود و مسئولانش شناسایی و مجازات نشوند، این محکومیت ها صرفا به فرمالیته ای بدل شده که چون همه گیر می شود، به هیچ کار جز مخدوش کردن پرونده ها نخواهد آمد.

حرمت امامزاده به متولی اش است. متولیان این نهاد اگر نتوانند حرمت آن را نگاه دارند، دانشگاه ما تنها به مسند ی برای استاد و مسلخی برای دانشجو بدل خواهد گشت. در این صورت، ماندن و چشم پوشیدن، برای چو منی، نه یک جرم که گناه خواهد بود. مگر شریعتی ننوشته بود که: اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه به آتش می کشیدم. همان جایی که آذرمان در آتش بیداد سوخت!
 
 
 
 
* بعداز ۵۶ سال، هر روزمان ۱۶ آذرها شده! مقاله سوم

ادامه راه سبز«ارس»: ١۶ آذر، روز شهيدان دانشجو فرصت مناسبی است برای آن‌که همراه با بزرگداشت شهيدان دانشجو- که به برکت رژيم ترور و اختناق تعدادشان از آن سه تنی که در روز تاريخی ١۶ آذر ١۳۳۲ جان خود را در نخستين جنبش اعتراضی بر ضد رژيم کودتا از دست دادند، اينک به ده‌ها تن می‌رسد- تجارب مبارزات دانشجويی جمع‌بندی شود و اين جمع‌بندی فرا راه مبارزات آينده قرار گيرد. در واقع اين بهترين تجليلی است که می‌توان از دانشجويان شهيد کرد. زيرا شهيدان دانشجو جان خود را، گرانبهاترين سرمايه زندگی خود را، قهرمانانه و بی‌دريغ برای آن ايثار کردند که جنبش را به پيش برانند. ۱۶ آذر هر ساله یاد آور مبارزات خستگی ناپذیر جوانان پرشور و آرمان خواهی است که درطول نیم قرن گذشتهء تاریخ معاصر ایران، نقش قاطع و موثری درتحولات برعهده داشته اند. و اکنون جوانان ما با پشتوانه ملتی سبز به استقبال برگزاری ۱۶ آذری خواهد رفت که جنبش دانشجویی میهن ما سالهای دشواری را در شرایط فشارهای سرکوب گرانه رژیم ارتجاع پشت سر گذاشته و دراین مصاف نابرابر تجربیات خود را غنی تر ساخته است.


سه قطره خون برای "نفی استبداد"

تاریخ معاصر ایران و حیات سیاسی آن حاوی فرازهایی جاودانه وماندگار است که گاه برخی از آنان به سمبلی جریان ساز در روند حرکت جنبش های اجتماعی جامعه ایران بدل شده اند.

بی تردید یکی از حوادث تلخ اما ماندگار و اثرگذار، حادثه ی ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ است که باید ریشه ی آن را در جریان و موج ایجاد شده قبل ازآن جست. با روی کارآمدن دولت ملی دکترمصدق ودر پی همکاری و همگامی همه نیروهای مبارز وخیرخواه از ملی گرا و مذهبی گرفته تا غیره ، راه برای احیای قانون اساسی مشروطه که حاصل مجاهدت های اسلاف مشروطه خواه در راه استقرارآزادی و حاکمیت ملت و تحقق حق طبیعی حاکمیت آنان بر سرنوشت خویش بود، باز و هموار شد.

بی شک آنچه اسلاف مشروطه خواه را به حرکت ، تکاپو و مبارزه واداشت، محدود کردن اعمال قدرت بی حد و حصر نظام سلطنت خودکامه بود. از این رو پیکان مبارزه به سمت آزادی خواهی جهت گیری شد و با تدوین قانون اساسی مشروطه گامی اساسی در جهت تحقق حاکمیت ملت و تامین آزادی های اساسی و محدود کردن نظام سلطانی برداشته گردید، این که آیا مبارزات مشروطه خواهان فرجامی نیک داشت یا خیر ، نیاز به تحلیلی
جداگانه دارد که در این مجال نمی گنجد.

باری، مصدق پس از به قدرت رسیدن، تلاش و نیروی خود را معطوف به احیای ظرفیت های قانون اساسی مشروطه نمود تا طی فرآیندی دموکراتیک اصول مصرح اما نادیده گرفته شده قانون اساسی مشروطه محقق گردیده، راه گشای مردم سالاری و تحقق آزادی باشد.

اما کودتای ننگین ۲۸ مرداد که حاصل همگامی استعمارخارجی و استبدادی داخلی بود دوباره بهار نوپای آزادی را به خزان انسداد و استبداد بدل نمود. اصولاً کودتای ۲۸ مرداد پاگشای ابرقدرتی نو رسیده و استعماری تازه قد علم کرده به جامعه ی ایران بود. گفتنی است، سکوت ملت و عدم حمایت از دولت برخاسته از اراده مردم، خود قرینه ای قوی در جهت اثبات رفتار ملت در ترجیح امنیت استبداد بنیاد ونیز بیماری مهلک استبداد زدگی و ترس از نبود امنیت که همیشه به عنوان عاملی مخرب در جهت تحقق آمال آزادی خواهان و مبارزان راه آزادی عمل کرده است،می باشد.

پس از این کودتا سلطان جوان پا به فرار گذاشته، بر اریکه قدرت تکیه نمود تا راهی و معبری باشد جهت تامین منافع استعمار، استعماری که ملی کردن صنعت نفت ایران به عنوان حرکتی برخاسته از آرا و اراده ملی به مثابه رستاخیزی عظیم بود که موج ملی کردن منابع را در کشورهای جهان و به خصوص کشورهای خاورمیانه که قلب تپنده ی انرژی و مواد اولیه ی صنایع غول نوپای استعماری بودند ایجاد کرد، ضربه ای مهلک بر آن وارد نمود باری پس ازاین واقعه ی تلخ معاون وقت رییس جمهوری آمریکا جهت اثبات حمایت بی دریغ از حکومت پهلوی ودست مریزاد گفتن به ایادی خود فروخته خود که یگانه حربه تامین کننده منافع آن کشور بودند به ایران سفر کرد .

لذا دانشجویان دانشگاه تهران سه روز قبل از این سفر به نشانه اعتراض به آن که اثبات همراهی استبداد و استعمار در جهت مسدود کردن آزادی های اساسی ملت و نابود کردن جریان آزادی خواهی در ایران بود در دانشگاه تهران دست به اعتراض و تحصن زدند تا بدین طریق فریاد اعتراض سرداده ،چهره پلید استبداد و استعمار را در نابودی حقوق یک ملت به تصویر کشند. اما استبداد متکی به استعمار،این حرکت اعتراضی را بر نتافت و طی حرکتی مغول وار حریم مقدس دانشگاه را شکست و جلادانی که طوق سرسپردگی استبداد، گردن آویزشان بود با ورود به دانشگاه و تخریب آن و ضرب و جرح دانشجویان و گشودن آتش به روی آنان و پرپرکردن سه تن از آن دانش جویان چهره كريه و ضد انسانی استبداد را به نمایش گذاردند و این گونه شاهنشاه ایران در پا قدم ورود معاون رییس جمهوری آمریکا آزادی خواهی ایران را قربانی نمود و آذر آزادی خواهی در آتش عصیان سرکش استبدادی سوخت.

بی تردید اصالت ۱۶ آذر تداوم جریان آزادی خواهی در جامعه ی ایران است و جنبش دانشجویان ایران که با این سه قطره خون، حیاتی جاودانه در جهت تحقیق این خواست تاریخی یافت ثابت کرد که محوریت آن با آزادی خواهی است اگر چه با توجه به شرایط بین المللی و نوع نیازهای اجتماعی داخلی آن گاه گفتمان دیگری نیز در دستور کار قرار گرفته است. جنبش دانشجویی ایران با محوریت آزادی خواهی استقرار حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش و نیز استبداد ستیزی راه خود را در جهت رسیدن به این آرمان تاریخی ادامه خواهد داد.

به حق " تحقق آزادی " و " نفی استبداد " راه تعالی، رشد، ترقی و توسعه را هموار خواهد کرد.



 
 

نوشته شده توسط دکتر اسکویی در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 ساعت 1:46 | لینک ثابت |

 

آخرین اخبار روز یکشنبه

«من خوف این را دارم که شما ملت بزرگ ایران، که برای خدا قیام کردید و برای خدا جوانهایتان را دادید و برای خدا زحمات طاقت فرسا کشیدید و همه چیزتان را فدای اسلام کردید، با این جریانی که به نظر می آید که دارد پیش می رود، یک وقتی متوجه بشوید که _ خدای نخواسته _ با انعزال این مردم، اینهایی که خدمتگزار هستند، یک حکومت قلدری با اسم اسلام، با اسم جمهوری اسلامی، با اسم خدمتگزار به اسلام بیاید و همه ی زحمتهای شما و خونهایی [را] که دادید، هدر ببرد.»

صحیفه امام، جلد 15 ص ص366

 

آن روزی که شما احساس کردید که می خواهید فشار به مردم بیاورید، بدانید که دیکتاتور دارید می شوید. بدانید که معلوم می شود مردم از شما رو برگردانده اند.»

صحیفه امام، جلد 18، ص 79

 

«در شروع مبارزات اسلامی اگر می خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می شنیدی که شاه شیعه است! عده ای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام می دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است.»

 امام خمینی(ره)، منشور روحانیت

 

« امروز عده ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه ی دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند.»

صحیفه امام، جلد 21، منشور روحانیت

 

والنهار اذا تجلی

" و قسم به روز  چون آشکار شود "

 

آنان که بهر ذلتی تن می دهند تا زنده بمانند، مردگان خاموش تاریخ اند!

***

ما همان ترکش خوردگان جبهه ایم

مرگ را خوردیم و اما زنده ایم

****

چهره بالا را به خاطر بسپارید !!

کسی که تخم نفاق و کينه رو ميون امت پاشيد.

**********

 

* دومین پیام ویدئویی مهدی کروبی ساعاتی پیش منتشر شد

کروبی: حکومت ایران سردر گم است

فرهمند علیپور

 
دومین پیام ویدئویی مهدی کروبی ساعاتی پیش منتشر شد تا طی آن شیخ اصلاحات انتقادات تند خود را متوجه رفتارهای خشن نیروهای پلیس در راهپیمایی روز سیزدهم آبان و همچنین سیاستهای دوگانه دولت محمود احمدی نژاد در قبال آمریکا کند. سیاستهایی که به گفته او نشان از سردرگمی حکومت دارد.

 

انتقادت از برخورد خشن پلیس با زنان

کروبی پیام ویدئویی خود را با شرح حادثه روز سیزده آبان آغاز کرد و گفت که ماموران در هفت تیر راه او را سد کردند به سمت مردمی که بر گرد او جمع شده بودند گاز اشک آور شلیک کردند و برخوردهای بسیار خشن با مردم داشتند به گونه ای که دو تن از محافظان او زخمی و روانه بیمارستان شدند. او همچنین به نحوه برخورد ماموران با زنان معترض اشاره کرد و آنرا "بسیار زشت" توصیف کرد.

بر اساس مشاهدات عینی مردمی که روز سیزده آبان به خیابانها آمده بوند و همچنین فیلم هایی که از طریق گوشی های موبایل ضبط و در شبکه های اینترنتی منتشر شد رفتار ماموران پلیس با معترضین و به ویژه با زنان و دختران شدیدتر و قهرآمیزتر نسبت به دیگر تجمعات برگزار شده بود.

رفتارهای دوگانه حکومت

شیخ اصلاحات اما بخش عمده سخنان خود را به سیاست خارجی دولت محمود احمدی نژاد اختصاص داد ، آنرا دوگانه خواند و با اشاره به فریبکارانه بودن این سیاستها گفت :"نمی دانیم دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را" او در توضیح سخنان خود به گفته های "میرتاج الدینی" نماینده مجلیس هشتم و یکی از همراهان محمود احمدی نژاد در سفر اخیر او به نیویورک اشاره کرد که در روزنامه ایران -ارگان رسمی دولت- منتشر شده است. میرتاج الدینی  از نشست دوساعته هیئت یرانی و در راس آن محمود احمدی نژاد با بیش از پنجاه تن از شخصیت های مهم آمریکایی نظیر نظریه پردازن،سیاستمداران، اقتصاددانان، روزنامه نگاران و..خبر داده بود و از انجام بحث هایی در خصوص روابط ایران و آمریکا ، مسئله تامین انرژی و نفت، پرونده هسته ای ، افغانستان و..نیز پرده برداشته بود.

مهدی کروبی هم با اشاره به هیاهوی تبلیغاتی علیه آمریکا در داخل کشور و انجام چنین نشست هایی تصریح کرد:"اگر یک دهم چنین نشست هایی در دولتهای قبلی و در بیست سال گذشته رخ می داد کفن پوش ها در تهران، قم و تبریز به خیابان می آمدند و روزنامه های زنجیره ای چون کیهان علیه آن موضع می گرفتند، اما اکنون چه شده که هیچ کس هیچ چیزی نمی گوید؟"

وی این گونه سیاستهای دوگانه را نشان از "سردرگمی حکومت که نمی داند چکار می کند" دانست و اظهار داشت:" وظیفه خود می دانم این موضوع را اعلام کنم ولو اینکه برای من هزینه ای هم داشته باشد، این دوگانگی ها اعتماد مردم را از بین می برند و موجب می شود تا مردم به گفته های حاکمان اعتماد نکنند و حقشان هم هست که با چنین رفتارهای دوگانه ای اعتماد نکنند."

آیت الله منتظری:معلوم نیست کشور را به کجا ببرند

اما در رویدادی بی نظیر در طول بیست سال گذشته آیت الله العظمی منتظری  دو روز پیش با مهدی کروبی تماسی تلفنی برقرار کرد. کروبی از حوادث پیش آمده برای آقای کروبی و همراهانش در راهپیمایی روز ۱۳ آبان اظهار تاسف کرد . به گزارش وب سایت "تغییر" در این تماس تلفنی آیت الله العظمی منتظری ضمن احوال پرسی و دلجویی از آقای کروبی نکاتی را یادآور شد و از آن جمله گفت: "تعجب می کنم که این چه سیاستی است که حتی در راهپیمایی ۱۳ آبان هم با مردم چنین برخوردی می کنند ومعلوم نیست که پس از انتخاباتی که برگزار شد ، اینها می خواهند کشور را به کجا ببرند." این مرجع عالیقدر شیعیان همچنین ابراز امیدواری کرد که خداوند کشور را از حوادث بدی که پیش روی قرار دارد محافظت بفرماید .

مهدی کروبی هم در این تماس تلفنی ، ضمن تشکر از این مجتهد و فقیه عالیقدر، یادآور شد که برای راهپیمایی علیه استکبار در روز ۱۳ آبان به خیابان رفتیم که متاسفانه شاهد بودیم این گونه به جان زنان و مردان و جوانان می افتند.

انتخابات آزاد در پرتو دخالت های مراکز قدرت بی معنا شده است

گفتی است در روز هشتم شهریورماه گذشته مهدی کروبی در نامه ای خطاب به آیت الله العظمی منتظری  از حمایت های وی تشکر کرد و نوشت" بخاطر برخی حوادث و تعرضات پیش آمده بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برای اینجانب از این حقیر تفقد نمودید و طی نامه ها و بیاناتی اظهار تاسف فرمودید. لازم دانستم بدین وسیله تشکر و قدردانی نمایم."

شیخ اصلاحات در این نامه قانون اساسی را میراث گرانسنگ تصیف کرد و نوشت:" براحتی اصول مسلم آن نادیده گرفته می شود و گزینشی و یکطرفه ، برخی اصول آن تا حد آیات قرآن بزرگ داشته می شود و برخی اصول که حاوی اساسی ترین حقوق ملت و آزادی های فردی و اجتماعی است و پرهیز از خودکامگی و دیکتاتوری را برای جامعه تضمین می کند براحتی زیر پا گذاشته می شود. انتخابات آزاد و بیطرفانه عملاً در پرتو دخالت های مراکز قدرت بی معنا می شود و آزادی احزاب و مطبوعات براحتی توسط مراکز خودکامه ای مورد تعرض قرار می گیرد و دستگیری ها و زندانها و محاکمات غیر قانونی و غیر منطبق با اصول قانون اساسی امری عادی قلمداد می شود." این نامه نیز در زمان خود امری بی سابقه تلقی شد.

دیدار رئیس جمهور اصلاحات با شیخ اصلاحات

همچنین مهدی کروبی  در خانه خود میزبان محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات بود. به گزارش سایت تغییر خاتمی در این دیدار از کروبی به خاطر حادثه ای که برای او در سیزده آبان پیش آمده بود دلجویی کرد و ضمن ابراز تاسف نسبت به پیش آمدن حادثه حمله ماموران پلیس به شیخ اصلاحات و محافظان او، از سابقه انقلابی و مبارزاتی کروبی تمجید کرد.

عبدالله نوری وزیر کشور سالهای ابتدایی دولت اصلاحات و یکی از چهره های شناخته شده اصلاح طلب نیز در تماسی تلفنی از حوادث رخ داده در سیزده آبان برای مهدی کروبی اظهار تاسف کرد.

 

* با حکم رهبر ایران ؛ ریاست ضرغامی بر صدا و سیما تمدید شد

آقای خامنه ای رهبر ایران در حکمی ضمن تمدید دوره ریاست آقای سیدعزت الله ضرغامی در سازمان صدا و سیما تاکید کردند که باید این رسانه فرهنگ ساز به طراز رسانه یی برسد که دین و اخلاق و امید و آگاهی بارزترین نمود آن باشد.

متن حکم آقای خامنه ای به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای مهندس عزت الله ضرغامی

با پایان گرفتن دوره ی ریاست پنجساله جنابعالی بر سازمان صداوسیما، با قدردانی از تلاشهای طاقت فرسائی که در مدیریت این رسانه ی گسترده و فراگیر به کار برده و خدماتی که شما و همکارانتان در زمینه های گوناگون به انجام رسانیده اید، برای دوره ئی دیگر شما را به ادامه ی این کار سنگین و حساس میگمارم.
برجستگیها و نقاط قوّت کنونی صداوسیما در کنار کمبودها و نقاط ضعف آن باید پیوسته در برابر چشم جنابعالی و دیگر مدیران آن سازمان و در معرض ملاحظه و مقایسه قرار گیرد و همت بر روند نقص زدائی، به هیچ رو کاهش و سستی نیابد.

سفارش اساسی اینجانب نزدیک کردن و رساندن این رسانه ی فرهنگ ساز، به طراز رسانه اي است که دین وَ اخلاق وَ امید وَ آگاهی، بارزترین نمود آن باشد و رفتار اجتماعی مخاطبان و نیز نهاد حساس و مهمی چون خانواده بر اساس آن شکل گیرد و هنر و شیوه های گوناگون حرفه اي و آزموده شده یا نوپدید، یکسره در خدمت رشد این شاخصها در آید. از تجربه های موفق یا ناموفقِ دوره پنجساله باید برای رساندن این رسانه به این کیفیت برتر سود ببرید و با زمانبندی برنامه ها و تعیین شاخصهای قابل اندازه گیری، حرکت مجموعه را تکمیل یا تصحیح نمائید. انتظار دارد نشانه های این تحول در اولین سال مسئولیت جنابعالی مشاهده شود . توفیق شما را از خداوند متعال خواستارم.

سیدعلی خامنه ای
16/آبان/1388

 

* علی تاجرنیا و سید ابراهیم امینی و ۳۰ نفر از دستگیرشدگان ۱۳ آبان آزاد شدند

دادسرای عمومی و انقلاب تهران با صدور اطلاعیه ای از آزادی علی تاجرنیا و سیدابراهیم امینی دو زندانی حوادث پس از انتخابات و فرهاد پولادی خبرنگار ایرانی فرانس پرس خبر داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، در اطلاعیه دادسرای عمومی و انقلاب تهران آمده است: در پی برگزاری محاکمه این دو نفر در شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی تهران این دو زندانی با پذیرش تودیع وثیقه از زندان آزاد شدند.

همچنین با موافقت عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران "داور میری" و "محمدتقی رمضانزاده" که پنجشنبه شب دو هفته قبل در مراسم دعای کمیل در منزل شهاب طباطبایی دستگیر و بازداشت شده بودند از زندان آزاد شدند. پرونده جهانبخش خانجانی از دیگر متهمان زندانی حوادث اخیر نیز با صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارسال و نامبرده به بند عمومی زندان اوین منتقل شد.


دادستان عمومی و انقلاب اسلامی تهران پیش از این اعلام کرده بود که پرونده هر یک از متهمان زندانی حوادث اخیر در صورت تکمیل تحقیقات به دادگاه ارسال خواهد شد. همچنین در این اطلاعیه به آزادی 30 نفر از دستگیرشدگان حوادث 13 آبان اشاره شده است. طی روزهای پنجشنبه و جمعه نیز عده ای دیگر از این افراد آزاد شده بودند.

 

* محاکمه سردبیر سایت”هم میهن”به اتهام انتشار خبر حمله شامگاه 25 خرداد ماموران  به کوی دانشگاه

شبکه جنبش راه سبز(جرس):مازیار خسروی سردبیر سایت "هم میهن"با شکایت دانشگاه تهران به اتهام انتشار خبر حمله یگان های ویژه و گروه های سازماندهی شده لباس شخصی ها که رهبر جمهوری اسلامی نیز آن را"جنایت" توصیف کرده،محاکمه می شود.

شعبه 1057 مجتمع قضایی کارکنان دولت اعلام کرده که مازیار خسروی سردبیر سایت هم میهن با شکایت"رحیم پیلوار به عنوان نماینده حقوقی دانشگاه تهران" و به اتهام"نشر اكاذيب، تشويش اذهان عمومی و برهم زدن امنيت كشور"محاکمه می شود.

سردبیر سایت هم میهن پیشتر نیز به همین اتهام و شکایت در شعبه 12 بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب تهران مورد بازجویی قرار گرفته بود.

 

* میرحسین موسوی با مرتضی الویری دیدار کرد

شبکه جنبش راه سبز(جرس):میرحسین موسوی عصر شنبه به همراه همسرش زهرا رهنورد به دیدار مرتضی الویری رفت که با تازگی پس از 53 روز بازداشت،با وثیقه از بند ماموران امنیتی دولت کودتا آزاد شده است.

میرحسین موسوی در این دیدار که با حضور اعضای کانون جوانان حزب کارگزاران همزمان شد ، ضمن دلجویی از شهردار سابق تهران که به واسطه پیگیری وضعیت آسیب دیدگان پس از انتخابات بازداشت شده بود ، آزادی هر چه زودتر سایر زندانیان سیاسی خواستار شد.

مرتضی الویری نماینده مهدی کروبی در کمیته منتخب موسوی-کروبی برای پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات،که از مبارزان قبل از انقلاب است و کارنامه چند دوره نمایندگی مجلس و همچنین شهرداری تهران را در کارنامه خود دارد 17 شهریور ماه از سوی ماموران امنیتی دولت ّرامده از کودتا بازداشت شدو پس از 83 روز بازداشت،هفته گذشته آزاد شد.

 

* بهزاد نبوی همه اتهامات وارده را رد کرد

به رغم درخواست کتبی و شفاهی نبوی برای علنی بودن،دادگاه جریک پیر باز هم غیر علنی برگزار شد

شبکه جنبش راه سبز(جرس):صالح نیکبخت،وكيل مدافع بهزاد نبوي از برگزاري دومين جلسه دادگاه موكلش به صورت غيرعلني در شعبه 15 دادگاه انقلاب خبر داد و گفت که بهزاد نبوی طی دفاع 12 صفحه ای که بر تخت بیمارستان نوشته بود کلیه اتهامات وارده را رد کرد.

صالح نيك‌بخت افزود"در ابتداي جلسه‌ي دادگاه بر اساس بند سه ماده‌ي 188 قانون آيين دادرسي كيفري، جلسه‌ي دادگاه غيرعلني اعلام و در ادامه از موكل سوال شد كه آيا اتهامات مطرح شده بر اساس كيفرخواست صادره را قبول دارد يا خير كه وي گفت خير و از پذيرش اتهامات مطرح شده خودداري كرد و سپس به سوالات قاضي پاسخ داد."

نيكبخت  به ایسنا گفت که"در ادامه‌ي جلسه‌ي دادگاه موكل متن 12 صفحه‌اي كه در دفاع از خود در بيمارستان نوشته بود را با آرامش قرائت و همه‌ي اتهامات مطرح شده را رد كرد."

وكيل مدافع بهزاد نبوي، افزودئ"در مورد سه اتهام تباني براي اقدام عليه امنيت داخلي كشور، تبليغ عليه نظام و ايجاد اخلال در نظم عمومي، آقاي نبوي به ارايه‌ي دلايل و مدارك كافي در اين باره پرداخت و گفت كه او در زمان صدور بيانيه‌هاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در بازداشت بوده و علي‌رغم تاييد مواضع سازمان، مسووليت حقوقي بيانيه‌ها را علي‌القاعده نبايد داشته باشد."

وي افزود"موكل در مورد اتهام تبليغ عليه نظام گفت من اركان نظام و كليت آن را پذيرفته و 30 سال در دفاع از آن مبارزه كرده‌ام و انتساب اين اتهام به خود را نمي‌پذيرم."

نيكبخت  گفت که"موكل در مورد شركت در راهپيمايي روز 25 خرداد ماه گفت من مانند صدها هزار نفر ديگر در اين راهپيمايي به مدت 20 دقيقه شركت كرده و چون پليس از شروع و ادامه‌ي راهپيمايي ممانعت نكرد و در مدتي كه من در حوالي مسجد صاحب‌الزمان در خيابان آزادي حضور داشتم هيچگونه اغتشاش و درگيري به وجود نيامد، آن را اغتشاش نمي‌دانم و بر اساس اصل 27 قانون اساسي كه اصل بر آزاد بودن راهپيمايي‌هاست مشروط بر اينكه مخل به مباني اسلام نباشد در آن شركت كردم و به علت ناراحتي قلبي پس از حدود 20 دقيقه از آن خارج شدم."

وي گفت که" موكلم يادآور شد در خصوص اتهام اخلال در نظم من هيچ اقدامي مبني بر هياهو و داد و فرياد كه از شرايط تحقق اين اتهام است را انجام ندادم و موجب سلب آسايش ديگران هم نشدم."

صالح نيكبخت از ارايه‌ توضيحات درباره‌ اتهام نگهداري اسناد محرمانه به دلیل غیر علنی بودن دادگاه خودداري كرد.

 

* جزئیات حکم تعلیق سه مقام قضایی

در پی انتشار خبری در راهروهای مجلس مبنی بر تعلیق سه مقام قضایی که مسئولیت رسیدگی به پرونده متهمان حوادث بعد از انتخابات را بر عهده داشتند، جزئیات این حکم به دست آمد.

بر اساس اطلاعات موثق رسیده به پایگاه خبری سفیر، حکم تعلیق این سه مقام قضایی در تاریخ 14شهریور ماه توسط دادگاه انتظامی قضات و در جریان بررسی حوادث کهریزک صادر شده است.

در حکم صادر شده سه قاضی شناخته شده شامل قاضی(م) از شاخص‌ترین قضات قوه قضائیه و از مسئولان دستگاه قضا به همراه قاضی(ح) و قاضی(ح) که هر دو از مسئولان یکی از بخش‌های قوه قضائیه بوده و مسئولیت رسیدگی به پرونده‌های امنیتی را بر عهده داشتند تعلیق شده‌اند.

گفتنی است، رسیدگی به اتهامات و مجازات عوامل حادثه تلخ کهریزک به دستور مستقیم رهبر ایران آغاز شده است.

آقای خامنه‌ای بلافاصله بعد از مطلع شدن از حوادث رخ داده در این بازداشتگاه دستور تعطیلی آن را صادر کردند و کمیته ویژه‌ای نیز در شورای عالی امنیت ملی برای رسیدگی به این موضوع تشکیل شد؛ همچنین وی در پنجم شهریور ماه و در دیدار با دانشجویان و نخبگان علمی، فرهنگی کشور از این حادثه به عنوان جنایت یاد کرد و تاکید کرد که هیچگونه اغماضى از جرم و جنایت وجود نخواهد داشت و دستگاه قضا باید براساس دلایل محکم قضاوت کند.

 

* آيت‌الله هاشمی رفسنجانی: رسانه ملی امكان نقد مسائل كشور را فراهم كند

 

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خواستار امكان نقد مسائل كشور در فضای رسانه‌ای كشور شد.

آیت‌الله اكبر هاشمی رفسنجانی در دیدار جمعی از نمایندگان ادوار غرب كشور با اشاره به اینكه هریك از نمایندگان ادواری حداقل بك دوره در بخش قاونوگذاری كشور حضور داشته‌اند و از دلسوزان نظام می‌باشند استفاده ار تجربیات ارزشمند آنان در بخش‌های اجرایی و مشاوره‌ای كشور را ضروری دانست.

وی مسائل مطروحه از سوی نمایندگان دوره‌های مختلف مردم غرب كشور در مجلس شورای اسلامی دلسوزانه و از موضع اطلاع و ارتباط با اقشار مختلف مردم دانست و گفت: ما باید گفتگو را در داخل كشور برای تفاهم در عرصه‌های بین المللی دنبال كنیم و فضای سیاسی و اجتماعی را آگاهانه بسوی همدلی و همكاری سازنده هدایت نماییم و از اقدامات كینه‌زا و تفرقه‌آمیز نجات دهیم.

هاشمی رفسنجانی تاكید كرد: مطبوعات به ویژه رسانه ملی به عنوان ركن چهارم مشروعیت امكان نقد مسائل را در فضای رسانه كشور فراهم كنند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری محور اصلی نظام در دوران مبارزه و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را جلب اعتماد مردم دانست و ضرورت ایجاد وحدت ‎، از طریق پیگیری مطالبات از طریق قانون و پرهیز از مسائل افراتی و احترام به موازین اسلامی را مورد تاكید قرار داد.

گفتنی است است در ابتدای این دیدار هر یك از نمایندگان ادوار استان‌های لرستان ، ایلام، كردستان، همدان و كرمانشاه مسائل و مشكلات مطروحه و مطالبات مردم حوزه خود را به اطلاع رسانده و از هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده دوران دفاع مقدس و همچنین فردی كه در دوران مسئوولیت اجرایی توجه خاصی به توسعه و بازسازی این مناطق كه از ناحیه جنگ نیز آسیب‌های فراوانی دیده بودند تقاضای كاهش نگرانی مردم از مسائل اجتماعی و اقتصادی بوجود امده در منطقه را داشتند. 

 

* ایرنا ناخواسته به دروغ بودن خبر خود اعتراف کرد

در حالیکه خبرگزاری دولت(ایرنا) برای اثبات راست گویی خود تهدید کرده بود فایل صوتی مصاحبه خود با حسین کروبی علیه میرحسین موسوی را منتشر می کند اما انتشار این فایل صوتی بر دروغگویی این خبرگزاری مهر تائید گذاشت.

به گزارش «کلمه» ، بعد از راهپیمایی عظیم روز ۱۳ آبان و حضور پر شور جنبش سبز در این راهپیمایی، «ایرنا» در خبری برای ایجاد تفرقه بین دو کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری مصاحبه ای با حسین کروبی بر روی خروجی سایت خود قرار داد که بازبینی نوار صوتی این مصاحبه نشان می دهد وی در این گپ با خبرنگار ایرنا بسیاری از جملات منتشر شده توسط این خبرگزاری را اصلا بیان نکرده است.

در بازبینی این نوار صوتی مشخص شد که در ابتدای فایل منتشر شده خبرنگار مذکور این سوال را با جهت گیری خاص مطرح می کند که «چرا حاج آقا می تواند در راهپیمایی بیاد اما میرحسین نمی تواند بیاید؟» که در کمال تعجب سوال خبرنگار در خبر تنظیمی ایرنا به عنوان نقل قول حسین کروبی درج شده است.

این نوار صوتی نشان می دهد که گفت و گوی حسین کروبی با خبرنگار ایرنا بیشتر حول محور شایعه حصر میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر است که با وجود اینکه خبرنگار ایرنا سعی در القای این شایعه و نسبت دادن آن به اطرافیان میرحسین موسوی دارد (در جایی خبرنگار می گوید خودشان می گویند موسوی در حصر هست) اما حسین کروبی در جواب شرایط حصر را توضیح می دهد و حضور یگان ویژه در اطراف فرهنگستان را حصر نمی داند(این موضوع در تکذبیه روز گذشته فرزند کروبی نیز به چشم می خورد).

حسین کروبی در این مصاحبه بیشتر تاکید دارد که هر فردی خصوصیات روحی خود را دارد و این سخنان در زمانی مطرح شده است که علت رسمی حضور نیافتن میرحسین موسوی در راهپیمایی ۱۳ آبان در سایت های رسمی منتشر نشده بود.

«کلمه» عصر آن روز دلیل حضور نیافتن میرحسین موسوی را هجوم بردن گروهی از لباس شخصی ها به داخل فرهنگستان هنر عنوان کرد که درنهایت این افراد از محوطه ی فرهنگستان هنر عقب نشینی کردند اما اتومبیل حامل میرحسین موسوی که قصد خروج از فرهنگستان را داشت با ممانعت پرحجم نیروهای امنیتی نتوانست از فرهنگستان خارج شود.

،در بخش دیگری از این گفت و گوی تنظیم شده از سوی ایرنا از قول حسین کروبی آمده است «نباید به ملت دروغ گفت» در حالیکه باز نوار صوتی تائید می کند به هیچ عنوان این جمله از سوی کروبی بیان نشده است و این خبرگزاری دولت است که دارد به خوانندگان خود دروغ می گوید.

باز هم در بخش دیگر گفت و گوی تنظیم شده به نقل از کروبی آمده است :« نباید ترس و نداشتن شهامت را با بیان ادله غیرمنطقی استتار کرد.» که بازبینی نوار مصاحبه نشان می دهد که چنین سخنی از سوی فرزند مهدی کروبی عنوان نشده است.

همچنین در این رابطه حسین کروبی روز گذشته در تکذبیه ای که منتشر کرده بود به شرح آنچه رخ داد اقدام و اعلام کرد:«نیازی به توضیح نیست که جناب آقای موسوی و کروبی بر اساس روحیات شخصی‌شان و البته با شجاعتی که در هر یک از آن‌ها سراغ دارم در آینده نیز مبتنی بر وحدت در عمل به هدایت جنبش سبز ایران تا رسیدن به اهداف خود و ریشه‌کن‌سازی دروغ‌گویان محفل‌نشین ادامه خواهند داد و از پای نخواهند نشست و چنین دروغ‌پردازی‌هایی عزم راسخ مهندس موسوی را در مبارزه با دروغ راسخ‌تر خواهد کرد و نشان می‌دهد که ایشان به درستی رسالت خود در این مبارزه با انتخاب کرده‌اند.»

 

* موسوی تبریزی:كسانی كه چهره نظام را خراب کردند باید توبه کنند

دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تاكید كرد:كسانی كه چهره نظام را خراب کردند باید توبه کنند.

سیدحسین موسوی‌تبریزی در گفتگو با ایلنا، در پاسخ به سوالی در خصوص دلایل نگرانی مراجع تقلید نسبت به وضعیت اقتصادی کشور، خاطرنشان کرد: همیشه مردم مشکلاتشان را با مراجع در میان گذاشته‌اند و به خصوص اینکه بخش‌های متدین، بازاری و دانشگاهی جامعه با آنها مرتبط هستند.

وی افزود: هرچه مشکلات مردم بیشتر شود، در سطح فرهنگ عمومی، افزایش جرایم و سطح اخلاق و ایمان آن اثر می‌گذارد و لذا مراجع تقلید به این مساله توجه دارند که افزایش مشکلات اقتصادی باعث آسیب به دین و حتی مشكلات اخلاقی در جامعه می‌شود.

دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم خاطرنشان كرد: اهمیت به مشکلات جامعه از آن جهت ممکن است که حکومت ما اسلامی و در دست روحانیون است و مردم مشکلات اقتصادی را به پای دین و روحانیت خواهند نوشت و لذا باید فکری به حال این مسائل کرد، زیرا مراجع درد دل مردم را گوش کرده و آن را بیان می‌کنند.

موسوی‌تبریزی در پاسخ به سوال دیگری در خصوص آسیب‌های جنبش سبز با بیان اینکه اعتراض‌های مختلفی در جامعه وجود دارد، یادآور شد: هنر امام این بود که همه معترضین را در دوران انقلاب در یک صف واحد قرار داد و هدایت کرد و اجازه نداد مسیر مبارزه با شاه و اسلام‌خواهی و جمهوری‌خواهی منحرف شود.

وی تصریح كرد: یکی از مهم‌ترین مسائل در هر جنبش رهبری کردن آن است و من البته نمی‌خواهم اعتراضات فعلی را با جنبشی که در آستانه انقلاب اسلامی به وجود آمد مقایسه کنم، اما در هر حال حکومت باید فکری کند تا اعتراضات مردم را که در چارچوب قانون هستند بشنود و به آنها رسیدگی کند.

موسوی‌تبریزی تصریح کرد: اینکه به معترضین نسبت ساده‌لوحی و خیانت داده شود و از آنان خواسته شود توبه کنند اشتباه است، بلکه كسانی كه چهره نظام را خراب کردند باید توبه کنند نه مردمی که شبهه پیدا کردند.

دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با ابراز تاسف از نحوه برخورد نیروهای نظامی با مردم در تجمعات اخیر گفت: ای کاش این برخوردها و نیز شبهه‌های مردم نبود ولی در هر حال مسوولان می‌توانند در چارچوب قانون به خواست مردم عمل کنند و در آن هنگام کسانی که آشوب را خواستار هستند در اقلیت قرار خواهند گرفت.

موسوی تبریزی در پایان تاکید کرد: باید به حرف مردم گوش دهیم نه اینکه به آنها انگ‌های نادرست بزنیم. 

 

* 8 نفر از اعضاي سازمان ادوار تحكيم در بازداشت نيروهاي امنيتي هستند

شبکه جنبش راه سبز(جرس): با بازداشت موسي ساكت مسئول شعبه آذربايجان سازمان ادوار تحكيم تعداد اعضاي اين سازمان كه در حال حاضر در بازداشت نهادهاي امنيتي هستند به 8 تن رسيد.

بنابر گزارش رسانه اینترنتی سازمان ادوار تحکیم،ادوارنيوز،نيروهاي امنيتي عصر روز سه شنبه گذشته با يورش همزمان به منازل حسن اسدي زيد آبادي محمد صادقي دو عضو شوراي مركزي سازمان ادوار تحكيم آنها را بازداشت و به زندان اوين منتقل ساختندهمچنين سيد كوهزاد اسماعيلي مسوول شعبه گيلان اين سازمان نيز در همين روز بازداشتش شد و  نيروهاي امنيتي در روز 13 آبان نيز حجت شريفي عضو سابق شوراي مركزي سازمان ادوار و نفيسه زارع كهن دیگر عضو این سازمان را بازداشت و به محل نامعلومي منتقل کردند.

از سوي ديگر احمد زيد آبادي و عبدالله مومني دبيركل و سخنگوي سازمان دانش آموختگان نیز از 5 ماه پیش در بازداشت نیروهای امنیتی هستند.

به این ترتيب ليست اعضاي سازمان ادوار تحكيم ه در بن نیروهای امنیتی هستند،چنین است:

احمد زيد آبادي دبيركل،عبدالله مومني سخنگو،حسن اسدي زيد آبادي عضو شوراي مركزي و مسوول كميته حقوق بشر،محمد صادقي عضو شوراي مركزي و مسوول كميته شعب،حجت شريفي عضو سابق شوراي مركزي،نفيسه زارع كهن عضو سابق شوراي سياستگذاري،كوهزاد اسماعيلي مسوول شعبه گيلان،و موسي ساكت مسئول شعبه آذربايجان سازمان ادوار تحکیم(سازمان دانش آموختگان ایران).

 

* اعتراض به حکم اعدام ۳ نوجوان

دیدبان حقوق بشر، با صدور بیانیه‌ای از دولت ایران خواست حکم اعدام سه نوجوانی که متهم به «انجام عمل همجنس‌گرایی» هستند را متوقف کند.

بنا به این بیانیه مهدی. پ از تبریز، محسن. ق از شیراز و نعمت ص از اردبیل در پرونده‌های جداگانه‌ای، متهم هستند هنگامی که کمتر از هجده سال داشته‌اند «اعمال همجنس‌گرایانه» انجام داده‌اند. وکیل دو نفر از متهمان از احتمال اجرای ناگهانی حکم اعدام موکلانش ابراز نگرانی کرده‌است.

سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیدبان حقوق بشر، گفت: «کشتن افراد برای آن‌چه که در کودکی انجام داده‌اند اشتباه و زننده ‌است و کشتن آن‌ها با ادعای اعمال همجنس‌گرایی به همان اندازه زننده و اشتباه است.»

به گفته وی: «حکومت ایران با اجازه دادن به چنین احکام اعدام بی‌رحمانه‌ای پایه‌ای‌ترین تعهدات حقوق بشری خود را به مسخره گرفته‌است.»

بنا به این گزارش مهدی.پ و محسن.ق اتهامات یاد شده را انکار کرده‌اند و هیچ شاهدی علیه آنها شهادت نداده‌است.

دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید که حکم صادر شده برای این سه تن برخلاف قانون مجازات اسلامی است.
بر اساس قانون مجازات اسلامی، اثبات آنچه «لواط» نامیده می‌شود مشروط به چهار بار اعتراف متهم و یا شهادت چهار شاهد بالغ است.

سارا لی ویتسون: کشتن افراد برای آنچه که در کودکی انجام داده‌اند اشتباه و زننده ‌است

به گزارش دیدبان حقوق بشر «عِلم قاضی»، که یکی دیگر از «مستندات اثبات لواط» در ایران است، مبنای صدور حکم اعدام برای مهدی.پ و محسن.ق قرار گفته‌است. بنا به این گزارش «هیچ اطلاعاتی در خصوص منبع چنین مدرکی برای چنین قضاوتی در دسترس نیست.»

ماده ۱۱۱ قانون مجازات اسلامی تاکید می‌کند که «لواط در صورتی موجب قتل می‌شود که فاعل و مفعول بالغ و عاقل و مختار باشند.»

معاون دادستان کل ایران، سال گذشته اعلام کرد که مقامات قضایی مجازات مرگ را برای کودکان و نوجوانان در مورد جرایم غیر از قتل ممنوع می‌کنند.

مدیر بخش خاورمیانه وشمال آفریقای دیدبان حقوق بشر، می‌گوید: «این سه حکم اعدام قول‌هایی را حکومت ایران پیش از این به جامعه بین‌المللی و مردمش داده تا مجازات مرگ را برای کسانی که در زمان کودکی مرتکب جرم شده‌اند متوقف نماید نقض می‌کند.»

ایران در سال ۲۰۰۸ هفت نوجوان و در سال ۲۰۰۹ سه نوجوان را اعدام کرده‌است. در ماه فوریه سال جاری، مجمع عمومی سازمان ملل از ایران خواست تا قانون اعدام کسانی که در سنین زیر ۱۸ سالگی مرتکب جرم می‌شوند را لغو کند.

پیمان‌نامه حقوق کودک اعدام افراد زیر ۱۸ سال را ممنوع کرده‌است. ایران این پیمان‌نامه را امضا کرده و بر اساس قوانین بین‌المللی موظف به اجرای آن است.

ایران بالاترین آمار اعدام کودکان در جهان را دارد. در سه سال گذشته ۳۵ کودک در جهان اعدام شده‌اند. ۲۹ تن از این افراد در ایران به دار آویخته شده‌اند. در حال حاضر ۱۳۰ کودک در ایران در معرض اجرای حکم اعدام قرار دارند.

 

* دنیا در انتظار پاسخ روشن تهران ؛ اورانیوم ایران مسافر کدام دیار است ؟ !

بهار یکتا

 
در حالی که محمدالبرادعی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیشنهاد کرده که اورانیوم کم‌غلظت ایران برای نگهداری می‌تواند به ترکیه منتقل شود، ایران خواستار خرید سوخت شده است.


گذشت بیش از یک ماه از توافق وین و عدم ارایه یک پاسخ روشن به آژانس، همچنان وضعیت غنی سازی اورانیوم و رابطه ایران با کشورهای غربی را در هاله ای از ابهام قرار داده است. توافق اولیه ، لبخند سلطانیه در ژنو و وعده های زبانی احمدی نژاد مبنی بر همکاری هسته ای این توهم را ایجاد کرده بود که ایران این بار سر سازش و همکاری دارد. ولی اظهار نظرهای متفاوت از سوی دولتمردان ایرانی این امید را بسرعت به یاس تبدیل کرد.

اینک البرداعی که آخرین روزهای ماموریت خود را می گذراند با گفت وگوهای روزانه و مستمر تلاش دارد تا این عضو آژانس را به سر میز مذاکره برگرداند و از تشدید تحریم ها  و احتمال حمله نظامی جلوگیری کند. اما در ایران چه کسی تصمیم می گیرد؟ آیا می توان به توافقاتی که با نماینده دولت بدست می آید اعتماد کرد؟ البرادعی در آخرین تلاش خود این بار از ایران خواسته است تا اورانیوم خود را به کشور دوست ترکیه بقرستد.

وی دو روز پیش در مصاحبه با روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز با اشاره به ایده‌های مختلف در مورد تبادل بخشی از ذخیره اورانیوم غنی شده ایران با سوخت مورد نیاز رآکتور تهران، گفته بود که يک ايده اين است كه اورانيوم به يک كشور سوم كه با دولت تهران رابطۀ دوستانه دارد، فرستاده شود و مثلاً براى مدت يک سال در آنجا نگهدارى شود و سپس سوخت به ايران تحويل گردد.

البرادعی در رابطه با این پیشنهاد گفته است که وی ترکیه را به عنوان مقصد اورانیوم غنی شده ایران مطرح کرده که ایران با پیشنهاد غرب برای انتقال بخش عمده اورانیوم غنی‌شده خود به روسیه مخالفت کرده است.

ایران  خواستارغنی‌سازی و تولید سوخت مورد نیاز در ایران، خرید مستقیم سوخت توسط ایران یا مبادله اورانیوم غنی‌شده با سوخت است. تهران اعتمادی به کشورهای غربی ندارد که اجازه دهد اورانیوم پیش از تحویل سوخت از کشور خارج شود.

انتقال سوخت منتفی است

علاءالدين بروجردی در رابطه با تحویل سوخت می گوید :" بنا نيست از سوخت 1200 كيلويی توليد شده چيزی به طرف مقابل برای دريافت سوخت 20 درصد داده شود و اين كار چه به صورت مقطعی و چه به صورت دفعی انجام نمی گيرد و منتفی است". وی در ارتباط با چگونگی تأمین سوخت برای نیروگاه تهران خاطر نشان ساخت که" هم‌اكنون در حال كار كارشناسی هستيم تا ببينيم چه تدبيری برای حل مساله بايد به كار گرفته شود."

وی که رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس است، متذکر شد که هم‌اكنون علی اصغر سلطانيه نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی درحال مذاكره است تا راهكاری برای اين مساله پيداکند.

در همین حال خاتمی امام جمعه موقت تهران گفت": دشمنان نظام و آمریکائی ها در پایمال کردن حق ایران تخصص دارند." وی افزود که "به چه تضمینی (ایران) اورانیوم خود را به آنها بدهد تا برایش غنی کنند، اگرآنها بخواهند حق ایران را ضایع کنند متخصصان داخلی سوخت راکتور اتمی تهران را هم تامین خواهند کرد".
.
ایران فعالیت نظامی هسته ای دارد یا ندارد؟

محمد البرادعی به تازگی در شورای روابط خارجی در نیویورک بار دیگر تاکید کرده بود "هیچ شواهد محکمی" که نشان دهد برنامه اتمی ایران با اهداف نظامی پیگیری می شود، وجود ندارد. به گفته البرادعی در این یک دوره زمانی او ایرانی ها را متقاعد کرده بود فعالیت های غنی سازی خود را متوقف کنند اما درخواست های "غیرقابل قبول" آمریکایی ها و اروپایی ها باعث شکست این تحرک شد.

بر اساس گزارش هیات بازرسان آژانس ایران در صدد تولید سلاح هسته ای نیست و فعالیت های این کشور برای اقدامات صلح دوستانه و علمی است.

در همین حال روزنامه بریتانیایی گاردین در گزارش اختصاصی خود که روز جمعه به چاپ رسید به "مدرکی منتشر نشده" استناد می‌کند که جزء پرونده‌ای است که آژانس انرژی اتمی در مورد برنامه هسته‌ای ایران تهیه کرده است. بر اساس این مدرک که در اختیار روزنامه گاردین قرار گرفته است، دانشمندان ایرانی به احتمال زیاد ابزار پیشرفته "انفجار درونی دومرحله‌ای" را آزمایش کرده‌اند که راه را برای تولید کلاهک‌های هسته‌ای کوچک‌تر و ساده‌تر از مدل‌های قدیمی هموار می‌کند. روزنامه گاردین می‌گوید که این تکنولوژی قطر کلاهک را کاهش می‌دهد و کار سوار کردن آن بر موشک را آسان‌تر می‌کند.

همچنین بر اساس گزارش بی بی سی یک آمریکایی با کمک برنامه کامپیوتریش؛ پیش بینی کرده که برنامه هسته ای ایران، در کمتر از دو سال آینده متوقف خواهد شد. دمسکیتا از تحلیل گران ،سی آی ای ، سازمان اطلاعاتی آمریکاست که وقایع سیاسی یا اقتصادی را با کمک برنامه کامپیوتری پیش بینی می کند. آنطور که سی آی ای می گوید در ۹۰ درصد اوقات پیش بینی های او درست از آب درآمده است.  وی فعالیت های هسته ای ایران را صلح آمیز خوانده است.

روسیه به تحریم کنندگان می پیوندد

دمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه می‌گوید که اگر ایران درباره برنامه اتمی‌اش گام‌های سازنده برندارد، کرملین تحریم‌های بیشتر علیه جمهوری اسلامی را مدنظر قرار خواهد داد. دمیتری مدودف در مصاحبه با هفته‌نامه آلمانی اشپیگل گفت: "اگر رهبری ایران، گام‌های کمتر سازنده‌ای بردارد، همه چیز به لحاظ نظری ممکن است." رئیس‌جمهور روسیه افزود: "من مایل نیستم که همه چیز به تحریم‌های بین‌المللی ختم شود، چراکه معمولاً تحریم‌ها به معنی پای گذاشتن در مسیری بسیار سخت و خطرناک است."

در همین حال سفیر روسیه در تهران به تازگی گفته است که توافق وین  نه برای فریب ایران که با هدف حل مسئله هسته‌ای این کشور و تنها به این دلیل ارائه شده که ایران خود از تکنولوژی لازم برای تبدیل اورانیوم با غنای ۳.۵ درصد خود به سوخت مورد نیاز رآکتور تهران برخوردار نیست. سفیر روسیه توافقنامه وین را معطوف به حل مسئله هسته‌ای تهران و به نفع ایران ارزیابی کرده است.

علاوه بر روسیه پیش از این نیز سنای امریکا طرح تحریم بنزین را مورد بررسی قرار داده بود.

اینک ایران در برابر شرایط پیجیده ای قرار دارد. عدم پذیرش توافق وین می تواند تبعات نامطلوب بین المللی که از هم اکنون در راه است برای  تهران به همراه داشته باشد. و قبول این توافق بنوعی نادیده گرفتن سالها دانش هسته ای در این کشور است.  هرچند خروج اورانیوم از کشور مورد توافق هیچ یک از جناح های حاکم درکشور نیست ولی ارسال سوخت هسته ای به ترکیه هیج توجیهی برای مقامات این کشور ندارد. چرا که ترکیه دارای دانش و تکنولوزی لازم در این رابطه نیست.

هنوز کشورهای غربی در انتظار پاسخ روشن ایران هستند. این کشورها بارها علاقه مندی خود را برای  همکاری ایران در مناسبات بین المللی اعلام کرده اند ولی  این درخواستها با هشدار جامعه جهانی نیز روبه رو بوده است که اگر ایران بخواهد از تعهدات خود تخطی کند چاره ای جز اعمال تحریم ها و انزوای بیشتر تهران باقی نخواهد ماند. امریکا که بارها اعلام کرده بود نمی تواند تا ابد منتظر پاسخ ایران باشد، باز هم به ایران خاطرنشان کرد که "تغييری در پيش نويس توافقنامه تأمين سوخت هسته ای ايران صورت نخواهد گرفت و از جمهوری اسلامی خواست آن را بپذيرد."

حال باید دید نماینده ایران در آژانس هسته ای با کدامین پیشنهاد جدید به دیدار البرداعی می رود و آیا مردان هسته ای در تهران می توانند دراین موضوع بین المللی که با منافع میلیونها ایرانی در کشور گره خورده است به اتفاق نظر برسند. آیا زور آزمایی دولتمردان و تصمیم گیران نامرئی و پشت پرده این بار در یک نقطه به تفاهم خواهد رسید یا مردم باید برای روزهای سخت زمستانی از هم اکنون آماده باشند؟

 

* سرمقاله آفتاب‌یزد/ شما هم لرزیدید یا نه؟

مجتبی واحدی: دیـروز خبری بر روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت كه قطعا هر كس آن را بخواند بر خود خواهد لـرزید. نگارنده با پوزش از همه كسانی كه این یادداشت را ملاحظه خواهند كرد بخشی از خبر را – كه تاریخ مخابره آن، روز 16 آبان ماه می‌باشد – عینا نقل می‌كند:

<سه روز قبل زمانی كه گشت انتظامی قیام دشت، حین گشت‌زنی در منطقه استحفاظی خود بود به سه خودرو كه در كنار جاده توقف كرده بود مظنون شد و با ورود ماموران به صحنه مشخص شد كه6 نفر در حال تجاوز به یك زن در داخل خـودرو هـستند. به دنبال بازداشت هر 6 متهم، پرونده‌ای در دادسـرای امور جنایی تهران به جریان افتاد... شاكی پرونده كه زنی 32 ساله و خانه‌دار است به قاضی گفت: ساعت 7 شب در حال رفتن به سمت خـانه بودم كه در حوالی خیابان خاوران، راننده یك خودروی پراید برای من ایجاد مزاحمت كرد، به او توجه نكردم اما در یك لحظه، راننده از خودرو پیاده شد و با تهدید چاقو، من را سوار كرد. پس از طی مسیری، یك جوان دیگر نیز سوار خودرو شد و من را به نقطه‌ای متروكه در حوالی قیام دشت بردند. در آنجا دو نفر دیگر نیز به آنها ملحق شدند و در كنار جاده خاكی در داخل ماشین، اقدام به تجاوز بـه مـن كـردنـد. وی ادامـه داد: در هـمین حین سرنشینان یـك ماشین نیز كه در حال عبور از جاده بودند متوقف شدند و با معرفی خود به عنوان مامور قصد داشتند از چهار جوان اخاذی كنند كه بعد از چند دقیقه، آنان نیز به 4 نفر پیوستند و من را مورد تجاوز قرار دادند.> اگر خبرگزاری نیمه دولتی ایسنا، در مـخـابـره خبر اشتباه نكرده باشد این حادثه روز سیزدهم آبان ماه اتفاق افتاده است (سه روز قبل از 16 آبان.) 13 آبان ماه یك روز است از روزهای سال و تنها تفاوت سیزدهم آبان ماه 88 نسبت به سایر روزها، توصیف یك نماینده اصولگرای تهران نسبت به آن است. این نماینده مجلس در پاسخ به كسانی كه گفته بودند چرا در آستانه سیزدهم آبان ماه فـضـای شـهـر، امـنـیـتـی شده اظهار داشته بود: <امنیتی شدن فضای شهر تهران، به خاطر حفظ جان مردم است .> با این توصیف، هر كس حق دارد سوال كند كدام غفلت مسئولان ، عـده‌ای از اراذل و اوبـاش را مطمئن ساخته كه می‌توانند از كنار خیابانی در شهر، بانویی را بربایند و برای انجام اقدام حیوانی یعنی تجاوز دسته جمعی، از فرصت كافی برخوردار باشند؟

ممكن است مسئولان ، به دستگیری این <حیوان صفت> ها اشاره كنند. اما مروری بر این خبر نشان می‌دهد كه از زمان ربایش این بانوی هموطن تا زمان ‌ ‌دستگیری متهمان، زمان زیادی طی شده و آنها نه در مخفیگاه بلكه در كنار جاده، این فرصت را داشته‌اند كه دوستان خویش را نیز برای همراهی در این تجاوز دعوت نمایند. حتی زمان كافی برای چهار متهم اول و متهمان پنجم و ششم وجود داشته كه با هم به جر و بحث بپردازند و بر سر تجاوز به یك بانوی مظلوم، به توافق برسند! اما این دوره زمانی طولانی، مانع آنها نشده و نهایتاً نـیز نحوه توقف خودروها در كنار جاده، موجب جلب توجه تعدادی از ماموران زحمتكش شده و متهمان در پایان اقدامات حیوانی خود – انجام تجاوز توسط همه آنها – دستگیر شده‌اند.

در این خبر، یك نكته دیگر نیز وجود دارد كه بـایـستی مورد توجه مسئولان نیروی انتظامی و متولیان امور اطلاعاتی قرار گیرد. در حادثه اخیر، دو نفر خود را به عنوان <مامور> معرفی كرده‌اند و نهایتا با كسب امتیاز تجاوز به یك بی‌گناه، با مجرمان اولیه به توافق رسیده‌اند! مسئولانی كه تغییر چهره شهر به یك فضای امنیتی را یك الزام برای حفظ جان مـردم تـهـران مـی‌دانـند بایستی به ارزیابی این موضوع بپردازند كه چه عواملی، سوء استفاده و سرقت عناوین انتظامی و اطلاعاتی را تا این حد تسهیل كرده است؟ چند ماه قبل فرمانده وقت نیروی بسیج، اعلام كرده بود در جریان ناآرامی‌های بعد از انتخابات، عده‌ای با سرقت لباس ماموران انتظامی و بسیج، مبادرت به ضرب و شتم معترضان كرده بودند تا چهره نیروهای نظامی و انتظامی ایران را تخریب نمایند. آیا واقعا كسی نباید به فكر افزایش سوءاستفاده‌های اینچنینی از لباس‌هایی باشد كه برای مردم، محترم است و مشاهده آنها بایستی آرامش را به جامعه تزریق كند؟

نـگـارنـده مـطمئن است بسیاری از مردم و مسئولان از خواندن و شنیدن خبر تجاوز 6 نفره به یك بانوی ایرانی، بر خود لرزیده‌اند. البته از مردم و رسانه‌ها، كاری ساخته نیست جز لرزیدن و هشدار دادن، در حـالـی كـه مــســئــولان، بـایستی برای جلوگیری از تكرار این موضوعات فكری نمایند. ‌

 

* محمد نوری‌زاد در نامه دوم خود به رهبر کشور:


میرحسین موسوی، سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی دوستان واقعی نظام هستند.

"ادامه راه سبز«ارس»: محمد نوری‌زاد در دومین نامه مهم خود به رهبر کشور، از نکات بسیار مهمی پرده برداشت و چهره واقعی اطرافیان رهبر را آشکار ساخت. در این نامه محمد نوری‌زاد فرق میان دوستان و دشمنان واقعی نظام را بیان کرده و میرحسین موسوی، سیدمحمد خاتمی و شیخ مهدی کروبی را دوستان واقعی نظام معرفی کرده‌ است. متن این نامه مهم که در وبلاگ شخصی نور‌ی‌زاد منتشر شده به شرح زیر است:


به نام خالق زیبایی ها

سلام به محضر رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران

پدرعزیز ، برای اولین بار در تاریخ سی ساله عمر انقلاب ، و در مراسم روز قدس و سیزده آبان امسال ، نه اسراییل از ما ترسید و نه آمریکا ، و البته کشوری که بسیار ترسید ، کشور خود ما بود . با آنهمه تسلیحات رسمی و غیر رسمی که برای مقابله احتمالی مردم معترض به خیابانها آورده بودیم . این هشداری است برای همه ما که خواهان فردایی بهتر و شایسته تر برای این نظامیم.

در این میان ، یک رخداد حتمی ، پای مارا به مخاطراتی گشوده است که برون رفت از آنها ، تنها و تنها به تدبیر مدبرانه شما بستگی دارد . این تنها شمایید که می توانید کشور را از این بن بست ویرانگر بدرآورید و همه را که در نابجای خود قرار گرفته اند ، سرجای خود بنشانید . من راز این تنگناها را از باب دوستی که درگوشه ای از مواضع فرهنگی کشور به کار مشغول است با شما می گویم و امید این دارم که با عنایت به شجاعت شورانگیزتان و دوراندیشی نافذتان ، سرگشتگی مردم را به حلاوت حضوری مجدد و یکپارچه بدل فرمایید.

کلید راز اشاره شده را ، من در جابجایی دوست و دشمن می دانم . و می گویم : از مدتها پیش به این طرف ، دو مولفه دوست و دشمن ، نه در خارج از کشور ، که در همین داخل نظام ، جابجا شده اند . و شما و ما را همین معمای پیچ در پیچ ، به خطای محاسباتی در انداخته است . تلاش من در این نوشته مشفقانه ، چیزی نیست الا واگشایی این سر سربسته.

تعریف دوست را باهم مرور می کنیم : دوست ما کسی ست که معتقد به باورهای دینی محکم باشد . سابقه درست و پاکی در برپایی و تداوم انقلاب داشته باشد . فراتر از بند بند قانون اساسی ، در عالیترین وجه ممکن ، فدایی نظام باشد . متخصص باشد . کاردان و مدیر باشد . و همیشه گوش به زنگ هرماموریتی برای برداشتن سنگی از پیش پای نظام باشد . درستکار باشد . دست کجی نداشته باشد .

برای ما ، دوستی این فرد باهمین مختصات ، و یا حتی با بخشی از آنها ثابت می شود .

اما دشمنان ما در داخل کیانند ؟ آنان که از توفیق و سربلندی و ظهور یک به یک شایستگی های ما رنج می برند . با اجنبی ها سرو سری دارند . یا اگر ندارند ، محصول رفتار و عملکردشان به سود اجانب و دشمنان خارجی ماست . سنگ انداز و تلخ گوی و آب زیرکاهند . از هیچ اقدامی چه آشکارا و چه در خفا برای آسیب زدن به ما و نظام ما دریغ نمی کنند . آرزویشان فروپاشی مقدرات فعلی نظام است و جایگزینی مقدرات دشمن پسند . خیرخواهی شان مزورانه و انتقادشان زهرآلود است .

با احتساب یک چنین رفتارهایی ست که شناسایی دشمنان ما ممکن می شود .

سئوال این که : اگر دوستان و دوستداران ما این بودند ، و دشمنان ما این ، تشخیصشان به یک مطالعه ممکن بود و تکلیف مارا در مراوده با آنان روشن می ساخت . متاسفانه گرفتاری این سالهای ما ، ای عزیز ، درهمین است که به همین مختصات ظاهری بسنده کرده ایم و بحساب خود ، دوست را در جای خود نشانده ایم و دشمن را درجای خود . و با همین شاخصه های بدیهی ، یکی را نواخته ایم و دیگری را رانده ایم .

و لابد با عملی کردن این فرمول متداول ، کارها باید سامان می یافت . چرا که در محاسبات ما ، دست دوست گشاده بود و دست دشمن بسته . دوستان را برمقدرات کشور تفوق بخشوده بودیم و دشمنان را به هزارتوی هول وهراس در انداخته بودیم . پس چه فتنه ای در اختفای جامعه ما به تولید و باز پروری اینهمه آسیب و خطا مشغول بوده است که این همه کاستی و نابخردی و پس رفت ما را احاطه کرده است ؟ از اعتیاد فراگیر تا مصرف بی واهمه ، تا بی کاری آزار دهنده ، تا هدر دادن ثروتها ، تا سرگردانی مدیریتی ، تاظهور نهضتی به اسم ریاکاری ، تا یاس و دلمردگی ؟ غفلت ما به کجا مربوط بوده است ؟ از کدامین روزنه ناغافل ، و از دیرزمان ، برما زخم می باریده است ؟ ما که به صورت ظاهر همه تمهیدات و هوشمندی ها را بکار بسته بودیم و آیین دوست نوازی و دشمن ستیزی را نیک می دانسته ایم ؟ پس چرا ، و از کجا این آسیب های بناگاه بر ما باریده اند و چهره ما و نظام مارا خراشیده اند ؟ خواهم گفت :

پدرگرامی :

یک اشتباه عملیاتی ، و یک خطای معرفتی ، از همان روزهای نخستین به جان ما در افتاد و ما را فریفت و روز به روز بنیان ما سست کرد و بنیان خود استحکام بخشید . اشتباه ما آن بود که به خیال خود منافقین تابلودار را از کشور راندیم و با راندن آنها ، نگرانی مان از نفاق داخلی برطرف شد . اما به این نیندیشیدیم که فروبردن آحاد جامعه به آغوش اسلامی که در ظاهر متوقف است ، ما را به ذات دین خدا راه نمی برد . به ریش و تسبیح فردی نمره دادیم و از کراوات و ادکلن دیگری نمره کاستیم . و با همین قیاس ، جامعه را به اندرون بلوایی از ریاکاری ترغیب کردیم .

اشتباه ممتد ما این بود که به چاپلوسی دوستان ریاکار خود ، بیش از نقد مشفقانه دوستان دیگر خود بها دادیم . و دراین داد و ستد ، دوستان چاپلوس ، فرصت بیشتری برای همنشینی با ما یافتند و دوستان منتقد ، بخاطر همان تلخی ناخواسته سخنشان ، از گردونه رفاقت ما دور افتادند . و حال آنکه خود می دانستیم : جامعه ای که نقد منصفانه را از خود دریغ کند ، حکمت رشد را از خویش دریغ کرده است . و این بود که : آثار انشقاق در میان دوستان ما رخ داد .

و اینگونه شد که : آدمهای زیرک ، رگ خواب ما را کشف کردند و با نفوذ در باورهای ظاهرپسند ما ، به موقعیت هایی دست یافتند که هرگز در اندازه و لیاقتشان نبود . من برای این که از کلی گویی پرهیز کرده باشم ، ناگزیر از بیان مصداق و مثالم . و از آنجا که خود ما در این سی سال عمر انقلاب ُ بسیاری از آبروها را برده ایم و بر بسیاری از چهره های خدوم خود تیغ کشیده ایم ، گمان نمی کنم اسم بردن این چند نفری که عملکردشان در منظر همه ما بوده است ، ارکان استوار الهی را به تزلزل اندازد . کدام چند نفر ؟

امروز افرادی چون آقایان حداد عادل ، سعید مرتضوی ، حسین شریعتمداری ، صادق محصولی ، محمد جواد لاریجانی ، و محمد حسین صفار هرندی ، با عنایت به همان تعریفی که ما از دوست برای خود آراسته ایم ، دوستان مایند و برای خود ارج و قربی دارند و برو بیایی . که اولی ، تمثیلی از وفاق عالمانه حوزه و دانشگاه ، دومی : جوانی و عدل ، سومی : ذکاوت و تیزبینی ، چهارمی : شمیت اقتصادی ، پنجمی : کیاست و سیاست ، و ششمی : نمونه ای از یک فرد نظامی معتقد و فرهنگی است . که با کمی صرف وقت ، می توان خصوصیات مشترک فراوانی نیز براین خصیصه ها افزود . من نخواستم برای اثبات نکته ای که خواهم گفت ، فهرست مطولی از نام این قبیل دوستان را فراهم آورم . که اگر اینگونه بود ، بایستی نام برخی از روحانیان، بخصوص امامان جمعه ای را که در نامه نخست بدانها اشاره کرده ام نیز می آوردم .

اگر صریح و صمیمی ، آنسوی چهره این دوستان را ورق بزنیم ، می بینیم آقای حداد عادل ، تمثیلی از علم متوقف است . دوستی که با همه دارایی های علمی اش ، کمتر به ذات علم مراجعه می کند . تمایل بیشترش به این است که همچنان چهره ای خواستنی باقی بماند . ورود ایشان به مجلس ، این تمایل را با ضرورتی دیگر آمیخت . این که می شود با ابطال صندوقهای رای به مجلس راه یافت و بعدها ، در مقام نماینده مردم ، هرگز نگران ابطال صندوقی ، حتی یک صندوق ، نشد ، و همچنان چهره ای خواستنی باقی ماند . آقای حداد عادل ، از نردبان علم بالا رفته است اما از آنجا نه به ذات علم که به بام تاویل در آمده است . مردم در نگاه وی ، که نماینده همه مردم ایران است ، به بازتعریف موکدی نیازمند است . به زعم ایشان می شود از میان ازدحام مردمان ، انگشت بدرآورد و به یکی درآن میان اشاره کرد که : تو بیا جلو! مابقی بروند سرکار خودشان . و این به خیال ایشان یعنی مردم . توقف علم مگر تعریف دیگری نیز می تواند داشته باشد؟

آقای سعید مرتضوی ، درعین جوانی ، نشان داد : خوف بزرگان دینی ما از ورود به عرصه قضاوت ، خوف بیجایی بوده است . این جوان ، بخوبی نشان داد که اگر بازی سیاست برای خود قواعدی دارد ، بازی با عدل به قاعده خاصی متمایل نیست . وی با عدلی که به صحنه آورد ، نشان داد که می توان تعریف متفاوتی برای آبرو خلق کرد ، و لباس حق را درآورد و برتن ناحق کرد و بالعکس . ایشان با همین جوانی ، نشان داد که بدل عدالت علوی را می توان بگونه ای که نیازهای ما را اجابت کند به صحنه آورد ، و اصل آن را به همان دوره خود حضرت علی احاله داد . در این خصوص ، بد نیست شمه ای از رویه های عدالت گستری آقای مرتضوی را از آقای ذاکانی ، دوست دیگر ما در مجلس شورای اسلامی بپرسید تا مسیر ضربه های ناغافلی که نظام می خورده است برشما عیان شود . ضربه هایی که هیچ رد پایی از آمریکا و اسراییل درآنها مشاهده نمی شود .

هیچ احدالناسی در دوستی آقای شریعتمداری و علاقه وافرش به نظام و شخص حضرتعالی تردید ندارد . آقای شریعتمداری ، تمثیل دوستی است که با اطمینان می گویم : به اشتباه ، به عرصه مطبوعات راه یافته است . تخصص و علقه محوری او حوزه غلیظ مسائل امنیتی است . ما در جهاد سازندگی همکاری داشتیم که مدعی بود همه بیماری ها را می شود با عسل مداوا کرد . کارش کندو داری و تولید عسل بود . از آیات قرآن و فرازهای نهج البلاغه مستنداتی برآورده بود و هرسخن محفلی را که در آن بود ، به عسل و به فواید ناشناخته عسل بند می کرد . بی معطلی برای زخم پا و درد حاملگی و آپاندیس حاضرین ، عسل تجویز می کرد و عجبا که کمترین تردیدی را در درستی تشخیص خود تحمل نمی کرد و مخالفان خود را به کج فهمی از قرآن و نهج البلاغه اشارت می داد . دوست ما آقای شریعتمداری نیز چنین است . تا به حدی که من بعید می دانم وقتی او به یک شاخه گل نگاه می کند ، آن گل را نروییده از گور یک منافق مزدور ، و یا از غبار یک پیامبرسلف نداند . آقای شریعتمداری به برکت همین روحیه نافذش ، بسیاری از منتقدان صادق نظام و شما را یا از هستی ساقط کرده یا آبرویشان برده یا مردمانی را که می توانسته اند هنوز دوست و دوستدار نظام باشند ، به دشمنی قسم خورده بدل کرده است . وی از رنجاندن مردم ، و به زعم خود : آنانی که دشمنان نظامند ، به لذت ژرفی مبتلا می شود . آنچنان دو دست خود از هم واگشوده وسینه سپر کرده و از شما دفاع می کند که همه بیندیشند تنها مجاهد ناب و خالص ولایت هموست و لاغیر . و حال آنکه به زعم من ، او به تناول همان لذت مورد اشاره مشغول است و اسمش را دفاع از ولایت نام نهاده است .

دوست دیگر نظام ما ، آقای صادق محصولی ، تمثیلی از همان کسانی است که در لباس دوست ، بی آنکه نفاق آشکاری در کارشان باشد ، و بی آنکه آیات قرآن از کلامشان فاصله بگیرد ، و بی آنکه حفظ نظام از واجباتشان حذف شود ، با زیرکی به بدنه رفاقت های مدیریتی راه یافته و اکنون به برکت همان رفاقتی که مردم ما از آن بی نصیب اند ، به ثروت هنگفتی دست یافته اند . بطوری که این کسب ثروت ، بهیچوجه به شم اقتصادی آنان مربوط و مدیون نیست ، بلکه هرچه باد برای ایشان آورده ، از ناحیه همان رفاقت های همجواری است . رفاقتی که فردی ضعیف را در بزنگاهی ضروری از اختفای مورد علاقه اش بدر بیاورد و وزیر کشورش کند و بعد از پایان آن ضرورت ، به همان اختفای مالوفش باز فرستد . امثال آقای محصولی ، در فهرست دوستان نظام ما فراوانند . اینان در هر منصبی که قرار گیرند ، بدلیل همان برکات همجواری ، دست و دندان به ریشه اقتصاد کشور می برند و بنیان اعتماد مردم به نظام را ترمیم می کنند و برای شما و ما و نظام ، آبرو و رشد و توسعه کشور را بنحوی که خود مشتاقند تعریف می کنند .

آقای محمد جواد اردشیر لاریجانی ، نمونه ای از کسانی است که از موضع یک دوستدار خالص نظام ، فقر نظام را در حوزه فهم سیاسی می دانند . و به هر مناسبت ، سخنان درشت می گویند تا درشتی آن سخن ، به تقویت فهم سیاسی نظام انجامد . و حال آنکه اینان با ابراز همان سخنان درشت و بی مغز ، هوش و خرد ترک خورده خود را پوشش می دهند . تمثیل کسانی که به جای سیاستمداری ، سیاست ورزی می کنند . اینان با اعتنا به پشتوانه خانوادگی ، و نه دانش و تخصصی که بایست می داشته اند ، برمنصب های کلیدی کشور می نشینند و در حاشیه های همان مناصب ، و در فربه کردن کارهای مورد تعلق خود ، برای نظام مجاهده می کنند . حفظ نظام برای اینان از آن روی واجب است که اگر ورق برگردد ، جایی برای ابراز آن سخنان درشت اما بی مخاطب خود سراغ ندارند . این دوستان ، استاد هدر دادن فرصت های بی بازگشت کشورند . استاد دشمن تراشی های بین المللی . و استاد تحلیل هایی که در آنها ریزش دوستان بین المللی ، مطلوبتر از کاستن دشمنی های بین المللی است . داستان دوستان و دشمنان داخلی برای اینان جای خود دارد.

آقای صفار هرندی شاید به زعم من ، بلحاظ فردی از همه اینها پاکتر و ناب تر باشد . اما او تمثیلی از کسانی است که باوجود اصلح ، خود را صالح تر می دانند . مسئولیتی را که شایسته اش نیستند فی الفور می پذیرند . و با علم به این که می دانند اداره وزارتخانه ای مثل ارشاد اسلامی به تخصص های ویژه محتاج است ، به امید یاوری خدای متعال و ائمه معصومین و توکل به همه خوبان خدا ، یک یاعلی ای می گویند و وارد کار می شوند . و هرچه که از ماههای مسئولیت شان می گذرد ، آنان را همچنان برخوردار از عنایات آشکار و پنهان الهی می بینید . ضایعات ، به دلیل بلد نبودن کاری که انجامش را پذیرفته اند ، از پس و پیش مسئولیتشان فوران می کند اما اینان به سمت دیگری صورت برمی گردانند که : اسم اینها ضایعه نیست ، بلکه خدمت است و اجانب و دگر اندیشان اسمش را ضایعه نهاده اند . شاید یکی از علت های فرار فرهیختگان و هنرمندان از مجامع مربوط به نظام ، همین قرار گرفتن آدمهای غیرکارشناس برمصدرهایی باشد که شدیدا کارشناس می طلبند. شما را به نشست اخیرتان با دانشگاهیان ارجاع می دهم . مشاهده فرمودید با هر فراز سخن آن جوان دانشجو - که از شخص شما انتقاد داشت - حاضرین چگونه او را تایید می کردند ؟ این یعنی این که : جسم دانشگاهیان را نزد شما آورده بودند اما روحشان در جای دیگر بود . امثال آقای صفار هرندی ، جسم پروران این سالهای پس از پیروزی انقلابند.

پدرگرامی :

این دوستان ، هرروز صبح ، بهنگام خروج از خانه ، روبه آسمان می کنند و با خلوص تمام رضایت خدا را از دل می گذرانند و با زمزمه آیه الکرسی اشکی برچشم جاری می کنند . صورت ظاهرشان آنچنان با معارف و معروفات دینی آراسته است که کمترین تردیدی را در دوستی آنان نمی توان باور کرد . و من معترفم اینان در هر مصداقی از مظاهر دینی خود، صمیمی و صادق اند . خیال ویرانی نظام را نه به خود ، که به هفت پشت خود نیز ربط نمی دهند . اما متاسفانه هرروز که می گذرد ، از پس و پیش رفتار اینان ، که بسیار نیز صادقانه صورت می پذیرد ، فتنه های درشت و ریز سامان می گیرد و به پروپای نظام می پیچد . این دوستان ، نشانه دیگری نیز دارند . و آن این که : مطلقا از تماشای فلاکت مردمان خود ، گزشی در خود احساس نمی کنند . مثلا از دقیق ترین آمار میزان اعتیاد جوانان کشورشان مطلع اند اما دانستن این آمار برای اینان با ندانستنش یکی است . و حال آنکه اینان با دانستن این ارقام خوفناک ، به دلیل دوستی ریشه داری که با نظام دارند ، باید پوست خود می دریده اند

در این سی سالی که از عمرانقلاب می گذرد ، بخشی از نگرانی های ما به این بوده است که : ما از کجا زخم می خوریم ؟ از کجا باران بلا برما می بارد ؟ ما که منافذ ورود دشمن را بسته ایم و عواملش را به وادی هول وهراس و خروج از کشور در انداخته ایم ، همه امکانات مالی و موقعیت های ملی را از آنان دریغ کرده ایم ، پس از کجاست که مرتب ضربه می خوریم ؟ چرا آمار اعیتاد در کشور ما رتبه اول جهانی را دارد؟ چرا بیشترین مصرفها را داریم ؟ و بیشترین ضایعات را ؟ و بیشترین هدر دادن ثروت های ملی متعلق به نسلهای نیامده را ؟ پس دوستان ما چه می کنند ؟ آنان که همه اختیارات کشور با آنان است ؟ دوستانی که ذکر اسما و صفات خدا از زبانشان نمی افتد و بوقت نماز به سمت سجده ای ناب و خالص و شورانگیز شتاب می کنند ؟

اعتقاد من بعنوان فردی از آحاد این مردم ، به این است که : ما و نظام ما و بخصوص حضرت شما ، از ناحیه همین دوستان است که ضربه خورده و می خوریم . دوستانی که با تعلقات مخصوص بخود در اطراف شما و نظام ما مجتمع شده اند . شناسی نتیجه عملکرد اینان بسیار ساده است . بیایید و در یک امتحان پنهانی ، این دوستان را که گزیده ای از دوستان هم طیف اند ، و بعنوان مثال ، همین آقای شریعتمداری را در خلوت به نزد خود فرا بخوانید و از آنها بپرسید در این مدت مسئولیتشان ، چه تعداد ایرانی و غیر ایرانی بی تفاوت و مدعی و معاند را به دوستی با نظام ترغیب کرده اند ؟ و حتی از آنان بخواهید دست یک نفر را بگیرند و نزد شما بیاورند و بگویند : ما این یک نفر را از دور دست ها به جانبداری از نظام آورده ایم . من با اطمینان به شما عرض می کنم که اینان ، هرگز به آن یک نفر دست نخواهند یافت . البته من اینها را هوشمند تر از این می دانم که شما و مارا به یک مجلس سینه زنی مذهبی احاله دهند که : اینانند مشتاقان ما . و بعد ، از آنها بپرسید به موازات این جذبی که حتما هیچ اندر هیچ است ، چه تعداد از دوستان همراه و منتقد و دوستدار نظام را به ضرب تهمت ها و رانش های سخیف غیر اسلامی ، به سمت دشمنان رانده ، و یا به وادی بی تفاوتی در انداخته اند ؟

نامه نخست مرا نمی دانم مطالعه فرمودید یا نه ، اگر چه می دانم عده ای از همین دوستان مورد اشاره در اطراف شمایند و چه بسا خواستشان با خواست شما یکی نباشد و آن نامه را از چشم مبارک شما دور داشته باشند . اما باور کنید من گاه شما را در خیال خود نشانده ام در میانه ازدحامی از این دوستان که نمونه ای از آنان را اسم بردم . و شرمنده ام که بگویم : شما را درآن جمع پرهای وهوی تنها می بینم . جمعی که با هر سخن شما سر به تایید تکان می دهند و در دل ، حوایج خاص خود را مرور می کنند . و گاه به سخن احساسی شما شورشی می آفرینند و اشک می ریزند و هوار می کشند اما خوب که نگاهشان می کنی می بینی درست همان کاری را می کنند که ما در این سی سال انقلاب آموزششان داده ایم و ریاکاری شان را به نرخی گزاف ، قیمت گزاری کرده ایم .

من در اینجای سخن ، و در نقطه مقابل ، دوستانه و مشفقانه ، از دوستان دیگری اسم می برم که برای نظام ، و برای شخص شما ، و برای شخص شما ، وبرای شخص شما ، و برای شخص شما ، آنهم در بحرانی ترین روزهای عمر انقلاب ، یک گشتی در کل کشورمان زدند و میلیونها ایرانی رمیده و پشت کرده به نظام وحتی معاندین داخلی و خارجی را در شورانگیزترین وجه ممکن ، به پای رکاب شما باز آوردند : آقایان میر حسین موسوی ، سید محمد خاتمی ، و مهدی کروبی . صمیمانه می گویم : دوستان واقعی نظام و شما وما ، اینانند !

این سه تن ، دوستان واقعی مایند که برای نظام و شخص شما اقتدار خواسته و می خواهند و به آن نیز عمل کرده اند . در عوض ، همان دوستان دیرین ، بخاطر بخطر افتادن متعلقاتشان ، از اینان دیوی ساخته اند که تنها خود از آن می هراسند . داستان غمبار روز قدس و روز سیزده آبان امسال ، که نظام با همه تجهیزات نظامی خود به مراقبت از مردم خود تجهیز شده بود ، و حوادث جانبی آن ، نتیجه ضربات پنهان کسانی است که مجملی از عملکردشان را به اختصار شرح دادم . تمنای ما این است که : شخصا ، این سه تن دوستان واقعی خود را فرابخوانید و با مشورت با آنان ، براین زخم سرواکرده مرهم گذارید .

والسلام
فرزند شما : محمد نوری زاد
پانزدهم آبانماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت

 

* رونق موسسه هاي فروش پايان نامه؛ مديران متقلب الگوي دانشجويان بي انگيزه

سپهر سعادت

كسب و كارهاي زير زميني در ايران رونق فراوان دارد و معمولا درآمد سرشاري نصيب صاحبان اين مشاغل مي كند.تجارت مشروبات الكي،تجارت مواد مخدرو تجارت زنان روسپي پديده هاي شناخته شده اي از اين دست هستند كه در زير پوست جامعه ايران جريان دارند.به اين پديده ها بايد تجارتي ديگر را نيز اضافه كرد،"تجارت علم " كه يكي از جنبه هاي آن خريد و فروش پايان نامه هاي تحصيلي است.

موسسه هاي غيررسمي فراواني كه اين روزها در تهران و برخي شهرهاي بزرگ بازاري پرمشتري براي خود دست و پا كرده اند از طريق سازوكارهاي نه چندان پيچيده به گروهي از دانشجويان سال آخري سرويس مي دهند و پايان نامه هاي آماده دفاع را بر اساس نظام قيمت گذاري خاصي به آنها مي فروشند.


فروش علم با سرويس ويژه

حوالي ميدان انقلاب تهران مركز اصلي استقرار موسسه هايي است كه به تجارت علم مشغول هستند.روال كاري اين موسسه ها بدين شكل است كه خريداران پايان نامه هاي تحصيلي به آنها مراجعه كرده و موضوعات مورد نظر خود را اعلام مي كنند.سپس متصديان موسسه با جستجو در يك بانك اطلاعاتي ليستي از پايان نامه هايي با موضوع هاي مشابه درخواست شده توسط دانشجويان را به آنها عرضه كرده و قيمت هر كدام از آنها را نيز اعلام مي كنند.نظام قيمت گذاري معمولا بر اساس ميزان صفحات پايان نامه هاست.در حال حاضر هر صفحه پايان نامه قيمتي ميان 400 تا 600 تومان دارد و متصديان موسسه هاي فروش پايان نامه ها اين مبلغ را ضرب در ميزان كل صفحات مي كنند و هزينه آن را از مشتريان مي گيرند.

برخي از موسسات، سرويس "خدمات پس از فروش" هم به مشتريان عرضه مي كنند به اين معني كه جلسه هاي آموزش براي دفاع از پايان نامه توسط دكترهاي موسسه برگزار مي شود تا دانشجويان هنگام دفاع به مشكلي برنخورند.


ريشه هاي ناكارآمدي

تجارت پايان نامه ها پديده تازه اي نيست ولي با گسترش كمي محيط هاي آموزشي طي سالهاي اخير بر رونق موسسه هايي كه اين سرويسها را ارايه مي دهند به شدت افزوده شده است. درباره برخوردهاي قضايي با اين موسسه ها تاكنون گزارشي منتشر نشده و مسئولان موسسه هاي فروش پايان نامه نيز با امنيت و اطمينان به جذب مشتري مي پردازند.روي شيشه بسياري از اين موسسات به صورتي آشكار از واژه " فروش پايان نامه" استفاده شده و اين نشان مي دهد كه تاجران علم كوچكترين نگراني از نظارت هاي قضايي ندارند.

نگراني هايي كه درباره پيامدهاي فروش پايان نامه هاي تحصيلي از سوي مراجع علمي و آكادميك مطرح شده يكي دو تا نيست ولي نگراني اصلي اين است كه با تداوم اين روند، محيط هاي دانشگاهي بيش از پيش كارآمدي خود را در توليد علم از دست بدهند. بر اساس آمارسال گذشته موسسه isi،ايران در ميان نود و دو كشور توليد كننده علم جايگاه سي و دوم را داراست ولي به عقيده بسياري از كارشناسان بايد به جنبه كاربردي پيشرفتهاي علمي ايران توجه داشت و تاثير اين پيشرفتها را در بهبود وضع تكنولوژي و صنعت كشور سنجيد.اين گروه از كارشناسان عقيده دارند كه مقالات و گزارشهاي علمي و دانشگاهي بيشتر به قصد بالابردن رتبه علمي دانشگاه ها نوشته مي شوند و مبناي فعاليت ها و توليدات صنعتي قرار نمي گيرند.


موج مديران متقلب

ظهورموجي از مديران ميانه و عالي رتبه در سالهاي اخير كه براي كسب صندلي هاي مديريت دست به جعل مدارك دانشگاهي زده اند و از دانشگاه هاي بي نام و نشان مانند دانشگاه هاوايي مدركي دست و پا كرده اند نشان از پيامدهاي دامنه دار تجارت علم در ايران مي دهد.علي كردان به عنوان شاخص ترين فردي كه جعل مدرك تحصيلي اش جنجالي در فضاي سياسي ايجاد كرد نمادي از جريان مدرك گرايي در ايران به حساب مي آيد.او گرچه به دليل جعل مدرك توسط مجلس از منصب وزارت كشور بركنار شد ولي هستند بسياري از مديران رده بالاي دولتي كه عليرغم افشاي دروغ هايشان درباره مدرك تحصيلي همچنان بر مصدر امور مانده اند.در ميان مديران دولت نهم نام كامران دانشجو وزير علوم و تحقيقات و فناوري،حميد بهبهاني وزير راه و ترابري ،پرويز زاهدي وزير پيشين علوم ، علي اكبر محرابيان وزير صنايع و محمد رضا رحيمي معاون اول رييس جمهور به عنوان كساني مطرح است كه درباره مدرك تحصيلي يا توان علمي خود دروغ گفته اند.

كامران دانشجو در بيان كارنامه تحصيلي اش مدعي شده بود كه مدرك دكتري خود را در رشته هوافضا از "امپريال كالج لندن" دريافت كرده اما بعدا اين كالج در پاسخ به استعلام رييس كميسيون آموزش مجلس شوراي اسلامي فاش ساخت كه دانشجويي با مشخصات كامران دانشجو در آنجا تحصيل نكرده است.

جنس ادعاي علي اكبر محرابيان وزير صنايع و معادن درباره توامندي علمي اش تا حدي متفاوت بود.اومدعي شده بود كه اختراعي با عنوان " اتاق امن زلزله" را ثبت كرده است اما با شكايت فردي به نام فرزاد سلیمی سرانجام دادگاه محرابيان را به جرم جعل اختراع محكوم كرد.حميد بهبهاني نيز متهم است كه با همدستي دو نفر ديگر مقاله هاي "کریستف کلارمونت" ، " جری فوربز" و همکاران چینی آنان را دزيده و بدون كوچكترين تغييري در نشريه ترانسپورت به چاپ رسانده است.

محمد رضا رحيمي هم از سوي برخي نمايندگان مجلس متهم شده كه عنوان دكتري را به دروغ مورد استفاده قرارداده و بر اساس اين عنوان جعلي از دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد جنوب حقوق دريافت كرده است.


تاسي از مديران متقلب

برملا شدن نام مديران رده بالايي كه از مدارك تحصيلي جعلي براي پيشبرد منافع مالي و سياسي استفاده كرده يا آن را به مثابه اهرمي جهت كسب پرستيژ به كار برده اند بي اعتمادي وسيعي را ميان افكارعمومي نسبت به كيفيت مدارك تحصيلي ايجاد كرده است. بسياري از مردم با مشاهده مديران متقلب معتقد شده اند كه داشتن تخصص يا شايستگي هاي علمي ملاك قابل ملاحظه اي براي رسيدن به پست هاي كليدي نيست.

افشاي كارنامه مديراني كه براي پيشبرد منافع خود دست به دامن تقلب در مدارك تحصيلي شده اند همچنين برخي از دانشجويان را نيز متقاعد كرده كه نيازي به تلاش هاي شبانه روزي براي دريافت مدرك دست وجود ندارد.آنها اكنون ترجيح مي دهند به جاي ماه ها كوشش براي ارايه پايان نامه اي آبرومند، سري به بنگاه هاي فروش پايانه نامه بزنند تا با هزينه اي نسبتا ناچيز مهر تاييد بر مدارك تحصيلي شان حك شود.

 

* هموطن بسیجی ام متشکرم !

من یک دختر 16 ساله ام و در13 آبان( روز دانش آموز) که احساس می کردم روزی متعلق به من است می خواهم از تمامی آنچه تو آن روز مانند یک آموزگار به من آموختی تشکر کنم .

من از تو تشکر می کنم نه بخاطر ضربات باتومی که بر بدن من زدی ، که دردش را دوست دارم و هر زمان که نگاهی به زخمهایم می اندازم بزرگتر می شوم .

از تو تشکر می کنم نه به خاطر حلقه  اشکی که در چشمان مادرم دیدم ، وقتی که در مقابل برادر خردسالم به او دشنام های رکیک می دادی .

از تو تشکر می کنم نه به خاطر لگدی که بر کمر مادر بزرگ هفتاد ساله ام زدی (تازه دو ماه از جراحی کمرش گذشته بود . )



از تو تشکر می کنم نه به خاطر اینکه در یک کلاس عملی جامعه شناسی مفهوم حکومت دینی ، قانون اساسی ، مردم سالاری ، عدالت و .... را برایم معنا کردی .

از تو تشکر می کنم چون به رشد جنبش سبز کمک کردی . کینه ای که در دل من و تمامی هموطنان سبزم کاشتی به ما توان استقامت و همبستگی می دهد .

از تو تشکر می کنم چون تمامی آنچه حکومت جمهوری اسلامی 30 سال شعارش را داده بود ، را تو زیر سوال بردی نه ما !

و از تو می خواهم که باز هم مرا بزنی ، به مادرم دشنام دهی ، و .... تا جنبش ما به بلوغ کامل برسد . من و جنبش سبز با هم بزرگ می شویم و می دانم که ما پیروزیم. و زمانی که ما پیروز شویم ، مطمئن باش که با تو و خانواده ات آن نمی کنیم که تو با ما کردی ، زیرا تو هم از ما بودی !!!!!!

سبز باشی چون جوانه و سبزه نه مثل لجن !

نوشته شده توسط دکتر اسکویی در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 19:8 | لینک ثابت |

 

آخرین اخبار روز شنبه

«من خوف این را دارم که شما ملت بزرگ ایران، که برای خدا قیام کردید و برای خدا جوانهایتان را دادید و برای خدا زحمات طاقت فرسا کشیدید و همه چیزتان را فدای اسلام کردید، با این جریانی که به نظر می آید که دارد پیش می رود، یک وقتی متوجه بشوید که _ خدای نخواسته _ با انعزال این مردم، اینهایی که خدمتگزار هستند، یک حکومت قلدری با اسم اسلام، با اسم جمهوری اسلامی، با اسم خدمتگزار به اسلام بیاید و همه ی زحمتهای شما و خونهایی [را] که دادید، هدر ببرد.»

صحیفه امام، جلد 15 ص ص366

 

آن روزی که شما احساس کردید که می خواهید فشار به مردم بیاورید، بدانید که دیکتاتور دارید می شوید. بدانید که معلوم می شود مردم از شما رو برگردانده اند.»

صحیفه امام، جلد 18، ص 79

 

«در شروع مبارزات اسلامی اگر می خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می شنیدی که شاه شیعه است! عده ای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام می دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است.»

 امام خمینی(ره)، منشور روحانیت

 

« امروز عده ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه ی دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند.»

صحیفه امام، جلد 21، منشور روحانیت

 

والنهار اذا تجلی

" و قسم به روز  چون آشکار شود "

 

آنان که بهر ذلتی تن می دهند تا زنده بمانند، مردگان خاموش تاریخ اند!

***

ما همان ترکش خوردگان جبهه ایم

مرگ را خوردیم و اما زنده ایم

****

چهره بالا را به خاطر بسپارید !!

کسی که تخم نفاق و کينه رو ميون امت پاشيد.

**********

 

* تماس تلفنی حضرت آیت الله العظمی منتظری با مهدی کروبی بعد از 20 سال

دلجویی مرجع عالیقدر از شیخ اصلاحات پس از حمله حامیان کودتا به کروبی:معلوم نیست اینها می خواهند کشور را به کجا ببرند

شبکه جنبش راه سبز(جرس):آیت الله العظمی منتظری روز جععه ۱۵ آبان در تماس تلفنی با مهدی کروبی از حوادث پیش آمده برای آقای کروبی و همراهانش در راهپیمایی روز ۱۳ آبان اظهار تاسف کرد .

سایت حزب اعتماد ملی، تغییر، خبر داد که در این تماس تلفنی آیت الله العظمی منتظری ضمن احوال پرسی و دلجویی از آقای کروبی نکاتی را یادآور شد.

آیت الله العظمی منتظری ضمن اظهار تاسف از برخوردهای بوجود آمده با آقای کروبی گفت: "تعجب می کنم که این چه سیاستی است که حتی در راهپیمایی ۱۳ آبان هم با مردم چنین برخوردی می کنند ومعلوم نیست که پس از انتخاباتی که برگزار شد ، اینها می خواهند کشور را به کجا ببرند."

آیت الله منتظری در انتها ابراز امیدواری کرد که خداوند کشور را از حوادث بدی که پیش روی قرار دارد محافظت بفرماید .

مهدی کروبی هم در این تماس تلفنی ، ضمن تشکر از این مجتهد و فقیه عالی قدر، یادآور شد که ما برای راهپیمایی علیه استکبار در روز ۱۳ آبان به خیابان رفتیم که متاسفانه این طور به جان زنان و مردان و جوانان می افتادند .

در راهپیمایی روز ۱۳ آبان ، گروهی از لباس شخصی ها با شلیک مستقیم گاز اشک آور به آقای کروبی حمله کردند که در این بین دو تن از محافظان وی به شدت آسیب دیدند و راهی بیمارستان شدند .

 

* فرمانده انتظامی تهران: 109 نفر در روز 13 آبان بازداشت شده اند

شبکه جنبش راه سبز (جرس): فرمانده انتظامی تهران از دستگیری 109 نفر در حاشیه مراسم روز 13 آبان در شهر تهران خبر داد.

سردار عزیزالله رجب زاده با اعلام این خبر به مهر گفت: "از میان دستگیر شدگان 47 نفر با قرار کفالت آزاد شده اند و 62 نفر از متهمان پس از تشکیل پرونده به مقامات قضایی تحویل و روانه زندان شده اند."

فرمانده نیروی انتظامی تهران در ادامه افزود:" 43 نفر از این افراد مرد و 19 نفر دیگر زن هستند."

گفتنی است پیش از این رییس پلیس امنیت و دادستان عمومی و انقلاب تهران از تعداد بازداشت شدگان در تجمعات روز 13 آبان ابراز بی اطلاعی کرده بودند.

 

* اظهارات دادستان تهران درباره وضعیت اتباع و خبرنگاران خارجی بازداشت شده در ۱۳ آبان

عباس جعفري دولت آبادي هم اعلام كرد که"سه تبعه خارجی كه دو نفر آنها آلمانی و یك نفر آنها كانادایی است و در روز 13 آبان بازداشت شده بودند، آزاد شدند."

عباس جعفری دولت آبادی همچنین دستگیری یك تبعه دانماركی را تایید كرد و به خبرگزاری ایرنا گفت:" از مراجع ذیصلاح ، دلایل و مدارك مربوط به حضور وی در ایران و نوع ماموریت شغلی این تبعه خارجی استعلام شده است."

دادستان تهران، بازداشت فرهاد پولادی خبرنگار ایرانی خبرگزاری فرانسه را نیز تایید كرد و گفت:" در خصوص مجوز فعالیت خبری این خبرنگار از مراجع ذیصلاح استعلام شده است كه پس از اعلام پاسخ ، درباره این خبرنگار و نیز تبعه دانماركی، تصمیم لازم اتخاذ خواهد شد."

 

* تجمع و اعتراض خانواده های بازداشت شدگان 13 آبان در مقابل دادگاه انقلاب تهران

شبکه جنبش راه سبز(جرس):ده ها نفر از خانواده های دستگیر شدگان 13 آبان صبح شنبه ضمن تجمع در مقابل دادگاه انقلاب خواستار آزادی فوری بستگان خود هستند.
خانواده های دستگیر شدگان 13 آبان از حوالی 9 صبح تجمع اعتراضی خود را آغاز کردند و در حالی که هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شد مردم نیز برای حمایت از آنها به جمع خانواده ها پیوستند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی گزارش دادند که تعدادی از خانواده ها و به خصوص مادران با در دست داشتن پلاکاردهای دست نویسی که بر آن نوشته شده"خواهان آزادی فوری عزیزانمان هستیم" در مقابل دادگاه انقلاب ایستادند و تعداد زیادی از آنها هنوز از وضعیت و شرایط و محل نگهداری عزیزان خود بی خبر هستند.
در بین دستگیر شدگان تعداد زیادی از دختران و زنان جوانی که سنین آن ها بین 20 تا 30 ساله هستند و خانواده های آن ها از محل بازداشت و شرایط آنها هیچ خبری در دست ندارند و تا به حال با خانواده های خود تماسی نداشته اند.
بنابر همین گزارش"خانواده ها از بی خبری عزیزانشان سخت خشمگین هستند و با تاکید بر این که ما به وعده ها توجهی نخواهیم کرد و عزیزانمان باید بی قید و شرط و فوری آزاد شوند."
ماموران نیروی انتظامی، لباس شخصی ها و حراست دادگاه انقلاب با مشاهدۀ پلاکاردها به سوی خانواده ها هجوم بردن و با برخورد وحشیانه و غیر انسانی و اهانت سعی داشتند که دست نوشته ها را از دست ماداران بازداشت شدگان بگیرند.ماموران پس از مواجهه با خشم خانواده ها تلاش کردند با دادن وعده آزادی زودهنگام بازداشت شدگان 13 آبان آن ها را از ادامه اعتراض منصرف کنند.

فرمانده نیروی انتظامی تهران تعداد بازداشت شدگان 13 آبان را 109 نفر اعلام کرده اما گزارش های شاهدان عینی در 13 آبان و شمارخانواده های تجمع کننده در مقابل دادگاه انقلاب جاکی از آن است که تعداد سبز هایی که در 13 آبان از سوی نیروی حامی کودتا بازداشت شده اند بیش از این تعداد است.تعداد قابل توجه از اسرای جنبش سبز در 13 آبان را زنان و دختران تشکیل می دهند

 

* حمله به همسر یادگار امام و خانواده شیخ مهدی کروبی در مراسم ۱۳ آبان


یکی از اعضای بیت حضرت امام(ره)اعلام کرد تعدادی از اعضای بیت امام(ره) ازجمله همسر حاج حسن آقا برای حضور در مراسم روز ۱۳آبان در حوالی میدان هفت تیر مورد هجوم عده‌ای لباس شخصی قرار گرفتند.

به گزارش سلام نیوز، عده ای لباس شخصی در روز ۱۳آبان به وسیله نقلیه اعضای بیت امام(ره) و همسر سیدحسن خمینی که برای شرکت در مراسم این روز آمده بودند حمله کردند. یکی از اعضای بیت حضرت امام(ره) با تایید این خبر به خبرنگار سلام، گفت: تعدادی از اعضای بیت امام(ره) از جمله همسر حاج حسن آقا برای حضور در مراسم روز ۱۳آبان در حوالی میدان هفت تیر مورد هجوم عده ای لباس شخصی قرار گرفتند.

وی در خصوص اینکه آیا به شخص همسر سید حسن خمینی نیز هجوم آورده شد یا خیر؟ اضافه کرد: خیر، هجوم این افراد به ماشین حامل ایشان بود و اتفاقی برای وی نیافتاد.

این عضو بیت امام(ره) تصریح کرد: در این میان به عروس آقای کروبی حمله شد و گاز اشک آور به سمت وی زدند گویی که ایشان از قبل شناسایی شده بود.

گفتنی است بخش خبری ۲۰:۳۰ روز پنجشنبه با بزرگنمایی حمله به علیرضا مرندی، نماینده حامی دولت احمدی نژاد در مجلس، سعی کرد القاء کند که این حمله توسط گروهی از حامیان مهندس موسوی صورت گرفته است اما هیچ خبری از هجوم به اعضای بیت امام(ره) بیان نشد.

 

* سبحانی‌نیا: کمیسیون امنیت ملی حوادث13آبان را بررسی خواهد کرد/در صورت صحت خبر حادثه امروز اصفهان، وارد عمل خواهیم شد

عضو هیات رییسه کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت:«حوادث و حاشیه‌های مراسم راهپیمایی 13 آبان در کمیسیون امنیت ملی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.»

حسین سبحانی‌نیا در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، در خصوص حوادث و برخوردهای صورت گرفته با مردم و برخی از چهره‌ها در راه‌پیمایی 13 آبان که بارها با شلیک گاز اشک‌آور و برخورد از سوی نیروی‌های حاضر مواجه بود، اظهار داشت:«کمیسیون امنیت ملی مجلس پیش از آغاز جلسات خود، آخرین تحولات مربوط به مسایل سیاست داخلی و خارجی را بررسی می‌کند و مطمئنا مسایل مربوط به روز 13 آبان نیز قابل طرح و بررسی است.»

وی ادامه داد:« اگر مسایل مطرح شده در جلسه کمیسیون امنیت ملی نیاز به پیگیری و احضار مسئولان برای ارائه توضیحات باشد، کمیسیون آن موضوع در دستور کار خود قرار می‌‌دهد.»

سبحانی‌نیا در خصوص شایعه منتشر شده مبنی بر اینکه ظهر امروز یک دانشجوی اصفهانی شاغل به تحصیل در ارمنستان به نام مهدی نیلفروش‌زاده که در مراسم13آبان حضور داشت، بعد از ورود نیروی انتظامی به منزل پدری‌اش و درگیری رخ داده بر اثر تیراندازی کشته شده، اظهار داشت:«اگر این خبر صحت داشته باشد کمیسیون حتما وارد مساله شده و پیگیری خواهد کرد.»

وی تاکید کرد:«باید اطلاعات و اخبار مربوط به این مساله به کمیسیون ارجاع شود.»

 

* پاسخ حسين کروبی، فرزند مهدی کروبی به ايرنا:


محفلی با اهداف کثيف امنيتی در ايرنا مستقر شده است

ادامه راه سبز«ارس»: روز پنجشنبه چهاردهم آبان ماه خبرگزاری ايرنا خبری دروغ را به نقل از حسين کروبی فرزند مهدی کروبی بر روی خروجی خود قرار داد. در اين خبر به نقل از حسين کروبی آمده بود که مهندس موسوی شهامت حضور در مراسم ۱۳ آبان را نداشته است. تکذيبيه ذيل به نقل از حسين کروبی آشکار کننده زوايای تازه ای از چگونگی شنود تلفن ها و دروغ پردازی سازمان يافته در يک نهاد دولتی همچون خبرگزاری ايرنا است.

متن اين توضيح بدين شرح است:


به نام خدا

مديرعامل محترم خبرگزاری ايرنا
با سلام

روز پنجشنبه، گفتگويی از اينجانب حسين کروبی، توسط خبرگزاری ايرنا منتشر شد که سراسر کذب و دروغ بود. لذا خواهشمند است ضمن انتشار توضيحات ذيل نسبت به تکذيب متن اين خبر مبادرت ورزيد. در غيراينصورت اينجانب پيگيری قضايی و شکايت از آن خبرگزاری را حق قانونی خود خواهم دانست. خبرگزاری ايرنا با انتشار گفتگويی به نقل از اينجانب آورده است که آقای موسوی شهامت حضور در مراسم ۱۳ آبان را نداشته است و بدين ترتيب آقای موسوی را به نقل از اينجانب متهم به دروغگويی کرده است. اما شرح ماجرای اين گفتگوی انجام نشده و دروغ پردازی های آن رسانه دولتی که رسالت خود را به جای اطلاع رسانی بر دورغ پراکنی بنياد نهاده است، بدين شرح است:

۱- در هفته های گذشته يکی از خبرنگاران آن رسانه براساس آشنايی قبلی طی تماس های مکرر، درخواستی مبنی بر گفتگو با ابوی اينجانب را با من درميان می گذاشت، که پاسخ من نيز به دليل شناختی که از رويه آن خبرگزاری و فضای امنيتی حاکم بر آن داشتم، همواره منفی بوده است.

۲- روز پنجشنبه پس از آنکه اينجانب مطابق معمول پاسخ منفی ابوی مبنی بر عدم گفتگو با آن رسانه را منتقل کردم، با پرسشی از سوی خبرنگار آن رسانه درباره حضور جناب آقای موسوی و کروبی در مراسم ۱۳ آبان مواجه شدم که صورت مصاحبه نيز نداشت و بدين ترتيب مبتنی بر آشنايی سابق، گفتگوی ساده و کوتاهی ميان ما برقرار شد؛ و لاغير.

۳- در اين گفتگوی کوتاه و دوستانه اينجانب در پاسخ به پرسش آن دوست که راجع به حصر آقای موسوی می پرسيد گفتم که « نشنيده ام که ايشان در حصر باشند. حصر به موقعيتی گفته می شود که آيت الله العظمی منتظری گرفتار آن بوده اند؛ البته برخی نيروهای نظامی و امنيتی گويا درمقابل ساختمان دفتر آقای موسوی تجمع کرده و با ايجاد فضای رعب و وحشت مانع از حضور ايشان در مراسم ۱۳ آبان شده اند.» سخن ما که صورت گفتگو نيز نداشت در همين حد بود و نه بيشتر.

۴- اما با کمال تعجب روز گذشته متوجه شدم که خبرگزاری ايرنا خبری را به نقل از اينجانب براساس آن گفتگوی کوتاه دوستانه تنظيم کرده و با دخل و تصرف فراوان و دروغ پردازی آشکار آن را بر خروجی خبرگزاری خود قرار داده است. درتماسی که با آن خبرنگار داشتم وی مدعی شد که او چنين گفتگويی را منتشر نکرده و روی خروجی خبرگزاری قرار نداده است.

۵- لذا مشخص است که در تاريکخانه ساختمان آن رسانه دولتی، محفلی با اهداف کثيف امنيتی اتاقی را به خود اختصاص داده اند و ضمن شنود تلفن خبرنگاران آن رسانه اقدام به انتشار چنين گزارش ها و اخباری با اهداف اختلاف افکنانه می نمايند.

نيازی به توضيح نيست که جناب آقای موسوی و کروبی براساس روحيات شخصی شان و البته با شجاعتی که در هريک از آنها سراغ دارم در آينده نيز مبتنی بر وحدت در عمل، به هدايت جنبش سبز ايران تا رسيدن به اهداف خود و ريشه کن سازی دروغ گويان محفل نشين ادامه خواهند داد و از پای نخواهند نشست و چنين دروغ پردازی هايی عزم راسخ مهندس موسوی را در مبارزه با دروغ راسخ تر خواهد کرد و نشان می دهد که ايشان به درستی رسالت خود در اين مبارزه را انتخاب کرده اند.

حسين کروبی
۱۵ آبان ۱۳۸۸

 

* یادداشتی از فرزند شهید مصطفی مهدوی‌نیا:


"رهبرا‌، شکایتی دارم"

"رهبر عزیز گرانقدر با شما و مشاوران شما سخنی داشتم که هر چند گفتنش شاید آب به آسیاب دشمن خواهد ریخت ولی هر چقدر خواستم که ننویسم و نگویم تاب نیاوردم و شاید گفتنش جلوگیری از رفتن به مسیری باشد که در انتخاب آن اشتباه کرده‌ایم. امیدوارم این شکایت و افسردگی مرا به عنوان یکی از میلیون‌ها بسیجی و فدائیان راه ولایت که لحظه‌ای در جهت حفظ این نظام مقدس از راه ولایت و پشتیبانی از ولایت فقیه غافل نشده بپذیرید و چاره‌ای برای برون رفت از این وضعیت بحرانی هر چه زودتر بیندیشید."

روز شنبه نهم آبانماه جلسه ای در پایگاه بسیج به دعوت فرمانده پایگاه داشتیم که در آن جلسه ، راهکارها و روشهای مسالمت آمیز برخورد با اغتشاشگران مراسم ۱۳ آبان از سوی فرمانده پایگاه قرائت شد و در پایان جلسه یک ساعت ونیمه از سوی فرمانده به هر یک از اعضای فعال بسیج پایگاه مبلغ چهارصد هزار تومان بصورت چک پول نقدا پرداخت شد که رسید آن نیز گرفته شد که پرداخت این مبلغ در پایان چنین جلسات بی سابقه بود.

مهمتر از آن فرمانده پایگاه اعلام کرد که پس از گذر از ۱۳ آبان به ازای دستگیری هر یک از اغتشاشگران و همچنین ارائه مدارکی مستند بر اغتشاشگری افراد مذکور که میتوان با همراه داشتن چند شاهد بین خود و یا دوربین فیلمبرداری و یا عکسبرداری این مستندات را در هنگام اغتشاشگری و دادن شعارهای ضد انقلاب تهیه کرد، مبلغ دویست و پنجاه هزار تومان تشویقی برای هر یک اغتشاشگر دریافت خواهید کرد.

از فرمانده پایگاه پرسیدم که این مبالغ از کجا تامین میشود؟ ایشان با اینکه نخواستند فاش کنند ولی بدلیل پافشاری من فرمودند از نمایندگی بیت رهبری در سپاه. حال با این تفاسیر از رهبرم سوالی دارم. رهبر من. اگر منبع این تشویقی ها شما یا اطرافیان شما هستند آیا فکر نمیکنید مشاوران و اطرافیان شما در این امربه شدت دچار اشتباه شده اند؟ آیا این حرکت هر چند که خیر خواهانه است ولی توقع تعدادی از بسیجیها را در مقابل کاری که بیشتر و فقط به خاطر حفظ آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی و پیشرفت آن است انجام میدهند بالا نخواهد برد؟

آیا این حرکت کوچک کردن رسالت و حرکتی که ما بسیجیها برای سربلندی ایران اسلامی انتخاب کرده ایم و اکنون در خیابانهای تهران و شهرهای مختلف با دشمنان آن دست به گریبان هستیم نخواهد بود؟ آیا این نرخ گزاری عملی شایسته است؟ آیا در جبهه های جنگ حق علیه باطل ما برای پول و مادیات از جان خود گذشتیم و به خط مقدم جبهه ها هجوم بردیم ؟ آیا آن زمان سخن از پول و مادیات بود ؟ ای کاش مشاوران رهبرم قبل از این حرکت که به نظر من نسنجیده صورت گرفته تاملی میکردند تا اینگونه شاهد فیلمهایی که در 13 آبان در صدر خبرهای جهان قرار گرفته نباشیم.

اینچنین که من دریافته ام این مبالغ تشویقی نیز به یگانهای ویژه نیروی انتظامی و بعضی از ارگانهای دیگر ارائه شده که اینچنین تعداد دستگیریها و درگیری و خشونت در ۱۳ آبان در نقاط مختلف تهران را بالا برد . من خود شاهد بودم که برای افزایش تعداد دستگیریها در ۱۳ آبان فرمانده بسیج یکی از مناطق تهران با همکاری تعدادی از پرسنل یگان ویژه نیروی انتظامی پارکینگ منزل خود را تبدیل به یک بازداشتگاه موقت کرده بود که در عصر ۱۳ آبان بیش از ۲ مینی بوس افراد دستگیر شده اعم از زن و مرد به بازداشتگاه سپاه انتقال دادند . آیا این یک نوع افراط و تفریط نیست ؟ ایا نباید فکری برای صورت مسئله کرد ؟ تا کی اینچنین رفتار کنیم ؟

رهبرم . شاید نباید این اطلاعات را در اینجا میدادم . شاید هم از کرده خود پشیمان شوم . اما نمیدانم شکایت خود را از مشاوران شما به کجا برم ؟ چگونه میتوانستم حرف دل خود را به شما بازگویم . رهبرا چاره ای اندیشه کنید که دیگر اینچنین نشود . خواهش میکنم . استدعا دارم که مادیات را در راه حفظ نظام وارد این وظیفه مقدس نکنید .

به خدا قسم که وقتی که فیلمهایی را از اهانت و بی حرمتی فریبخوردگان به محضر شما و آقا امام زمان ( عج ) دیده ام من و خانواده ام اشک از چشمانمان جاری شد . چرا باید به اینجا برسیم که در داخل کشور شاهد اینچنین رویدادهایی باشیم که حتی در کشورهای مسلمان و حتی غربی جرات چنین کاری را به خود نمیدهند ؟ آیا این نتیجه همان افراط و تفریط در برخوردی نیست که در روزهای اخیر علیه تعدادی از مردم فریبخورده به کار بسته ایم ؟

ای کاش مشاوران شما راهی مسالمت آمیز را برای برون رفت از این فاجعه توصیه کنند نه اینچنین با پول حرمت بسیج و بسیجی و هر آنکه در برابر این نظام وظیفه ای را دارد بشکنند . ای کاش مشاوران و خود عزیز گرانقدر شما راهی را برای برون رفت از این برهه زمانی را پیشنهاد کنید که در آن طلیعه و روشنایی "وحدت" و "همبستگی" بین مردم دیده شود و نه تشویق برای رویارویی .

به امید وحدت و یکپارچگی مردم ایران اسلامی در دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی

سرباز کوچک شما و فرزند شهید مصطفی مهدوی نیا
رضا مهدوی نیا

 

* اقدام سیاسی ایران‌خودرو؛ محسن باستانی اخراج شد

محسن باستانی پس از 23 سال خدمت در شرکت ‌ایران خودرو، حدود دو ماه گذشته از مسئولیت خود در این شرکت برکنار و  هفته گذشته از سوی مدیریت این شرکت اخراج شد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، به نقل از روابط عمومی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه اصفهان، محسن باستانی عضو پیشین شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مسئول شاخه اصفهان این سازمان، چند روز پس از انتخابات ریاست جمهوری در اصفهان بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد.

وی پس از چند هفته تحمل زندان با قرار وثیقه آزاد ولی هنوز دادگاهی برای وی تشکیل نشده است.

مسئولان ایران خودرو در اقدامی سیاسی و در حالی‌که باستانی در سفر حج به سر می‌برد این مدیر موفق را اخراج کردند.

 

* افشای ملاقات‌های محرمانه مشایی و دلال رابطه با آمریکا در ویلای شمال

در حالی که رهبر انقلاب در سخنان صریح خود کسانی که لبخندهای دولت آمریکا را باور کرده و قصد پهن کردن فرش قرمز برای آن‌ها دارند را افراد ساده‌لوح یا گرفتار هوی و هوس دانستند، جزئیات تازه‌ای از ملاقات‌های محرمانه رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور و هوشنگ امیراحمدی در ویلای شمال کشور افشا شده است.

به گزارش آینده، اخیراً هوشنگ امیراحمدی که پس از سفری محرمانه و بدون اطلاع رسانه‌ها به کشور، با شبکه بی.بی.سی فارسی مصاحبه می‌کرد، با اظهار اطمینان از تحویل دادن اورانیم توسط جمهوری اسلامی، از جلسات خود با برخی مقامات مهم ایران خبر داد.

اگرچه وی در برابر اصرار خبرنگار بی.بی.سی حاضر به افشای نام مقامی که با وی دیدار کرده است نشد، اما اطلاعات آینده نشان می‌دهد که امیراحمدی با اسفندیار رحیم‌مشایی، رئیس‌دفتر و مشاور ارشد دکتر احمدی‌نژاد ملاقات‌هایی داشته است.

گفته می‌شود این ملاقات‌ها برای دور ماندن از چشم نهادهای نظارتی، در ویلایی در استان گیلان انجام شده است.

اگر چه هنوز جزئیات این ملاقات‌ها فاش نشده، اما به نظر می‌رسد سخنان صریح رهبر انقلاب مبنی بر این که اگر مسئولی دل در گرو منافع ملت داشته باشد، فریب لبخندهای آمریکایی ها را نمی‌خورد، اشاره به چنین رفتارهایی دارد.

رهبر انقلاب، پیش از این در اقدامی بی سابقه طی دستوری که به دلیل استنکاف دکتر احمدی‌نژاد از عمل به آن علنی گردید، با انتصاب مشایی به سمت معاون اول رئیس‌جمهور مخالفت کردند، اما پس از آن مشایی به سمت رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور، رئیس‌ نهاد ریاست‌جمهوری، مشاور رئیس‌جمهور، رئیس شورای عالی مناطق آزاد و تعدادی دیگر از مسئولیت‌های مهم منصوب شد و اخبار غیررسمی حاکی از تمایل احمدی‌نژاد برای انتصاب وی به عنوان سخنگوی دولت داشت که این میزان مسئولیت برای فردی که از سوی رهبری طرد شده است، جای ابهام دارد.

مشایی که پس از ازدواج مهدی احمدی‌نژاد با دختر وی بیش از پیش به احمدی‌نژاد نزدیک شده است، در انتخابات ریاست‌جمهوری فعال بود و تعدادی از سایت‌های خبری، ستادهای انتخاباتی و فعالیت‌های سیاسی، مشترکاً توسط پسر مشایی و پسر احمدی نژاد مدیریت می‌شد.

 

* دیدار کروبی با هنگامه شهیدی

مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی روز جمعه به دیدن هنگامه شهیدی، مشاور امور زنان ستاد انتخاباتی خود که به تازگی از بند رها شده ، رفت.

به گزارش تغییر، هنگامه شهیدی که اوایل هفته گذشته درحالی که در هشتمین روز از اعتصاب غذا و دارو بود، آزاد شد و  بلافاصله پس از آزادی از زندان اوین در بیمارستان بستری شده بود، روز گذشته پس از بهبودی نسبی از بیمارستان مرخص شد.

شیخ اصلاحات پس از آزادی شهیدی از زندان، توسط همسر خود که در بیمارستان به دیدار شهیدی رفته بود، به او پیغام داده بود که ” راه امام راحل ادامه دارد”.

دبیرکل حزب اعتماد ملی، خود نیز روز جمعه، پس از آنکه هنگامه شهیدی از بیمارستان مرخص شد با او دیدار و از او به خاطر تحمل ۴ ماه حبس در زندان اوین دلجویی کرد.

 

* زیباکلام:اگر عوامل اعتراضات دستگير شده‌اند چرا معترضان بازهم به خيابان مى‌آيند

حیات‌نو: جنبش مردمى گسترده اى که در ماههاى اخير شکل گرفت،باعث شدکه جمهورى اسلامى متفاوت ترين مراسم 13 آبان را تجربه کند دراين زمينه باصادق زيبا کلام گفت وگو کرديم که درپى مى‌آيد:

با وجود هشدارهاى مقامات انتظامى وامنيتى دربرخوردباهرگونه تجمع غيرقانونى درروز13آبان حضور مردم معترض رادراين راهپيمايى چطور تحليل مى کنيد؟

گذشته از برگزارى تجمعات غيررسمى در راهپيمايى روز 13 آبان و برخورد خشونت‌آميز نيروى انتظامى و لباس شخصى‌ها بااين مردم معترض، مهم‌‌ترين نکته قابل تأمل شکست نظريه‌هاى جناح پيروز در انتخابات رياست جمهورى است. چرا که آنها در طول مدت چهار ماه گذشته از هرگونه راهپيمايى اعتراض‌آميز باعنوان فتنه و آشوب نام بردند و در تحليل‌هاى خود تاکيد مى‌کردند که اين اعتراضات يک حرکت سازمان يافته از سوى آمريکا ،انگليس ومخالفان نظام است که با هدف برپايى انقلاب مخملى ايجاد شده است وبرهمين مبنا بسيارى از چهره‌هاى شاخص سياسى اصلاح‌طلب را به بهانه نقش داشتن در اين فتنه بازداشت کردند و گفتند با اين اقدام توطئه را سرکوب وچشم فتنه راکورکرديم. اما اکنون مى‌بينيم با توجه به اينکه سران توطئه و گردانندگان انقلاب مخملى در بازداشت به سر مى‌برند و هيچ ارتباطى با بيرون به جز ملاقات‌هاى چند دقيقه‌اى با خانواده‌هاى خود ندارند، موج اعتراضات مردمى همچنان ادامه دارد و در راهپيمايى‌هاى روز قدس و 13 آبان با وجود اينکه مى‌دانستند مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار مى‌گيرند همان طور که اين اتفاق رخ داد باز هم به خيابان‌ها آمدندو حال سوال اينجاست که با توجه به گفته هاى مسئولان که معتقدند همه عوامل فتنه و توطئه شناسايى و دستگير شدند چگونه است که ما هنوز شاهد حضور اين مردم معترض در خيابان‌ها هستيم.

شما چه تعريفى ازاين حضور اعتراضى داريد ؟

چون هنوز برخى مسئولان کشور صداى اين معترضان را نمى‌شنوندو واقعيت وجودى آنها را منکر مى‌شوند وبدتر ازهمه آنها را عامل مزدور و بيگانه مى‌خوانند، معتقدم تا زمانى که پاسخى درست ومنطقى به آنها داده نشود اين اعتراض‌ها در قالب تجمعات خيابانى ادامه خواهد داشت.

شما فکر نمى‌کنيد به همان اندازه که اختلاف سياسى تشديد مى‌شود شاهد افزايش دو دستگى در بين مردم هستيم؟

قطعا همين طور است چنانچه ما شاهد دو نوع حضور متفاوت مردم در راهپيمايى‌هاى روز قدس و 13 آبان بوديم ودرچنين شرايطى براى جلوگيرى از عميق‌تر شدن اين شکاف در بين مردم بايد در سطح بالاى نظام يک تلاش جدى در جهت آشتى ملى صورت گيرد تا مردم هم از اين حالت که نسبت به يکديگر پيدا کرده‌اند رها شوند.

يعنى شما معتقديد اول بايد وحدت ملى در سطح بالاى نظام صورت بگيرد تا آشتى در بين مردم برقرار شود؟

برخى مسئولان هنوز اين شکاف را نپذيرفته‌اند و به بخشى از مردم به ديد اغتشاشگر و آشوبگر مى‌نگرند و تا زمانى که چنين نگاهى در بين برخى مسئولان نظام وجود داشته باشد نه تنها وحدت ملى که از چندى پيش طرح‌هايى در اين زمينه تدوين شده است به نتيجه نمى رسد بلکه شکاف ودودستگى در بين آنها تشديد مى‌شود و براى جلوگيرى از وقوع چنين فاجعه‌اى بايد چهره‌هاى معتدل و آينده‌نگر نظام در وهله اول خود در جهت وحدت ملى حرکت کنند. به نظر مى‌رسد اراده قوى در راستاى وحدت ملى وجود ندارد. راهپيمايى 13آبان نشان داد مردم در مقابل بى اعتنايى ها، تهديدهاوانگ ارتباط با اجنبى ساکت نمى نشينند وازهمين رواگر مسئولان نظام بدون توجه به وحدت ملى وتنش زدايى پيش روندوزخم هاى به وجودآمده را التيام نبخشد وهمچنان شاهد ادامه برخورد تند و خشن نيروهاى انتظامى و امنيتى با مردم باشيم، آنها نارضاينى خود را نشان خواهند داد چون آنها جز آتشى درزيرخاکستر نيستند.

 

* شکوری‌راد:شكاف در جنبش سبز، بزرگترین آسیبی است كه این جنبش را تهدید می‌كند

عضو شورای مركزی جبهه مشاركت معتقد است مهمترین خطری كه جنبش سبز را تهدید می‌كند،عدم رعایت چارچوب‌ها و اصل حركت این جنبش است.

علی شکوری‌راد در گفتگو با ایلنا در پاسخ به این پرسش که چه خطراتی در حال حاضر جنبش سبز را تهدید می‌کند، گفت: خطر اصلی در حرکت جنبش سبز این است که در درون آن یک شکاف بوجود بیاید.

وی با بیان اینکه این شکاف، جنبش سبز را با خطر مواجه خواهد ساخت، اظهار داشت: این اختلاف و شکاف زمانی شکل می‌گیرد که هر فرد نظر خود را صحیح دانسته و آن را اجرا کند و به چارچوب‌ها و اصل حرکت توجه نکند.

این فعال سیاسی تاکید کرد: اگر جنبش سبز بر اساس چارچوب‌هایی که مهندس موسوی در بیانیه‌های خود مطرح کرد، عمل کند قطعا موفق خواهند بود اما خروج از آن، لطمات جبران ناپذیری را بوجود خواهد آورد.

وی خاطرنشان کرد: جنبش سبز برای اینکه دچار اختلاف و شکاف نشود، هر کس باید توجه کند که تمایلات و نظرات شخص را کنار بگذارد.

عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در تحلیل خود در خصوص غیبت برخی چهره‌های سرشناس این حزب در مراسم تجدید میثاق با رهبر كبیر انقلاب كه جز تسخیر‌کنندگان لانه جاسوسی آمریکا بودند ،گفت: آنها از دانشجویان پیرو خط امام بوده و هنوز هم پیرو نظرات و عقاید ایشان هستند در آن زمان، وقتی که امام خمینی فرمود باید با درک زمان و مکان مقتضیات را دریافت افرادی که ایمانشان ناقص بود با این امر مخالف بودند.

وی تاكید كرد: در حال حاضر دانشجویان پیرو خط امام که معتقدند درک زمان و مکان در دریافت از بیانات امام راحل نیز صدق می‌کند، ولی افراد كه ایمانشان ناقص است ،این مهم را بر نمی‌تابند و به مقابله با آنان می‌پردازند. 

 

* کامران نجف‌زاده فیلم آرشیوی را به عنوان خبر روز، به بینندگان قالب کرد

مجله همشهری‌جوان، کامران نجف‌زاده خبرنگار صداوسیما در پاریس را متهم کرد که یک خبر آرشیوی را به صداوسیما و بینندگان آن به اصطلاح قالب کرده است.

به گزارش البرز، همشهری جوان در ستون "تمشک طلایی" خود با عنوان " فوتبال بیات " نوشت : « نجف‌زاده که این روزها در پاریس است، گزارش فوتبالی فرستاده از لیگ هلند. یکی از بازیکنان آژاکس مصدوم شده، طبق قوانین بازی جوانمردانه، آژاکسی ها باید توپ را به حریف هلندی بدهند اما اشتباهی توی دروازه می رود و قانونا گل می شود. بازیکنان آژاکس هم اجازه می دهند تا تیم حریف هم گل بزند تا همه چیز جوانمردانه باشد. این تصاویر خیلی بامزه است اما این بازی همچین تروتازه نیست و مال چهار سال قبل است که نجف زاده آن را در سایت های دانلود ویدیویی پیدا کرده. خبر 20:30 و 22 هم شاد و خوشحال آن را روی آنتن فرستاد.»

این نشریه هفتگی افزوده است: « اگر قرار به سرچ اینترنتی بود چرا نجف زاده را با این همه هزینه به پاریس فرستادند. اینجا هم می شد تو اینترنت چرخ زد و کلیپ بامزه پیدا کرد. تازه هیچ کس هم توی بخش های خبری نیست که خبری و تازه بودن گزارش را چک کند؟»

نجف‌زاده به تازگی به عنوان خبرنگار دفتر پاریس صداوسیما عازم فرانسه شده است.

 

* آسيب‌شناسی جنبش سبز در گفتگو با محسن آرمين

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی معتقد است جريان اصولگرای حاكم ديگر مستظهر به حمايت از مراجع و روحانيت طراز اول نيستند و مداحان جايگزين مراجع در حمايت از اين جريان شدند.

محسن آرمین در گفتگو با ایلنا در پاسخ به سوالی مبنی بر دستاوردهایی که تحولات بعد از انتخابات برای اصلاحات داشت، گفت: انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر و تحولات پس از آن نقش مهمی در رشد آگاهی‌های اجتماعی و سطح پویش و مبارزات اجتماعی برای تحقق مطالبات همیشگی مردم داشت.

جنبش سبز مولود حرکت اصلاحی است

وی جنبش سبز را مولد حرکت اصلاحی دانست و در همین ارتباط گفت: جنبش سبز شکل توده‌ای شده حرکت اصلاحی است و حرکت اصلاحی به‌رغم گسترشی که داشت ولی در حد نخبگان سیاسی و فعالان حزبی محدود بود و حداکثر دامنه‌اش در حد دانشگاه‌ها و بخش‌های فرهیخته جامعه محدود می‌شد.

عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ادامه داد: یکی از دستاوردهای انتخابات اخیر علاوه بر ارتقاء آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی در سطح جامعه حرکت در قالب جدیدی به نام جنبش سبز بود که اقشار بسیار گسترده‌ای از جامعه را تحت پوشش خود قرار داد.

وی تصریح کرد: اهداف جنبش سبز ماهیتا با اهداف حرکت اصلاحی تفاوتی ندارد یعنی هم به لحاظ اصول حرکتی قانونی، مسالمت‌آمیز، آرام و بدون خشونت است که اصلاح‌طلبان نیز بر آن تاکید داشتند و همچنین به لحاظ اهداف نیز عبارت است از تحقق قانون اساسی و اجرای جامع آن و نیز تامین حقوق و آزادی‌های مطبوعات و برگزاری انتخابات آزاد.
آرمین معتقد است جنبش سبز هم در اصول و هم در اهداف با حرکت اصلاحی کاملا اشتراک دارد.

وي به تفاوت‌های حرکت اصلاحی و جنبش سبز نیز اشاره کرد و گفت: تفاوتی که بین جنبش سبز و حرکت اصلاحی وجود دارد این است که جنبش سبز سطح وسیع‌تری از اقشار جامعه را پوشش می‌دهد و فراتر از بخش‌های نخبه جامعه است.

در دوره اصلاحات نگران این بودیم که برخی مسائل به عرصه خیابان‌ها کشیده شود

آرمین مدیریت جنبش سبز را یک مساله بسیار مهم ارزیابی کرد و گفت: در دوره اصلاحات واقعا نگران این بودیم که برخی مسائل به عرصه خیابان‌ها کشیده شود که این موضوع می‌توانست مشکل‌آفرین باشد چون ما توان مدیریت در صحنه را نداشتیم و جریان مخالف ما از ابزارهایی برخوردار است که بلافاصله می‌توانست هر حرکت اجتماعی را به سمت خشونت سوق دهد ولی تجربه یک دهه جریان اصلاحات نتیجه آن را در رشد آگاهی‌های اجتماعی به خصوص در انتخابات و حوادث بعد از آن مشاهده کردیم.

وی افزود: اینکه یک تظاهرات 2-3 میلیونی در تهران و در کمال آرامش برگزار می‌شود به معنای اوج هوشیاری و رفتار مدنی در جامعه است و این از نتایج مبارک جریان اصلاحات است.

مدیریت واحدی برای جنبش سبز وجود ندارد

سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با بیان اینکه سازمان واحدی برای مدیریت جنبش سبز وجود ندارد، اظهار داشت: در همان اوایل بعد از انتخابات برخی پیشنهاد می‌کردند که آقای موسوی حزب تشکیل دهد اما ایشان ترجیح دادند به جای تاکید بر یک سازمان و تشکیلات واحد، از یک شبکه اجتماعی استفاده کنند که به نظر من انتخاب بسیار هوشمندانه‌ای بود چون وجود یک تشکیلات مشخص و واحد باعث می‌شد که جنبش سبز کاملا ضربه‌پذیر باشد اما ایده شبکه‌های اجتماعی عملا ضربه‌پذیری جنبش سبز را کاهش داده است.

مير حسين موسوی به جای یک مدیریت طولی از یک مدیریت عرضی استفاده کرد

وی خاطرنشان کرد:جریان اصولگرای حاکم با این تصور که احزاب و گروه‌ها و یا شخصیت‌ها، حرکت‌های اجتماعی را سامان می‌دهد بسیاری از افراد را دستگیر کرد ولی جامعه کار خود را انجام می‌دهد و برای آنها هم مشخص شده است که این مدیریت، مدیریت حزبی نیست و آقای موسوی به جای یک مدیریت طولی از یک مدیریت عرضی استفاده کرد.
آرمین ادامه داد: این مدیریت در کنار حسن‌هایی که دارد از طرفی آسیب‌پذیری‌هایی هم دارد از جمله این آسیب‌پذیری‌ها می‌توان به احتمال بروز تفرق و پراکندگی در سطح شعارها، اهداف و راهکارها اشاره کرد.

جنبش سبز هنوز به یک حرکت تمام توده‌ای تبدیل نشده است

وی با بیان اینکه جنبش سبز هنوز به یک حرکت تمام توده‌ای تبدیل نشده و از سطح طبقه متوسط فراتر نرفته و اقشار پیرامونی و کمتر توسعه‌یافته را در بر نگرفته است، اظهار داشت: محرومیت این جنبش از برخوردار بودن رسانه مستقل و ارتباط با اقشار مختلف از مشكلات اساسي اين جنبش است.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: در شرایطی که جریان حاکم از تمام وسایل رسانه‌ای، امکانات تبلیغاتی و جنگ روانی برای آنکه ارتباط این جنبش را با بخش‌های مختلف جامعه قطع کند استفاده می‌کند مساله طرح شعارها و اهداف می‌تواند تعیین‌کننده باشد.

ارتقاء سطح مطالبات از آسيب‌هاي جنبش سبز است

سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب یکی‌دیگر از مواردی که موجب آسیب‌پذیری جنبش سبز می‌شود ارتقاء سطح مطالبات دانست و خاطرنشان کرد: ارتقاء سطح مطالبات موجب کاهش امکان پیوند جنبش با اقشار مختلف می‌شود و موجب ایجاد نوعی بدبینی خواهد شد.

وی یادآور شد: اینکه آقای موسوی بر اهداف حداقلی تاکید می‌کند مانند اجرای بدون تنازل قانون اساسی و انتخابات آزاد، یک تاکید بسیار هوشمندانه‌ای است زیرا اهداف حداقلی می‌تواند پوشش بسیار گسترده‌ای داشته باشد و بخش‌های هرچه گسترده‌تر جامعه را می‌تواند در بر بگیرد اما هرچه سطح اهداف و مطالبات را بالا ببریم طبیعتا از دامنه این جنبش کاسته می‌شود زیرا مزیت این جنبش به فراگیری و گستردگی آن است.

جنبش سبز از حمایت بخش‌های مذهبی برخوردار است

آرمین با تاکید بر اینکه شعارهایی که می‌تواند موجب رادیکالیزه کردن جنبش شود باید از آن دوری جست، افزود: در حال حاضر در شرایطی به سر می‌بریم که فرایند تحولات به نفع جنبش سبز است بحران‌هایی که ما در آینده در بخش‌های اجتماعی با آن مواجه هستیم زمینه مناسبی را فراهم می‌آورد که آگاهی بخش‌های کمتر توسعه‌یافته رشد کند و زمینه را برای پیوستن این افراد به جنبش سبز فراهم کند.

وی با بیان اینکه به لحاظ مدیریت غلط و رفتارهای مغایر با موازین دینی جریان اصولگرای حاکم، جنبش سبز از حمایت بخش‌های مذهبی برخوردار است، اظهار داشت: افزایش سطح مطالبات و رادیکالیزه کردن مطالبات و اهداف می‌تواند به جنبش سبز لطمه بزند.

آرمین در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا یک مدیریت واحد می‌تواند مانع از رادیکالیزه شدن جنبش سبز شود و آیا همگرایی موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی‌رفسنجانی در این زمینه موثر است؟، اظهار داشت: اگر این بزرگواران این امکان را داشتند که با هماهنگی بیشتری حرکت کنند طبیعتا این آسیب‌پذیری می‌توانست کاهش پیدا کند البته در حال حاضر یک حداقل هماهنگی‌هایی بین این شخصیت‌های سیاسی وجود دارد.

آرمین معتقد است باید احزاب و تشکل‌های سیاسی اصلاح‌طلب در خصوص تقویت جنبش سبز فعال‌تر شوند و سعی کنند که با تبیین و باز کردن اهداف اجمالی که در بیانیه‌های میرحسین موسوی مطرح شده است از بروز تحرکات انحرافی جلوگیری کند.

جنبش سبز و اصلاح‌طلبان همیشه اسرائیل را یک پدیده منفور مي‌داند

وی با بیان اینکه تبلیغات منفی جریان حاکم همچنان برای جنبش سبز ادامه دارد، اظهار داشت: جریان اصولگراي حاکم نشان داده است که از هیچ راهکار غیراخلاقی برای منحرف کردن جنبش سبز ابایی ندارد به عنوان مثال برخی شعارهایی که در راهپیمایی روز قدس مطرح شد دلیلي بر این دانستند که جنبش سبز مخالفتی با اسرائیل ندارند در حالی که جنبش سبز و اصلاح‌طلبان همیشه اسرائیل را یک پدیده منفور می‌دانسته و می‌دانند و این موضوع مربوط به امروز و دیروز نیست و این تبلیغات منفی نمی‌تواند بر جنبش سبز تاثیر بگذارد.

سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گفت :جنبش سبز باید از طرح شعارهایی که می‌تواند زمینه‌های سوءاستفاده برخی جریانات را فراهم کند پرهیز نماید.

در حال یک مبارزه تمام عیار هستیم

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با توجه به وضعیت فعلی احزاب اصلاح‌طلب که برخی از آنها پلمپ شده‌اند چگونه می‌توانند در پیشبرد اهداف جنبش سبز موثر باشند، اظهار داشت: احزاب اصلاح‌طلب هر روز با محدودیت‌های فراوانی روبه‌رو می‌شوند و متاسفانه روزبه‌روز در سطح جریان اصولگراي حاکم شاهد تقویت رویکردهای افراطی هستیم اما نباید فراموش کنیم که ما در حال یک مبارزه تمام عیار هستیم هرگونه کم تحرکی در این شرایط با توجه به سمت و سوی تحولات و نگرانی‌های جدی‌ای که برای کشور وجود دارد می‌تواند کشور را به سمت و سوی نگران‌کننده سوق دهد.

آرمین معتقد است به‌رغم همه محدودیت‌ها باید از امکانات موجود استفاده کرد، پلمپ شدن یک حزب طبعاَ محدودیت‌های زیادی ایجاد می‌کند ولي نباید مانع فعالیت‌های آن حزب شود همانطور که دوستان مشارکتی ما به‌رغم تمام محدودیت‌هایی که برای آنها ایجاد شده است ولی در عرصه سیاست فعال هستند و حداقل در سطح موضع‌گیری‌ها مبادرت به صدور بیانیه می‌کنند.

اصلاح طلبان شرايط فعلي را تجربه نكرده بودند

وی با بیان اینکه اصلاح‌طلبان وارد یک شرایط جدیدی شده‌اند که به دلیل بی‌سابقه بودنش تجربه‌ای از آن ندارند، اظهار داشت: ما این شرایط را به هیچ‌وجه تجربه نکرده بودیم و فضای فعلی در جامعه در طول این 30 سال بی‌سابقه بوده است طبیعی است که به دلیل این فقدان تجربه تطبیق با شرایطق موجود و پیدا کردن راهکارهای مناسب برای اینکه بتوانیم در این شرایط فعالیت کنیم زمان‌بر است.

آرمین در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا معتقد است اندیشه اصلاح‌طلبی در لایه‌های عمیق جامعه نفوذ کرده است، گفت: من مجددا تاکید می‌کنم تفکر اصلاح‌طلبانه در لایه‌های عمیق جامعه نفوذ کرده است حتی در سطح بچه‌های مدارس و جنبش سبز نيز از این جهت در سطح جامعه تاثیرگذار بوده است.

وی ادامه داد: یکی از اشتباهاتی که جریان حاکم انجام داد این بود که درک درستی از ماهیت اتفاقاتی که افتاده است ندارد وقتی در جریانات اخیر 2 الی 3 میلیون نفر به خیابان می‌آیند، جریان حاکم آنها را متهم به ارتباط با بیگانه می‌کنند و برخی‌ها هم دستگیر می‌شوند و اعترافاتی مبنی بر ارتباط با بیگانه مطرح می‌کند در حالی که واکنش جامعه به این ترفندها چیزی جز «هو» کردن به این اقدامات نیست زیرا جامعه خودش را در این حرکت شریک می‌داند به همین دلیل این اعترافات در جامعه نتیجه عکس داشته است.

جريان اصولگراي حاكم نسبت به تحولات موجود موضع انفعالی دارد

آرمین در پاسخ به سوالی در خصوص اظهارات اخیر صفارهرندی مبنی بر انشعاب در جریان اصولگرا نیز گفت: جریان اصولگرای حاکم هرچند در ظاهر در مسند قدرت است ولی کاملا نسبت به تحولات موجود یک موضع انفعالی دارد از سوی دیگر بخش‌های معتدل جریان اصولگرا نگران وضعیت موجود جامعه هستند و خواهان تجدیدنظر در شرایط موجود می‌باشند اتفاقات زشت و غیرقابل توجیهی که رخ داد از جمله فجایعی که در زندان کهریزک صورت گرفت دامنه آن حتی در خانواده‌های جریان اصولگرا هم پیش رفت و زنگ خطر را برای خیلی از افراد به صدا درآورد.

وی تصریح کرد: همچنین نهادهای مذهبی و دینی که جریان حاکم برای مشروعیت دینی خودش نیازمند آن بود مانند نهاد روحانیت و مرجعیت تحت هیچ شرایطی حاضر نیست مسائل موجود را بپذیرد.

عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با بیان اینکه در مقطع فعلی نه‌تنها در سطح مراجع بلکه در سطح علمای طراز اول نیز به هیچ‌وجه حاضر نشدند آقایان را تایید کنند، اظهار داشت: با توجه به اقدامات زشتی که رخ داد کار به سطح جامعه وعاظ هم کشیده شده است.

مداحان جايگزين مراجع شدند

وی یادآور شد: زمانی جریان اصولگرا خود را مستظهر به حمایت از علما و مراجع می‌دید اکنون این موضو کاهش پیدا کرده و حتی در سطح وعاظ هم با انتقاد روبه‌رو هستند. یعنی اتکا جریان حاکم از سطح مرجعیت تنزل پیدا کرده و به سطح پایین‌ترین لایه‌های مذهبی یعنی مداحان رسیده است. به دیگر سخن مداحان جایگزین مراجع در حمایت از جریان اصولگراي حاکم شدند و این موضوع برای جریان حاکم تبدیل به یک بحران شده است به همین دلیل برخوردهای اين جریان واکنشی و از روی انفعال است.

جریان اصولگرا گرفتار یک تفرقه و اختلاف شدیدی شده است

آرمین معتقد است تمام آن مواردی که جریان حاکم به عنوان یک نقطه قوت برای خود در نظر می‌گرفت اکنون برای خودش تبدیل به نقطه‌ضعف شده است به همین دلیل طبیعی است که آقای صفارهرندی نگران شرایط موجود در جریان اصولگرا باشند این جریان تمام اعتبار و مشروعیت خودش را و حتی اعتبار نظام را هزینه منافع خود کرده است.

عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی در خصوص اظهارات اخیر عسگراولادی مبنی بر اینکه افراطیون خشن می‌خواهند از موسوی و کروبی بنی‌صدر دیگری بسازند نيز گفت: جریان اصولگرا گرفتار یک تفرقه و اختلاف شدیدی شده است و بخش افراطی اين جریان اكنون به صورت یک فرقه عمل می‌کند یعنی حتی یک بخش سیاسی نیست و با تنگ‌نظری‌هایي كه دارد حتي غیر از خودش را نمی‌تواند تحمل کند.

وی ادامه داد: بخش سنتی جریان اصولگرا این واقعیت را درک کرده است که این تنگ‌نظری و تنگ‌چشمی فرقه حاکم حتی به حذف جریان اصلاحات هم محدود نمی‌شود در واقع درصدد است جریان معتدل اصولگرا را نیز از صحنه خارج کند.

آرمین افزود: بخش سنتی جریان اصولگرا این موضوع را کاملا درک کرده است اما تعارفات و مجاملاتي که این بخش در سطح قدرت دارد اجازه نمی‌دهد که بتواند تصمیم‌گیری کند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه حزب موتلفه به عنوان یک تشکل سیاسی با تجربه درک درستی از خطرات و تهدیدهای موجود که از طرف جریان حاکم به وجود آمده دارد، اظهار داشت: حزب موتلفه در اتخاذ موضع با محدودیت‌ها و فشارهای زیادی روبه‌رو است و کسانی مانند آقایان ناطق نوری، هاشمی و مهدوی‌کنی ایده آشتی ملی را مطرح می‌کنند و بخش‌های معتدل اصولگرایان نیز از آن استقبال می‌کنند اما بخش افراطی به شدت به آن واکنش نشان می‌دهند زیرا برای بخش افراطی جریان اصولگرا به هیچ‌وجه مهم نیست که ایده وحدت ملی مضمون و محتوای آن چه چیزی است زیرا اصولا با چنین طرحی مشکل دارد.

آرمین در پایان در پاسخ به سوالی مبنی بر پیش‌بینی‌اش از به تحقق پیوستن ایده آشتی ملی، اظهار داشت: من در مقطع فعلی به تحقق چنین ایده‌ای خوش‌بین نیستم زیرا شکاف عمیقی در سطح جریان اصولگرا شاهد آن هستیم و این جریان افراطی که ابزار قدرت را در دست دارد به هیچ‌وجه به منافع خودش نمی‌بیند که چنین پروژه‌ای پیش برود چون فرقه حاکم حیات خودش را در بحران جست‌وجو می‌کند چون اگر این بحران از بین برود نمی‌تواند به کار خود ادامه بدهد.

 

* علیخانی:استرداد هدفمندكردن یارانه‌ها، بهانه‌ای برای خلاص شدن دولت از اجرای این لایحه است

یك عضو فراكسیون خط امام(ره) تقاضای استرداد لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها از سوی دولت را فرصت خوبی دانست تا با ممانعت از اجرای این لایحه، مردم دچار مشكل نشوند.

قدرت‌الله علیخانی عضو فراكسیون كارگری مجلس، در گفتگو با ایلنا، با اشاره به اینكه پیش از این نیز به بحران‌های ناشی از اجرای لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها در كشور هشدار داده بود، اظهار داشت: با اجرای چنین قانونی وضعیت معیشتی مردم به مراتب بدتر از قبل می‌شد.

به گفته وی در حال حاضر كه دولت درخواست استرداد این لایحه را ارائه داده است، بهترین فرصت است تا مجلس نیز با دولت همكاری كرده تا این لایحه را مسترد كند. چراكه دولت نیز به این امر واقف شده كه با اجرای این لایحه دچار مشكلات عدیده‌ای خواهد شد.

علیخانی درخواست استرداد لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها بهانه‌ای برای خلاص شدن دولت از اجرای این لایحه دانست و افزود: از آنجا كه پیشنهاد بازگشت به لایحه دولت، در مورد ماده 13 این لایحه، در جلسه روز چهارشنبه تنها با 15 رای موافق مواجه شد؛ نشان‌دهنده آن است كه مجلس هم صداست و به دنبال كاهش تنش‌های اجتماعی است.

 

* گزارش اظهارات خطیبان جمعه چند شهر بزرگ؛ حمله سراسری به سبزها

سپهر سعادت

خطبه های نمازجمعه هفته گذشته تهران و سایر شهرهای بزرگ محورهای مشترکی در دفاع از ولایت فقیه،حمله به ناراضیان داخلی،محکومیت مذاکره با آمریکا و انتقاد از تجمع هواداران جنبش سبز در روز 13 آبان را دنبال می کرد.این گزارش اظهارات خطیبان جمعه تهران،قم،اصفهان،تبریز،شیراز و مشهد را با رویکردی تحلیلی بازتاب داده است. خاتمی : آمریکاییها امیدوار نباشند

در تهران آیت الله "احمد خاتمی" که از روحانیون تندرو محافظه کار محسوب می شود در خطبه اول خود به دفاع از ولایت فقیه به عنوان اساسی ترین محور وحدت در جامعه پرداخت و با "شیطان"خواندن مخالفان ولایت فقیه گفت:" ترديد نكنيد كه امروز هر گامي در جهت تضعيف اين ستون خيمه عزت، عظمت و وحدت برداشته شود گام شيطان است چرا كه شياطين در اولين گام براي آسيب زدن به كاخ بلند وحدت جامعه به ستون خيمه وحدت همان رهبري آسبب مي‌زنند."

آیت الله خاتمی در خطبه دوم خود با حمله به هواداران جنبش سبز آنها را افرادی خواند که "در مسیر نادرست قرار گرفته اند" و " در امتحان مردود شده اند"

اظهارات او در واکنش به حضور هواداران جنبش سبز در راهپیمایی سیزده آبان انجام می شد. با این حال وی مدعی شد که جمعیت هواداران این جنبش در راهپیمایی سیزده آبان"دو سه هزار نفر بوده" است.او گفت" اگر در جمعيت چند‌صد هزار نفري، دو سه هزار نفر هم شعارهاي متفاوت بدهند اين چيزي نيست كه آمريكايي‌ها را اميدوار كند."

وی همچنین در مخالفت آشکار با هرگونه مصالحه اتمی با غرب سر غنی سازی اورانیوم اظهار داشت که "ما به چه تضميني اورانيوم را به آنها (غرب) بدهيم تا برايمان غني كنند، اگر آنها بخواهند حق ايران را ضايع كند متخصصان داخلي سوخت راكتور اتمي تهران را هم تامين خواهند كرد."

سخنان آیت الله خاتمی در تایید سخنانی است که آیت الله خامنه ای سه شنبه هفته گذشته ابراز کرد و طی آن هواداران مذاکره با آمریکا را افرادی "ساده اندیش" و پیرو " هوی و هوس" خواند


مشهد: همه چیز درباره فتنه

امام جمعه مشهد علاقه مند بود که صبحت های خود را با بحث درباره "فتنه" آغاز کند.حجه الاسلام "محمد باقر فرزانه" بر همین اساس تحولات بعد از انتخابات ریاست جمهوری را یکی از مصادیق "فتنه " عنوان کرد و گفت:" اين مسايل از پيچيده ترين فتنه ها بعد از انقلاب است که همه عوامل موثر در بروز آن اعم از حمايت دشمنان، فعال بودن مظاهر نفاق و عناصر وابسته به معاندان درايجاد آن نقشي تاثير گذار دارند."

او در اشاره به گروهی از شهروندان که برای نخستین بار در انتخابات ریاست جمهوری امسال شرکت کردند آنها را نیز شریک در فتنه معرفی کرد و گفت:" در ايجاد اين فتنه بعد از انتخابات افرادي که حتي 30 سال راي نداده بودند در راستاي اهداف دشمنان وارد عمل شدند و در حالي که چهره آنها از هزار و يک جور پليدي کريه شده بود اين فتنه را ايجاد و به آن دامن زدند.

وی همچنین در اشاره ای تلویحی به اعتراض های کاندیداهای اصلاح طلب درباره تقلب در انتخابات ریاست جمهوری گفت " ايجاد و دامن زدن به شايعات فضاي غبار آلودي در جامعه ايجاد مي کند و در بروز فتنه بسيار تاثير گذار است."

در سخنان امام جمعه مشهد اشاره چندانی به راهپیمایی سیزده آبان و ماجراهای مربوط به آن نشده بود.


قم : یک نفر حق تصمیم گیری دارد

آیت الله "رضا استادی" پس از 4 ماه غیبت هفته گذشته دوباره در تریبون نماز جمعه قم حاضر شد.او بخش اعظم خطبه دوم خود را به موضوع رابطه با آمریکا اختصاص داد و ضمن دفاع از حق فردی رهبری برای تعیین راهبرد مذاکره با آمریکا گفت"بر اساس قانون اساسي سياست هاي کلي نظام و موضع گيري هاي کلي از جمله در برابر آمريکا با رهبر معظم انقلاب است و دولت و مجلس حقي براي تصميم گيري در اين زمينه ندارند.

خطیب جمعه قم با اشاره به تمایلاتی که طی هفته های اخیر از سوی مقام های جمهوری اسلامی برای مذاکره با ایالات متحده ابراز شده بود این سخنان را "ابهام آمیز خواند" و با دفاع از سخنان هفته گذشته آیت الله خامنه ای در رد مذاکره با آمریکا گفت که " بيانات شفاف اخير ولي امر مسلمين تکليف همه را روشن کرده است."

آیت الله استادی 4 ماه پیش گفته بود که به دلیل "عارضه قلبی" تا ماه محرم نماز جمعه را اقامه نمی کند و در آن زمان بسیاری غیبت وی را اقدامی اعتراضی نسبت به تحولات پس از انتخابات دانستند اما حضور او در نمازجمعه هفته گذشته می تواند بطلانی بر فرضیه قبلی تلقی شود


اصفهان: می خواهند مردم را منحرف کنند

برای خطیب جمعه اصفهان موضوع راهپیمایی سیزده آبان و تحولات آن بیش از سایر موضوعات اهمیت داشت.آیت الله "سید یوسف طباطبایی" در واکنش به شعارهای ضد روسی هواداران جنبش سبز آنها را افرادی دانست که " مدعي حرکت در خط امام (ره)‌هستند ولی با تجمع در مقابل سفارت روسيه و شعار دادن عليه اين کشور، قصد منحرف کردن افکارعمومي جامعه از مخالفت با استکبار جهاني به رهبري آمريکا را در سر دارند. "

او همچنین با جاهل خواندن هواداران جنبش سبز به تمجید از راهپمیایی دولتی سیزده آبان پرداخت و اظهار داشت"راهپيمايي امسال علاوه بر بيان هشياري مردم ايران در مقابل تغييرات حکومت در آمريکا، پاسخگويي به جاهلاني بود که قصد منحرف کردن حرکتها و شعارهاي انقلاب را دارند."

خطیب جمعه اصفهان همچنین در موضعی همسو با سایر خطیبان جمعه مخالفت خود را نسبت به مذاکره با آمریکا ابراز کرد و گفت که تصويب 55 ميليون دلار بودجه از سوي مجلس آمريکا براي مقابله با ايران و تاييد آن از سوي اوباما بيانگر تداوم سياستهاي خصمانه آمريکا عليه ايران است.به گفته وی "اين گونه تصميم گيري ها نشان مي دهد که رييس جمهور آمريکا اختياري ندارد وگردانندگان اصلي سياست هاي آمريکا عمدتا ثروتمندان صهيونيست هستند که هرگز از در مصالحه با اسلام و انقلاب اسلامي در نمي آيند."


تبریز : آنها فریب خورده و ساده لوح هستند

سیاسی ترین موضوع مورد بحث نمازجمعه هفته گذشته تبریز مربوط به ماجراهای راهپیمایی سیزده آبان بود.در این شهر آیت الله "محسن مجتهد شبستری" هواداران جنبش سبز را عده ای " ساده لوح" و "فریب خورده" معرفی کرد و مدعی شد که " اين عده اندک با طرح شعارهاي انحرافي سعي در ايجاد تنش داشته وخواب مذاکره با آمريکا را مي ديدند که پيشتر با درايت رهبر معظم انقلاب تمامي توطئه هاي آنها خنثي شد.

او همچنین در مخالفت تلویحی نسبت به مصالحه با ایالات متحده گفت که "آمريکا در طول سال هاي پس از انقلاب بارها نشان داده که همواره بر خلاف گفته هاي خود عمل کرده و هميشه در پي سلطه يابي به ايران بوده است."


شیراز:پاسخ دندان شکن

برای خطیب جمعه شیراز هم پرداختن به موضوع راهپیمایی سیزده آبان بیش از سایر موضوعات اولویت داشت.آیت الله "ایمانی" در سخنان خود بدون آن که اشاره ای به دعوت گسترده سبزها برای حضور اعتراضی در تجمع سیزده آبان کند اظهار داشت که "به رغم تبليغات وسيع دشمن براي جلوگيري مردم از شرکت در اين راهپيمايي، مردم با حضور گسترده در آن پاسخ دندان شکني به آنان دادند."

او در اشاره ای تلویحی به تحولات پس از انتخابات از کسانی که به گفته وی حق را نشناخته اند و معنای واقعی انقلاب و حقیقت امر را درک نکرده اند سخن به میان آورد و گفت " آناني مي توانند در راه حق ايستادگي کنند که حق را بشناسند."اظهارات خطیب جمعه شیراز این باره بیش از آن سربسته بود که بتوان منظور دقیق وی را مشخص کند اما به نظر می رسد که هدف او خطاب قراردادن چهره های مخالف دولت بوده باشد.

 

* بازداشت فعالان كارگري در هفت تپه

كيوان هاتفي

جنبش راه سبز ( جرس) :‌ همزمان با برخوردهای گسترده امنيتی و قضايی با فعالان دانشجويی و حقوق زنان، فعالان کارگری نيز تحت اين فشارها قرار گرفته و دو تن از آنان روز پنجشنبه گذشته در هفت تپه در استان خوزستان بازداشت شده اند.

فعالان کارگری می گويند که دو تن از اعضای هيئت مديره سنديکای شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه صبح روز پنجشنبه در محل کارشان بازداشت و روانه زندان شهر دزفول شدند.

فريدون نيکوفرد و جليل احمدی به اتهام های امنيتی توسط دادگاه بدوی اهواز محکوم شناخته شده بودند که احکام زندان آنها توسط دادگاه تجديد نظر خوزستان مورد تاييد قرار گرفت.

بر اساس احکام صادر شده از سوی اين دادگاه،‌آقايان نيکوفرد و احمدی به اتهاماتی مانند تبليغ عليه نظام و تشکيل سنديکا به تحمل شش ماه حبس تعزيری و شش ماه حبس تعليقی شده اند.

نظير اين احکام برای علی نجاتی، رئيس هيئت مديره سنديکای شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه ، و قربان علی‌پور،‌ يکی ديگر از اعضای هيئت مديره اين تشکل کارگری صادر شده است.

همچنين محمد حيدری‌پور، يک عضو ديگر هيئت مديره سنديکای شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه به چهار ماه حبس تعزيری و هشت ماه حبس تعليقی محکوم شده‌ است.

اين پنج فعال کارگری هفت تپه به مدت سه سال از هر گونه فعاليت سنديکايی منع شده اند.

در اين حال، يکی از اعضای سنديکای شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه به «‌جرس»‌گفت که آقايان نجاتی، عليپور و حيدری مهر به احتمال زياد در آينده نزديک بازداشت می شوند.

وی اشاره کرد که بازداشت قريدون نيکوفرد و جليل احمدی بدون ارائه هيچ احضاريه ای صورت گرفته است.

اين نخستين بار نيست که رهبران کارگران هفت تپه بازداشت می شوند. پيش از اين، آنها در جريان اعتصاب های بزرگ دوسال اخير ۳۵۰۰ کارگر اين شرکت بازداشت و مدتی زندانی بودند.

اين بازداشت ها گر چه به اتهامات امنيتی صورت گرفته بود، اما يکی از اعضای سنديکای شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه به « جرس» می گويد که کارگران تنها خواستار پرداخت حقوق معوقه خود و همچنين جلوگيری مسئولان از تعطيلی اين شرکت بزرگ و برخورد آنان با مافيای شکر بودند.

او اضافه می کند که ادامه برخوردها با رهبران سنديکای شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه به از سرگيری فعاليت اين سنديکا مربوط می شود که در سالهای نخست پس از پيروزی انقلاب وادار به تعطيلی فعاليت های خود شده بود.

اين عضو سنديکای شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه افزود: «‌آقايان امنيتی ها به جای مبارزه با مافيای شکر، دست به تهديد رهبران سنديکا و پرونده سازی برای آنان زدند که نتيجه اش را مشاهده می کنيد

چند روز پيش از اين بازداشت ها،‌ چهار تن از رهبران سنديکای شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه در نامه ای به سازمان بين المللی کار، که ايران نيز از اعضای آن است، با تشريح اقدامات ضد کارگری حکومت و مقابله آن با خواست کارگران برای داشتن سنديکای مستقل کارگری، از اين سازمان پرسيده بودند چرا در برابر اين اقدامات سرکوبگرانه، اعتراضی صورت نمی گيرد.

در اين نامه با اشاره به مقاوله نامه های سازمان بين المللی کار،‌که حق تشکل يابی را برای کارگران آزاد می داند، گفته شده بود که رعايت آنها از سوی دولت ايران الزامی است.

چند روز پيش نيز اتحاديه آزاد کارگران ايران با انتشار بيانيه ای اعلام کرده بود که سه نفر از بازداشت شدگان مراسم اول ماه امسال در تهران، توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی احضار و مورد محاکمه قرار گرفته اند.

بر اساس اين بيانيه، محمد اشرفی به يک سال حبس، مهدی آموزش به مبلغ چهار ميليون ريال جريمه و يونس ارژنگ از اتهامات خود تبرئه شده است.

در مراسم روز اول ماه مه،‌ روز جهانی کارگر، حدود ۲۰۰ فعال کارگری و کارگر در دو منطقه تهران؛‌ پارک لاله و نعمت آباد، بازداشت شدند که برخی از آنها به مدت چند هفته زندانی بودند.

اين در حاليست که عليرضا ثقفی و محسن ثقفی برای محاکمه در دادگاه احضار شده اند.

در ساليان اخير، چند تن از فعالان کارگری مانند منصور اسانلو و ابراهيم مددی،‌دو تن از رهبران سنديکای کارگری شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، به اتهام های امنيتی زندانی شده اند.

برخوردهای دستگاه های امنيتی و قضايی جمهوری اسلامی با فعالان کارگری مورد انتقاد شديد تشکل های کارگری در ايران و اتحاديه های بين المللی کارگری و حقوق بشری، مانند کنفدراسيون بين‌المللی اتحاديه‌های کارگری، فدراسيون جهانی کارگران بخش حمل و نقل، فدراسيون بين‌المللی کارگران صنايع غذايی، کشاورزی و خدماتی، سازمان عفو بين الملل قرار گرفته است.

 

* نشست پرحاشیه و نیمه‌تمام رامین در یك روزنامه اصلاح‌طلب

بازدید سرزده معاون جدید مطبوعاتی ارشاد و مدیر مسئول هفته نامه یارلثارات الحسین ( ارگان رسمی انصار حزب الله ) كه در اولین بازدید خود سرزده به دفتر یك روزنامه اصلاح طلب رفته بود، با حاشیه های عجیبی همراه بود.

به گزارش آینده ، بعدازظهر جمعه، محمدعلی رامین، معاون مطبوعاتی جدید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اولین دیدار خود به صورت سر زده از تحریریه روزنامه اعتماد دیدن كرد.

وی پس از دیدار با خبرنگاران روزنامه اعتماد در جلسه ای با حضور خبرنگاران، مدیر مسئول و سردبیر این روزنامه به ایراد سخنرانی پرداخت.

وی در سخنان خود با تاكید بر جایگاه رسانه ها در كشور یادآور شد: آمده ام اینجا تا بگویم با شما رفیق هستیم، ما با هم رقابتی نداریم، اگر هم رقابتی هست، در جهت نظارت بر كار روزنامه هاست. وی در ادامه با اشاره به لزوم تعامل دوسویه حاكمیت و رسانه ها گفت: شما كه در مورد امنیت شغلی خود نگران هستید، باید امنیت سیاسی حاكمیت را تامین كنید.

رامین با فراخواندن حاضران به رعایت اخلاق حرفه ای یادآور شد: بعضی وقت ها شما چیزهای بیخودی می نویسید كه من به عنوان شخصیت حقیقی خودم از آنها چشم پوشی می كنم اما در مقام حقوقی نمی توانم آنها را نادیده بگیریم.

در پایان جلسه خبرنگاری از او در مورد سوابقش سوال كرد كه رامین در پاسخ گفت: اینطور هم نیست كه من بی سابقه باشم، زندگی نامه من مشخص است.

خبرنگار دیگری در مورد تقارن تصدی او بر پست معاونت مطبوعاتی، مطرح شدن طرح هدفمند كردن یارانه ها در مجلس و لغو امتیاز روزنامه سرمایه سوال كرد. دیگری در مورد شرایط روزنامه نگاران در كشور سوال كرد و از وضعیت نابسامان خبرنگاران و نبود امنیت شغلی برای آنها، همچنین بازداشت همكاران خود سوال كرد و  از رامین درخواست كرد كه برای آزادی همكاران خود در صورت امكان رایزنی كند كه معاون ارشاد در پاسخ به این سوالات تاكید كرد: سوالات شما خیلی نازل و سطحی است، بحث من خیلی كلانتر از این حرف هاست.

خبرنگاری دیگر از وی پرسید آیا سوال در مورد ماده 9 مطبوعات در شرح وظایف شما نیست و موضوع تعطیلی روزنامه ای با بیش از 50 نفر خبرنگار موضوعی نازل و سطحی است؟ رامین با تكرار سخنان خود با گلایه از حاضران گفت: من در روز جمعه وقت گذاشته ام و اینجا آمده ام كه این سوالات را بپرسید؟ خبرنگاری به او گفت اگر شما می خواهید تعامل كنید باید حرفهای ما را هم بشنوید، نمی شود كه شما متكلم وحده باشید و ما سوالات خود را نكنیم.

رامین پس از شنیدن این سخن از جا برخاست و با آن كه حضرتی، مدیر مسئول اعتماد با گرفتن دست وی از او خواهش كرد بماند، دست خود را رها  و جلسه را ترك كرد.

 

* شکستن سنگ قبربرخى جان‌باختگان حوادث انتخابات

تعدادى از خانواده‌هاى جانباختگان حوادث پس از انتخابات نسبت به آنچه تعرض به عزيز از دست رفته خود ياد کردند، به شکستن سنگ قبر مزار عزيز خود اعتراض دارند.

خانواده «سعيد عباسي» که در حوادث پس از انتخابات جان خود را از دست داده در اعتراض در تماس با دفتر روزنامه حیات‌نو خواستار انعکاس بى‌احترامى به مزار اين جوان که در حوادث پس از انتخابات جان خود را از دست داده است، شدند و با ارسال عکس مزار او قبل و بعد از شکستن سنگ، نسبت به اين حرکت اعتراض کردند. گويا دليل اين اتفاق ذکر عنوان شهيد بر روى سنگ مزار برخى از آنان عنوان شده است.

 

* یادداشت روز مردمسالاری/روان پریشی اجتماعی و حذف گفتمان های مستقل

میرزابابا مطهری نژاد: صحبت از چیستی یک مسئله اجتماعی است که منجر به جراحت روانی جامعه شده است و بر اساس تحقیقات به عمل آمده در یک موسسه علمی، میزان مراجعات مردم به روانپزشک را تا 60 درصد در سال 1387 افزایش داده است. نفس این موضوع صرف نظر از اینکه درست است یا نادرست، درصد اعلام شده کم است یا زیاد، باید همانند یک زلزله بالای 7 ریشتر، مدیران جامعه و دست اندرکاران یک دولت را تکان بدهد و به اظهارنظر و به یافتن راه حل و سمینارها و سمپوزیوم ها و گردهمایی ها بکشاند.

اگوست کنت، جامعه شناس و نظریه پرداز شهیر اجتماعی همانند بسیاری از جامعه شناسان دیگر معتقد است که واقعیت اجتماعی دو سویه دارد، یک سویه آن، سویه خاکستری واقعیت است که سرد و سنگی است و به سختی می توان در آن ایفای نقش کرد، اما سوی دوم آن گرم و رنگارنگ، تودرتو و مواج است و به راحتی نقش می پذیرد و پدیده ها و رویدادهای روز بر آن تاثیر می گذارد که اگوست کنت چهره اول واقعیت اجتماعی را  "استاتیک" و چهره دوم را " دینامیک" اجتماعی می نامد. این دو چهره در جامعه ما بعد از جنگ تحمیلی، تبدیل به دو گفتمان شده است. گفتمان دوم، در دولت اصلاحات به گفتمان غالب تبدیل شد و امیدواری های فراوانی را در طبقه تحصیل کرده و روشنفکرو بویژه در نسل جوان به وجود آورد ، به طوری که  احساس کرد در جامعه دیده می شود و دیده خواهد شد، اما ورود نهادهای نظامی به سیاست  و ناتوانایی مالی و تدارکاتی احزاب دیگر در رقابت با این پدیده،  و تغییرات ساختاری، لایه های ساده اجتماعی را درنوردید و به سرعت در کمتر از چند سال به لایه های پیچیده جامعه یعنی لایه حالات ذهنی و اعمال روانی جمعی شوک وارد کرد و نوعی روان پریشی جمعی را به جامعه تحمیل کرد و آنچه که امروز با نام افزایش چشمگیر رجوع  به روانپزشک می نامیم، تنها جلوه ای از این تاثیر ناصواب است که متاسفانه مورد توجه قرار نمی گیرد و باید منتظر جلوه های ناصواب بزرگتر از آن بود.اگر به صورت عالمانه، رویدادها و نابهنجاری های اجتماعی مثل بالا رفتن آمار تصادفات، سرقت ها، قتل ها ی عمد و فرار از خانه، مهاجرت و... مورد بررسی قرار گیرند، تاثیر نوعی خاص از ساختار اجتماعی بر این ناهنجاری ها را به اثبات خواهند رساند.

غالب پژوهشگران اجتماعی، زیست مایه خود را از گفتمان بر می گیرند و کشف ساختارهای پنهان از خلال ساختارهای پیدا، کنار زدن لایه های سطحی برای رسیدن به لایه های عمقی و برکندن پوسته از هسته در دستور کارشان قرار می گیرد. در توضیح نگرش فوق لازم است اشاره کنم اندیشمندان و نظریه پردازان اجتماعی همواره تاکید دارند در بررسی رویدادهای اجتماعی با فرا روی از لایه های زیرین به سوی لایه های زبرین فرو روند. ژرژگورویچ از جمله اساتیدی است که پیوسته جامعه شناسان را دعوت می نمود که از لایه های زیرین مرفولوژیک درگذرند و به لایه ارزشها و اعمال روانی روی آورند. او  به جامعه شناسان توصیه می کرد برای رفتن از لایه های ساده به لایه های پیچیده اجتماعی مسیر زیر را  دنبال کنند:

1.لایه مرفولوژیک و اکولوژیک
2.سازمانهای اجتماعی
3.الگوهای اجتماعی
4.رفتارهای منظم ولی بیرون از سازمان ها
5.نقش های اجتماعی
6.گرایش های جمعی
7.رمزهای اجتماعی
8.رفتارهای جمعی و نوآور
9.تصورات و ارزشهای جمعی
10.حالات ذهنی و اعمال روانی جمعی
(گورویچ 1349، ص 110)

راهبرد حذف و از میان برداشتن یک تفکر، دیده نشدن قشرهای عظیمی از جامعه، به رسمیت نشناختن نیروهای اجتماعی وسیع، بی اهمیت و ناچیز شمردن جریانهای اجتماعی و... همه و همه به حالات ذهنی و اعمال روانی در جامعه منتج شده اند، که جلوه هایی از این اعمال روانی در مراجعه به روانپزشک قابل مشاهده است و جلوه های پنهان دیگری هم دارد که حتما باید منتظر آنها بود. همه این موارد، تصورات و ارزش های جمعی و حالات ذهنی و اعمال روانی جمعی را موجب و به لایه هایی در عمق جامعه می پیوندد و...جامعه شناسان و نظریه پردازان ما آنقدر از واقعیت های اجتماعی و تحلیل آنها طفره رفتند که امروز ماهیتشان به راحتی زیر سوال می رود. سخن از این نیست که باید نظریه های جامعه شناسی بومی تولید شود یا نشود که قطعا باید تولید شود، سخن از این است که این نظریه ها در تحلیل واقعیت های اجتماعی،توانمندی خود را نشان نمی دهند و به راحتی مورد سوال واقع می شوند.

خلاصه کلام این که نگارنده یکی از عوامل تاثیر گذار در افزایش روان پریشی های گسترده اجتماعی را سرکوب گفتمان های طبیعی و مستقل و غیروابسته جامعه می داند که از لایه های ساده به لایه های پیچیده اجتماعی راه یافته اند.

 

* یادداشت روز حیات‌نو/غفلت از مطالبات جمعی

ناصرالدین قاضى‌زاده: سناریوى تسویه و حذف اصلاح‌طلبان از عرصه رقابت سیاسى و معادلات قدرت با دو شیوه به دست گرفتن افکار عمومى توسط شیوه‌هاى اطلاع‌رسانى غلط و تهدید چندجانبه رهبران اصلاح‌طلب کماکان دنبال مى‌شود. در حالى که از نظر کارشناسان اطلاع‌رسانى موضع‌گیرى آشکار صدا و سیما در معادلات جناحى هویت ملى آن را مخدوش و کارکرد آن را زیر سوال برده است.

این رسانه براى جهت دادن به مخاطبان خود علیه اصلاح‌طلبان در واپسین برنامه 30/20 در 14/8/88 مصاحبه‌اى با دکتر مرندی، نماینده محترم مردم تهران پخش کرد که محل واکاوى و نقادى بیشتر است. دکتر مرندى در این مصاحبه اعلام کرد، روز 13 آبان، هنگامى که قصد داشت به سمت محل مراسم برود، از سوى طرفداران جنبش سبز مورد حمله واقع شد و شیشه اتومبیل او را شکسته و تعدادى از مردم تهران به ایشان اهانت کرده‌اند.

دکتر مرندى با انتساب دادن این رفتار ضداخلاقى و عقلانى به طرفداران اصلاحات خواستار آن شد که رهبران جنبش سبز و اصلاح‌طلب از این رفتارها تبرى بجویند!

هرچند هجوم و اهانت به آقاى مرندى و هر شهروند دیگر اقدامى مذموم و افراطى‌گرى محکوم به شکست است، اما واکاوى و کالبدشکافى رسانه‌اى سخنان دکتر مرندى از این جهت اهمیت مى‌یابد که بعضا شیوه‌هاى ظریف‌تر و جدیدترى بر مدیریت صدا و سیما حاکم شده، به طورى که صدا و سیما پس از آنکه در اعتمادسازى افکار عمومى با ناکامى روبه‌رو شد، قصد دارد با انگاره سازى‌هاى مدرن‌تری، آب از دست رفته را جمع کند و به شکل حرفه‌اى‌ترى سیاست جناحى و اطلاع‌رسانى ناصواب خود را ترمیم کند و ودر قد و قامت رسانه ملى ظاهر شود.

اما از منظر محتوایی، اشکال عمده‌اى که بر سخنان دکتر مرندى وارد مى‌شود آن است که ایشان از کجا علم قطعى حاصل کرده‌اند که خشونت‌طلبان مهاجم هم سنخ اصلاحات و جنبش سبز بودند؟ دکتر مرندى به استناد سخنان خودشان نتوانستند در مراسم 13 آبان حضور داشته باشند اما نگارنده این سطور که از ساعت 10 تا 15 شاهد و ناظر متن و حاشیه مراسم بودم، شهادت مى‌دهم که در مراسم 13 آبان امسال انواع و اقسام طیف‌هاى خلق‌الساعه و سازماندهى شده مانند جنبش سبز علوى و... در مراسم طراحى شده بود، حال چه استبعادى وجود دارد که این افراد توسط نیروهاى لباس شخصى سازماندهى نشده‌اند؟

آقاى دکتر انصاف دهید! هنگامى که سناریوسازان مخالف عقلانیت انتقادى به منظور تخریب اصلاح‌طلبان از هرگونه پوشش رسانه‌اى علیه اتهامات اثبات نشده دریغ نمى‌کنند و قصد داشتند برخلاف قانون و نظر رهبرى اصلاح‌طلبان را ملکوک سازند، چگونه نمى‌توانند با استخدام نیروهاى هدایت شده علیه شما و منافع عمومى عمل کنند؟ آقاى دکتر آیا تخریب برخى اموال عمومى توسط نیروهاى لباس شخصى و هجوم وحشیانه به کوى دانشگاه و... که رسیدگى به آن همواره از سوى دستگاه‌هاى مربوطه، پشت گوش انداخته مى‌شود را از یاد برده‌اید یا آنکه مشغله زیاد شما را دچار نسیان و تغافل سیاسى کرده است.

نگارنده به اتهام آنکه اصلاح‌طلب هستم، به ضرس قاطع نمى‌توانم بگویم که افراد مهاجم به شما از افراد سرخورده‌اند که نمى‌توانند اعتراض خود را به شکل مدنى بروز دهند، یا آنکه بخشى از سناریوسازى علیه اصلاح‌طلبان، ولى بر این قاعده جامعه‌شناسانه اعتقاد واثق دارم که سیاست و اتخاذ روش‌هاى تهدید و سانسور و... برآیندى جز اعتراضات رادیکال و غیرمدنى ندارد و صدالبته این خواسته سناریوسازان برخى جریانات است.

آقاى دکتر! انصاف دهید کدام یک از بیانیه‌هاى میرحسین، خاتمى و کروبى بر طبل جنگ و خشونت‌ورزى مى‌کوبد و بر تندروى دلالت دارد که آنقدر شتاب‌زده داورى کرده‌اید. رهبران اصلاحات نیک مى‌دانند که وارد شدن به میدان افراطى‌گرى خواسته سناریوسازان در رسانه‌هاى خشونت‌طلب است. آیا بیانیه‌هاى 14 گانه میرحسین با مقالات و یادداشت‌هاى تعدادى از رسانه‌هاى نفرت پراکن قابل مقایسه است که میرحسین را به افراطى‌گرى متهم مى‌کنید؟

جان کلام و پیام شما در مصاحبه با برنامه 30/20 آن بود که میرحسین، خاتمى و کروبى از این افراد- بخشى از تهرانیانى که شما نماینده آنان هستید- تبرى جویند! و مرزبندى خود را از آنان مشخص سازند. واقعا جاى تعجب است! مگر میرحسین یا خاتمى چه سمتى دارند که در مقابل برخى کنش‌هاى هیجانى مردم پاسخگو باشند؟ مگر شرایط کنونى محصول مدیریت نابخردانه برخى خشونت‌طلبان نیست. اگر پاسخ شما منفى است، پس چه کسانى از قبل و پس از انتخابات پروژه تسویه‌حساب با اصلاحات را مدیریت مى‌کنند؟ فضاى شهرها را فضاى غیرعادى مى‌کنند و در نمایشگاه مطبوعات مثل آوردگاه صف مى‌کشند و...

آقاى دکتر انصاف داشته باشید کدام یک از مسئولان مستقیم و آقایانى که شما بهتر مى‌شناسید، از هجوم لباس شخصى‌هایى که على‌الظاهر مورد تائید رسمى هیچ مرجع قانونى و حکومتى نیست را محکوم کرده و یا از اقدام مجرمانه آنان تبرى جسته‌اند. به راستى کسى باید از مردم عذرخواهى کند و نسبت به عملکرد برخى «نیروهاى خودسر» تبرى بجوید که شرایط عقلانیت انتقادى و مشارکت حداکثرى را به بى‌اعتمادى سوق مى‌دهد وگرنه اصلاح‌طلبان همواره با شیوه‌هاى قانونى «حلقه وصلى بر گسست مسئولان و مردم» بوده‌اند و از هرگونه خشونت‌طلبى از سال 76 تاکنون مبرا بوده‌اند و فاصله خود را با آن حفظ کرده‌اند.

آقاى دکتر به وجدان و فطرت الهى‌تان شما را قسم مى‌دهم! آیا میرحسین موسوى که از غلیان احساسات به شدت پرهیز مى‌کند و آن را ترفند و دام گسترده برخى افراطیان مى‌داند، باید عذرخواهى کند یا کسانى که به طور آشکار و پنهان خشونت‌طلبان را در قالب نیروهاى سیاسى شخصى و... سازماندهی، برنامه‌ریزى و پشتیبانى مى‌کنند، باید از کرده خود نادم شوند و تبرى جویند. آقاى دکتر اگر واقعا جنابعالى در مقام استدلالى با موکلان خود ارتباط برقرار مى‌کردید یا دولت به مطالبات مردم رسیدگى مى‌کرد کار به آنجا نمى‌رسید که از آنان تبرى بجویند و یا دیگران را به این کار دعوت کنید؟

 

* شکست سبز بدلی

مصطفى ایزدى: سیزده آبان امسال، با دو گروه ناهمخوان شهروند ایرانى برگزار شد. مثل اینکه روزهاى ثبت شده در تاریخ انقلاب اسلامی، پیش از این که خودشان مهم باشند، فضایى که براى رخ نمایى جریان‌هاى سیاسى کشور ایجاد مى‌کنند، مهم شده است.

دو سه دهه است که 13 آبان مى‌آید و مى‌رود و جمعیتى عمدتا دانشجو و دانش‌آموز، خیابان طالقانى تهران و نیز خیابان‌هاى شناخته شده بعضى از شهرهاى مهم کشور را طى مى‌کنند و بعد هم قطعنامه‌اى و والسلام! اما امسال مثل اینکه سیاسیون اعم از چپ و راست، دل به یک راهپیمایى و تجمع متفاوت سپرده بودند. اگرچه از قبل پیش‌بینى مى‌شد که روز آرامى نخواهد بود، ولى «حضور» را نمى‌توان کنار گذاشت و نیز از قبل قابل پیش‌بینى بود که جناح راست تدارک وسیعى دیده که اولا با هر ترفندى شده هواداران خود را به صحنه بیاورد و ثانیا با هر وسیله که در اختیار دارد، هواداران جناح رقیب را از صحنه کنار زند و ثالثا با هر امکان تبلیغاتى با اعداد و ارقام کاملا نابرابر، خویش را پیش‌رو و میدان‌دار صحنه معرفى کند.

به نظر مى‌رسد جناح محافظه‌کار و به ویژه تندروهاى آنان، مردم را براى ضدیت با آمریکا به خیابان نکشانده‌اند، چرا که دوستان محترم آنها در تدارک فالوده خوردن با کسانى هستند که 30 سال قبل مخالف اشغال سفارتخانه‌هاى آن کسان در تهران بوده‌اند. لذا این حضور تبلیغاتى بیشتر عرض‌اندام در مقابل منتقدان وضع موجود بوده است.

بالاخره این دانش‌آموزان و دانشجویان در صحنه و آگاه و فهمیده و هوشیار که دمادم توسط رسانه‌هاى دولتى و تریبون‌هاى رسمى به حضور در برابر «لانه جاسوسی» دعوت مى‌شدند، مى‌فهمند که باید دم خروس را دید یا قسم حضرت عباس را شنید! همه اینها به دنبال درک صداقتند. هر وقت صداقت ببینند، میلیون‌میلیون به خیابان‌ها مى‌آیند، ‌ اما اگر در دنیاى ارتباطات، خبرهاى مهمى را از گفت‌وگوها و ملاقات‌ها و رفت و آمدهاى دیپلماتیک پیدا و پنهان ببینند و بشنوند، به‌رغم آن همه شعارهاى ضدآمریکایى و دعوت‌هاى پر حجم رسانه‌اى و سازماندهى دانشگاهى و مدرسه‌ای، عددشان همان مى‌شود که حتى نیمى از مساحت در نظر گرفته شده در خیابان طالقانى را نیز پر نکرده بودند.

در مقابل ده‌ها تجمع و راهپیمایى شکوهمند در جاهاى مختلف پایتخت، شکل گرفت که مجموع آنان بسیار بیشتر از افراد جلوى لانه‌جاسوسى بود.
در ارتباط با این رخداد ‌چند نکته مورد توجه است:

1- ظاهرا کسانى که مطالبات خود را با تظاهرات اعتراض‌آمیز گره زدند، تصمیم ندارند، اعتراضات خود را وانهند و لذا هر روزى را که قرار است، تظاهراتى به نفع جناح راست راه بیفتد، تبدیل به فرصت نموده، راهى خیابان‌ها مى‌شوند و مطالبات خود را فریاد مى‌زنند. همان‌گونه که روز 13 آبان در مقیاس صدها هزار نفرى به تظاهرات پرداختند.

چندین ماه است که متولیان امنیت با این پدیده روبه‌رو شده و لذا در تلاشند که براى هر یک از این فرصت‌ها که هیچ راهى براى جلوگیرى از بروز آن ندارند، فکر و طرح جدیدى ارائه کنند. این مقامات پذیرفته‌اند که در کشور و خصوصا در شهرهاى بزرگ، افراد بسیار زیادى هستند که بالقوه تصمیم و توان راه‌اندازى تظاهرات اعتراضى را دارند.

2- براى تظاهرات 13 آبان امسال، هواداران دولت فکر کردند که اگر یک رنگ سبز بدلى را به صحنه آورند و از مردم درخواست کنند که براى حمایت از وضع موجود این رنگ را با خود داشته باشند، مشکل رنگ سبز اصلاح‌طلبان را حل مى‌کنند، اما در عمل، رنگ سبز بدلى در مقابل رنگ سبز سیادت نبوی، کارى از پیش نبرد و هواداران جناح حاکم حاضر نشدند، آرایه‌اى بدلى به خود ببندند و نمادى را که در اختیار اصلاح‌طلبان است، ریاکارانه مورد بهره‌بردارى قرار دهند. به نظر مى‌رسد که مبتکران سبز بدلى مى‌دانستند که رنگشان بى‌رنگ است، اما مى‌توان این رنگ را به مچ و پیشانى بعضى‌ها بست و آنها را به خرابکارى واداشت و از آن عکس و فیلم گرفت و این خرابکارى را به گردن اصلاح‌طلبان انداخت. شاید حمله به خودرو آقاى دکتر مرندى و فیلمبردارى کامل حرفه‌اى از آن و ایضا مانور رفتن روى آن در تلویزیون یکى از این خرابکارى‌هاى حاملان رنگ سبز بدلى باشد که از قبل طراحى شده است.

3- مى‌دانیم که تظاهرات اعتراض‌آمیز طرفداران میرحسین موسوى و مهدى کروبى و کل جریان اصلاحات، همیشه آرام و متین بوده است و تا وقتى که توسط نیروهاى انتظامى و شبه‌نظامى براى متفرق کردن آنها اقدامى نشود، با متانت و آرامش تمام پیش مى‌رود. با این وصف، هیچ نوع زد و خوردى توسط معترضین، با مخالفان خود صورت نمى‌گیرد و اصولا از نظر فرهیختگان و روشنفکران و دانشجویان و دانش‌آموزان معترض، هر نوع درگیرى و زد و خورد و آسیب رساندن به دیگران محکوم است، اما معلوم نیست، چرا خودرو شخص محترمى مانند دکتر مرندى که در نظام جمهورى اسلامی، دو دوره وزیر بوده است، در سیستم تبلیغاتى هواداران دولت این قدر بازتاب پیدا مى‌کند و براى آن اشک ریخته مى‌شود، ولى این آقایان، براى شخص محترم دیگرى که در نظام جمهورى اسلامی، دو دوره ریاست مجلس شوراى اسلامى را عهده‌دار بوده و نماینده و مورد توجه امام خمینی(ره) بوده است، و چندین بار از طرف تندروهاى محافظه‌کار مضروب شده است، نه تنها هیچ انتقادى نمى‌کنند، بلکه به گونه‌اى این پدیده زشت، یعنى حمله به یکى از چهره‌هاى انقلاب اسلامى را مورد تایید قرار مى‌دهند!؟

4- شرایط تظاهرات روز 13 آبان، معلول همین رفتار دوگانه و چندگانه افرادى است که خود را اصولگرا مى‌دانند، اما نمى‌توانند، بدون درگیرى و رفتارهاى خشن، مخالفان خود را در میدان‌هاى انتقادی، اداره نمایند.

 

نوشته شده توسط دکتر اسکویی در شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت 22:30 | لینک ثابت |
 
* در گفتگویی به مناسبت صدور منشور برادری توسط امام
 
سیدمحمد‌خاتمی: وقتی در انتخابات اختلاف‌نظر پیش می‌آمد، امام به نفع مردم موضع می‌گرفتند
 
امروز قانون اساسی را زیر پا گذاشته‌اند
 
حذف دلبستگان به انقلاب بزرگترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است
 

رئیس جمهور سابق کشورمان شرط تحقق وحدت و تفاهم ملی را در این دانست که  اولا بزرگان باید بپذیرند که در جامعه مشکل و بحران  وجود دارد، ثانیا  این‌که در عین حال که همه سلایق باید آزاد باشند، همه امکانات و مصونیت‌ها در اختیار یک سلیقه خاص که جز به حذف نمی‌اندیشد، قرار نگیرد و همه بتوانند صحبت کنند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، وحدت" و" برادری" امروز کلید واژه تمام سخنرانی‌ها و نوشته های محافل خبری و سیاسی است؛ هیچ سخنرانی و مقاله ای نیست که  در فضای سیاسی – اجتماعی امروز به این کلمات اشاره نکند . دهها طرح و ایده برای برقرای وحدت و تقویت آن در میان جناحهای سیاسی و حزبی کشور روی میز شیوخ ریش سفید جامعه قرار گرفته و دهها میانجی از این سو به آن سو می‌روند تا بلکه راهی و راهکاری بیاندیشند تا جامعه بازهم با حفظ سلایق خود در اصول متحد و منسجم باشد.

اما 21 یکسال پیش در چنین روزهایی حضرت امام خمینی (س)یکی از دشوارترین و پیچیده‌ترین معضلات فکری، سیاسی، اجتماعی نسل حاضر را گشود، ایشان در آن  مقطع پیامی را صادر کردند که شاید امروز کاملترین  ایده برای آنچه معضل "اختلاف " و" تفرقه " نامیده می‌شود باشد.

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با پاسخ روشنگرانه به سئوال آقای محمد علی انصاری که در حقیقت سئوال نهفته در عمق اندیشه بسیاری از افراد جامعه بود، ایده‌ای را به یادگار گذاشت که کلید حل معمای پیچیده امروز است. رهبر کبیر انقلاب اسلامی در این پیام که به " منشور برادری " شهرت یافته است ،اختلاف سلیقه‌ها، نظرها و برداشت‌ها را طبیعی تلقی فرمودند و هر دو جناح مطرح در کشور را مورد تایید قرار دادند و ویژگی‌هایی برای گروهها و احزاب و جریانات مقبول کشور برشمردند. ایشان به صراحت تاکید کردند که"  اگر در این نظام کسى یا گروهى خداى ناکرده بى‏جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آنکه به رقیب یا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است." 

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، درآستانه سالروز صدور این پیام روشنگرانه به بازخوانی تاریخی و ضرورت بهره گیری از آن در شرایط امروز جامعه در گفت‌وگو با شخصیت‌های سیاسی ، مذهبی ، دانشگاهی و حوزوی و فعالان عرصه سیاست  از جمله سیدمحمد خاتمیپرداخته است تا گامی بسوی "وحدت ملی "بردارد.

*****

سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان هنگامی که از حضرت امام خمینی (س) سخن می گوید، آرام و جدی اما پرحرارت است و محکم. امام را مظهر واقعی نظام و سلسله جنبان انقلاب می‌خواند ولی گله و انتقاد می‌کند که حق این سلسله جنبان و بنیانگذار نظام آن گونه که باید و شاید ادا نشده است.

او به مناسبت سالروز صدور پیام روشنگرانه حضرت امام خمینی(س) مشهور به " منشور برادری " در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران،  گفت:«امام معتقد بودند که سلایق مختلف باید وجود داشته باشد. حتی به صراحت اعلام کردند که کسی که با اصل نظام مخالف است، او در این مملکت آزاد است و باید امنیتش تامین شود، مگر این که دست به سلاح ببرد یا توطئه‌ای کند که بخواهد به زیربنای نظام آسیب بزند که البته هیچ نظامی هم این را نمی‌پذیرد. این استثنایی است که امام مطرح می‌کنند. ایشان حتی برای مخالفان نظام و مخالفان فکری مبنای نظام هم حق حرمت و حق شهروندی و آزادی و امنیت قایل هستند.»

رییس بنیاد باران اظهار داشت:«در مساله "منشور برادری" امام یک دغدغه خاطری داشتند. در جامعه ما سلیقه‌های مختلفی وجود دارد. این سلیقه ها گاهی ناشی از اختلاف در اصول و مبانی است. یکی می گوید اسلام را قبول ندارم. یکی می گوید اسلام را قبول دارم، حکومت اسلامی را قبول ندارم. یکی می‌گوید هر دو را قبول دار. یا در مورد بعضی از مطالبی که امام مطرح کردند، مثل این که در صورت وجود مصلحت می توان احکام اولیه را هم به طور موقت تعطیل کرد؛ ممکن است کسی بگوید این قبیل موارد را قبول ندارم. این‌ها یک سلسله اختلافات اصولی است که در جامعه وجود دارد. دیگر اینکه در اصول اختلاف نیست. مثلا همه کسانی که می‌گویند که انقلاب و اسلام را قبول داریم ولی یکی می‌گوید ملاک و معیار یرای من همین قانون اساسی است که مورد تایید امام و مردم است، دیگری ممکن است بخواهد فراتر از آن کار را انجام دهد. که البته باز معتقدم که کسی که می خواهد فراتر از قانون انجام بدهد تا حدی از اصول منحرف شده است. ولی به هر حال همه اسلام و انقلاب را قبول دارند و اختلاف سلیقه در شیوه اداره مملکت است که آن هم گاهی به مسایل روبنایی جامعه برخورد می کند و گاهی ممکن است کمی اصولی تر باشد. این اختلاف‌نظرهایی است که باز نمی‌خواهم در اینجا بحث کنم.»

 

سید محمد خاتمی اما بر نکته‌ای تاکید کرد  که " آنرا اساس نظام می‌داند "،او گفت:«ما نباید برای مردم تصمیم بگیریم. نباید انتخاب و رای مردم را محدود کنیم.»

رییس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد:«حاصل انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی است، که از یک سو سازگار با معیارهای دینی و فرهنگی جامعه ماست و از سوی دیگر، پاسخگوی نیازهای انسانی است که در این روزگار زندگی می‌کند و خواست‌ها، گرایش‌ها، دیدگاه ها و تمنیات خاص خود را دارد، این جمهوری اسلامی امر بدیعی بود که امام مطرح کردند و مورد قبول مردم هم قرار گرفت. ما به عنوان کسانی که هم انقلاب را قبول داریم، هم جمهوری اسلامی را که حاصل مبارک این انقلاب است، و نیز با توجه به این که امام سلسله جنبان این حرکت و رهبر این انقلاب بودند، مواضع، نظرات و دیدگاههای حضرت امام به عنوان یک معیار برای ما بسیار مهم است و اگر این ها را درست بشناسیم، شاید بسیاری از سوء تفاهم ها حل شود.»

وی ادامه داد:« ما همچنان بر سر حرف‌های اصلی خود هستیم. انقلاب اسلامی منشاء هویت ما است و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ایران و ماحصل مردمی ترین انقلاب تاریخ هم جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و همانطور که از نام آن پیداست در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می کنیم،مدافع مردم رأی و حقوق اساسی آنان نیز هستیم. کسانی که به رأی مردم معتقد نیستند و حاضرند در رأی مردم تصرف کنند یا آن را نادیده انگارند، با انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه‌اند؛ این راه و رسم ما است و صحبت ما همواره این بوده و هست که بیاییم قانون اساسی را به درستی اجرا کنیم.»

خاتمی وقتی به این سخن رسید صدایش را پرحرارت تر کرد و بلند تر گفت:«چرا امروز قانون اساسی زیر پا گذاشته می شود؟ مگر قانون اساسی حق فعالیت تشکل ها، اظهار نظر و حضور آزاد مردم را تصریح نکرده است؟ مگر ما با شیوه‌هایی که پیامبر(ص) و ائمه(ع) داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند؟ مگر حضرت امیرالمؤمنین(ع) با بدترین مخالفانش برخورد می کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می شنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمی شود؟ قانون اساسی رأی مردم و انتخابات آزاد و رقابتی را حق مسلم آحاد جامعه دانسته و وظیفه مسلم برای مسؤولان نظام را توجه و احترام و صیانت از این حق دانسته است. حال اگر کسی معترض باشد که این اصل درست پیاده نشده، جواب خود را باید با برخوردهای تند و غیرقانونی بگیرد؟»

رییس جمهور سابق کشورمان خاطرنشان کرد:«بیایید به قانون اساسی بازگردیم، البته در صورتی که تفسیرهای دل بخواهی از آن نشود و کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تأثیر و سیطره جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر این بازگشت صورت گرفت بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.»

خاتمی سپس متذکرشد:«اگر این مطالب را در نظر داشته باشیم، دید روشن‌تری به جمهوری اسلامی خواهیم داشت و می‌دانیم که از چه چیزی باید دفاع کنیم. اگر دیدیم که رای مردم مورد کم توجهی قرار گرفت، اگر دیدیم که اختیارات متناسب با مسوولیت‌ها در جامعه نبود، اگر دیدیم که دروغ رایج بود و به خصوص که دروغ به صورت رسمی مطرح شد، اگر دیدیم که حق و حرمت انسان ها نگه داشته نشد، اگر دیدیم که تداخل در قوای مختلف وجود داشت و نظایر این‌ها، می توانیم بگوییم که انحراف از معیارهای اصلی جمهوری اسلامی صورت گرفته است. البته همه آن چه گفته شد به صورت خلاصه تر و مشخص تر همان است که در قانون اساسی منعکس شده و مبنای کار ماست.»

 

او از اینکه اساس نظام در اختیار یک سلیقه خاص قرار بگیرد ابراز نگرانی کرد و اظهار داشت:«وقتی اختلافی بین روحانیون در جامعه ایجاد شده بود، که اختلاف در سلیقه بود نه در اصول، امام آنجا تاکید کردند که این دو جریان باید وجود داشته باشد. حتی در زمان ایشان بود که یک جریان روحانی سیاسی در کنار یک جریان سیاسی ریشه دار در جامعه شکل گرفت و امام آن را مورد تایید قرار دادند. این مساله ای است که امروز هم مورد توجه ماست.»

خاتمی در این گفت‌وگو به برخی مسایل رخ داده در ماههای گذشته اشاره کرد و گفت:«در این زمینه برای این که دیدگاهمان نسبت به جمهوری اسلامی مشخص شود و این که اسلامی که در جمهوری اسلامی مطرح شد و جمهوریتی که در جمهوری اسلامی مطرح شد، چه خصوصیاتی دارد، در این موقعیت ما چه مشکلاتی داریم و کجای کارمان با آن جمهوریت و کجای کارمان با آن اسلامیت سازگار نیست، خوب است که ملاک و معیار را خود امام قرار بدهیم و برای این کار دو مقطع مهم از حیات امام بسیار اهمیت دارد که ما بتوانیم راه را از چاه تشخیص دهیم.»

وی اظهار داشت:«اگر ما زندگی امام را از آستانه انقلاب تا زمان وفاتشان به سه مرحله تقسیم کنیم، یک مرحله هنگامی است که امام در حال عرضه کردن نظامی هستند که مورد نظر انقلاب است. مردم، آزادی، استقلال و عدالت می‌خواهند. از استبداد و استعمار رنجیده‌اند. از بداخلاقی ها و بی فضیلتی‌هایی که در جامعه حاکم است، زده شده‌اند و در تاریخشان در طول صد سال، استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت می خواستند و نیز خواستار حاکمیت بر سرنوشت خود بودند، در این زمینه انقلابی رخ داده و امام نظامی را عرضه می دارند که باید به آن رسید. یعنی درست در آستانه انقلاب و چند ماه پیش از وقوع پیروزی انقلاب، امام، جمهوری اسلامی را عرضه و پیشنهاد می کنند. مطالبشان هم بسیار روشن است. جمهوری اسلامی که مطرح شد، بعضی می گفتند بدعت در اسلام است که البته چنین نیست، بعضی می گفتند که این قید اسلامیت یک چیز انحرافی است و فقط باید جمهوری باشد. امام به عنوان پیشوای این مکتب، جمهوری اسلامی را عرضه می‌دارند. باید روی این مطلب کار شود که امام در ذهنش چه بود و چه چیزی را عرضه داشت. با کمال تاسف دیده می شود که بعد از رحلت امام گفته شد که امام چیزی را عرضه کرد که مورد عقیده‌اش نبود و برای اسکات دنیا و این که حرف و حدیثی نباشد این نظرات را ارایه کردند که به این معنی است که امام برای گول زدن دنیا مطلبی را مطرح کرده ولی نظرش چیز دیگری بوده. این چیزی است که به امام نمی چسبد. امام با مردم بسیار صریح و صادق بودند و بر اساس اعتقاداتشان صحبت می کردند. برای نمونه می توانید مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هایی که داشتند، ببینید. وقتی پرسیده می شود که جمهوری چیست؟ پاسخ می دهند همین جمهوری که در دنیا هست.»

وی ادامه داد:«این مساله بسیار مهمی است. آنچه که دنیا به آن رسیده، دستاورد بسیار مهمی است. یعنی حکومت‌ها برآمده از مردم‌اند. تعیین کننده، رای مردم است. قوای مختلف و منفک از هم وجود دارند. مسوولیت ها مشخص است و هیچ قدرت و اختیار غیر مسوولی وجود ندارد. محور و مدار خود مردم اند. رضایت مردم بسیار مهم است. جمهوری به معنی حکومت مردم بر سونوشت خویش است.»

رییس جمهور سابق کشور اضافه کرد:«امام می گفتند این جمهوری در عین حال می خواهیم اسلامی باشد ، یعنی از ارزشهای متعالی دینی پیروی کند و مصداق آنرا نیز حکومت صدر اسلام و بخصوص شیوه و روش حکومتی امیرالمومنین امام علی (ع)معرفی می‌کردند.»

خاتمی تصریح کرد:«از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی در ایران بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایه‌های اجتماعی کشور بوده است. آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار داده اند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با بخشی از معیارهای مسلم انسانی و اخلاقی، بی اعتنا به رأی مردم و حتی بی اعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده می شود؟»

 

رییس بنیاد باران در ادامه به اقدامات و پیام‌های ارزشمند امام در سالهای آخر عمرشان اشاره کرد و گفت:«درسال های آخر حیات پربرکت حضرت امام ایشان با شتاب بیشتری مواردی را مطرح می کنند و بیشتر هم درمورد وضعیت سیاسی جامعه است و بینش و دیدگاه اسلامی که باید حاکم باشد که دقیقا یک دیدگاه ضد تحجر، آزاد اندیش و دیدگاهی که معتقد است اسلام را باید به گونه ای فهمید که در دنیای پیچیده کنونی، مشکلات انسان را حل کند. باید به گونه ای مطرح شود که انسان ها زده نشوند و مسایل دیگری که هست. امام تعبیری دارند که خون دلى که پدر پیرتان از متحجران خورده است هرگز از فشارها و سختیهاى دیگران نخورده است.»

وی تصریح کرد:« بنابراین برای این که ما شناختی داشته باشیم از مساله، دو مقطع حیات امام برای شناخت وضعیت و تکلیف خودمان در اینجا، مهم است. یکی وقتی که امام در حال عرضه نظامی هستند که مد نظر دارند و دیگری زمانی که می خواهند محتوای این نظام را به خصوص از نظر دینی و ارزشی مشخص کنند. این دو مقطع بخصوص در ماه‌های قبل از پیروزی انقلاب و نیز سالهای آخر عمر امام بروز و ظهور دارد. البته یک مقطع چند ساله هم در این میان وجود دارد و آن وقتی است که نظام مستقر می شود و امام به عنوان رهبر مردم و نظام کار می کنند. آن هم مراحل مختلفی دارد. یکی آنچه که به قاعده است یعنی این که حتما باید رفراندوم شود که مردم چه نظامی می‌خواهند. دوم این که قانون اساسی را خبرگانی که منتخب مردمند باید بنویسند. یعنی باز رای مردم در تدوین اساسنامه نظامشان مشخص باشد. سوم همین پیش نویس تدوین شده توسط خبرگان منتخب مردم، باز هم باید به رای مردم برسد. این امام است که رهبری می کند. این که می گوید میزان رای ملت است، اینجاست. یعنی یقینا اگر مردم می گفتند جمهوری اسلامی را نمی خواهند، امام با این که آن را حق می دانست، آن را بر مردم تحمیل نمی کرد. در رفراندوم هم اگر اشکالی می‌شد، حتما می گفتند که نظر مردم را تامین کنید. و سوم تلاش امام برای این که تمام ارکان نظام طبق این نظامنامه‌ای که به تصویب مردم رسیده و مورد تایید خود ایشان هم بوده، شکل بگیرد.»

خاتمی بار دیگر به موضوع بازگشت به قانون اساسی اشاره کرد و گفت:«شما هیچ انقلابی را سراغ ندارید که کمتر از یک سال از عمرش گذشته باشد و قانون اساسی آن مشخص شده و تمام ارکان وقوای آن بر اساس قانون مستقر شده باشد. رییس جمهورش تعیین شده باشد. قوه قضاییه‌اش مشخص شده باشد و البته مجلسش در اسفند 58 مستقر شد. یعنی یک ماهی بعد از اولین سالگرد پیروزی انقلاب. یعنی در واقع وقتی یک سال از انقلاب گذشته بود که همه ارکان نظام شکل گرفته بود و حتی امام اختیارات ولی فقیه را که اختیارات وسیعی می‌دانست درون قانون اساسی قرار داد و  به رای مردم رساند تا در چارچوب قانون قرار گیرد. یا رفتارهایی که امام داشتند، از جمله همین "منشور برادری" یا "فرمان هشت ماده ای" و مسایل دیگری که بود. یا دغدغه خاطر او برای انتخابات که در بحران جنگ و بمباران و ... انتخابات را تعطیل نکردند و این که در انتخابات نظر مردم تامین شود. وقتی در انتخابات اختلاف نظر پیش آمد، امام به نفع مردم موضع می‌گرفتند بدون این که دخالت کنند. یعنی داور بی طرفی می‌گذاشتند که جریان را بررسی کنند و ماجرا آن گونه که واقع شده، تحقق پیدا کند و طرفین دعوا به نحوی قانع شوند و به نفع مردم اختلاف خاتمه پیدا کند. یک زمانی صحبتی پیش آمده بود که مردم عوام هستند و علما باید برای مردم تصمیم بگیرند. امام در پاسخ این مطلب فرمودند که در گذشته می گفتند که علما در سیاست دخالت نکنند، امروز می گویند کسی جز علما در سیاست دخالت نکند که این بدتر از اولی است. چون در قسمت اول فقط یک قشر و صنف از جامعه را محروم می کردند ولی در قسمت دوم می خواهند همه جامعه را به نفع یک قشر محروم کنند. این تعبیر امام بود.»

 

وی افزود:«البته در این دوره چندین ساله، استثناهایی هم وجود دارد. امام، رهبر و مسوول یک نظام بود. شرایط عجیبی مثل جنگ و ترور وجود داشت و مسایلی پیش آمد که استثنا بود. یعنی در شرایط استثنایی ممکن است اقدامی صورت گرفته باشد که با قانون اساسی یا مسایل دیگر سازگار نباشد و البته در سال 67 وقتی نمایندگان مجلس نامه‌ای به امام نوشتند و برخی موارد خلاف قانون اساسی را که در جامعه ما وجود داشت، تذکر دادند. امام صراحتا در تاریخ 7 /9/ 1367 گفتند :"...ان شاء اللَّه تصمیم دارم در تمام زمینه‏ها وضع به صورتى درآید که همه طبق قانون اساسى حرکت کنیم. آنچه در این سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا مى‏کرد تا گره‏هاى کور قانونى سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد."»

خاتمی اضافه کرد:«حضرت امام تاکید کردند که حرکت کنیم؛ نه این که حرکت کنند بلکه برگردیم. یعنی خود امام هم جزو مجموعه‌ای بود که باید به قانون برگردند. اگر این سه مرحله را در نظر بگیریم، مرحله اول که عرضه نظام است. مرحله دوم بیشتر مساله محتوا به خصوص محتوای دینی و وضعیت سیاسی در دو سه سال آخر عمرشان بیان می‌شود. و مرحله سوم در طول این مدت است که رهبری می کردند، قواعدی وجود دارد که تایید کننده همان دو مرحله اول است. استثناهایی هم وجود دارد که امام فرمودند: مربوط به مواقع بحرانی و غیرعادی است . یکی از مشکلاتی که بعد از امام بود، این بود که برخی از این استثناها قاعده شدند و قاعده که عبارت است از قانون اساسی به محاق تعطیل و کم اعتنایی کشیده شد و این یکی از مسایلی بود که هنوز هم تا حدودی وجود دارد و باید مورد توجه قرار گیرد.»

سید محمد خاتمی در پاسخ به این سئوال که چرا هنوز به یک وفاق در مفاهیم اساسی مانند منافع ملی و... در جامعه نرسیده‌ایم گفت:«قبول دارم که هنوز یک دید استراتژیک در مورد منافع ملی و مصالح ملی و امنیت ملی در جامعه ما بطور کامل و جامع ایجاد نشده است و این وظیفه‌ای بوده که باید خود حکومت و ارکان مختلف آن در این زمینه به تفاهم برسند. بنابراین بیشتر سلایق است که این تعریف ها را تعیین می کنند. افرادی که این سلایق را دارند ممکن است از لحاظ مقام و امکانات متفاوت باشند. این یک مشکلی است که اتفاقا اگر بیاییم این دعواهای سیاسی موردی را کنار بگذاریم و عقلای قوم بنشینند و به تفاهمی در زمینه مصالح ملی، امنیت ملی و اموری نظیر این ها برسند، ممکن است خیلی زود هم به نتایجی برسند و مسایل فرعی آنها را منحرف نکند. این حتی می تواند راهی باشد برای برون رفت از بحران کنونی.»

 

وی همچنین گفت:«در زمینه تحقق و رسیدن به این ساز و کار گام های خوبی در این زمینه برداشته شده. یکی تدوین سیاست های کلی است که خود می تواند مبنا قرار بگیرد. یا مهم تر و عینی تر از آن چشم انداز بیست ساله است که می دانید که هر دوی این امور  در دوره دولت من جدی شد. البته فقط دولت مسوول نبود. مخصوصا در مورد چشم انداز بیست ساله ما کارهای کارشناسی بسیار عظیمی انجام دادیم و رفت خدمت رهبری و  مجمع تشخیص مصلحت و مجمع هم بحث های مفصلی کرد و با نظراتی که رهبری داشت این مساله ابلاغ شد و بنده به صراحت می گویم که بالای هفتاد درصد مسایلی که مطرح شده کارهای کارشناسی است که ما صورت دادیم و در مجمع تشخیص مصلحت و نیز نزد رهبری هم مورد قبول قرار گرفت. این یک اصلی است که می تواند مبنا باشد یا سیاست های کلی.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:« صحبت من این است که اتفاقا اگر ما به یک تفاهمی برسیم به همین می‌رسیم که معیارها و ملاک هایی وجود دارد که می تواند مبنای وحدت باشد ولی متاسفانه امروز این ها مورد توجه نیست. من به بزرگان هم گفتم. ما امروز نه تنها به سمت چشم انداز بیست ساله حرکت نمی کنیم  بلکه کاملا از اهداف چشم انداز بیست ساله دور شدیم. این انحراف است. یا سیاست های کلی که در عرصه اقتصاد و دیگر عرصه ها وجود دارد، البته نه به این معنا که کاری نشده، تلاش شده ولی مهم این است که در عمل پایبندی وجود ندارد. کسانی هستند که سلایق خاص خود را دارند و به جای این معیارها که ممکن است اشتباه هم داشته باشد - وحی منزل که نیست - ولی این افراد سلایق خود را عین حقیقت، عین مصلحت و عین امنیت می بینند و به خودشان اجازه می دهند که با کسانی که با این سلایق سازگار نیستند، هر گونه رفتاری شود. ما اگر بخواهیم وحدت کنیم، معیار می تواند قانون اساسی باشد. در چشم انداز بیست ساله، سیاست های کلی که مورد تایید رهبری است و بسیاری مسایلی که در متن نظرات امام در موقع عرضه نظام و موقع بیان محتوای نظام داشته، می توان به وحدت نسبی رسید البته اگر غرض و مرض نباشد. به قول امام اگر در همین منشور برادری اگر هوا و هوس باشد، دیگر نمی توان آن را کاری کرد. یا اگر غرور و توهم وجود داشته باشد، کار مشکل می‌شود.»

خاتمی افزود:«باید ببینیم که چه کسانی قانون را به نفع سلایق و علایق خود کنار می‌گذارند و آنها هستند که نباید محور همه کارهای جامعه باشند. نه به این معنی که از صحنه اجتماع بیرون بروند. کسانی هستند که قانون را قبول ندارند و سلایق خود را بر قوانین ترجیح می‌دهند. به خاطر به دست گرفتن امکانات، این سلایق را اعمال می کنند ولو به قیمت از دست رفتن سرمایه ها باشد. این افراد نباید محور کار باشند. حضورشان در جامعه، خوب است و من هم معتقدم که باید در یک فضای آزاد با رعایت موازین قانونی، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی تشکل ها، همه باید در جامعه وجود داشته باشد و در یک کلام بگویم که ما در جامعه‌مان یک نظام داریم و یک قانون اساسی. هر کسی که پایبند عملی به قانون اساسی است و اعلام می کند که می خواهد در چارچوب قانون عمل کند هر چند که نظرات متفاوتی داشته باشد، او از همه حقوقی که برای یک شهروند در نظر گرفته شده، از جمله شرکت در انتخابات، رای دادن، رای گرفتن و ... باید برخوردار باشد. و اگر نیست یک انحراف از جریان است. چه برسد به این که کسانی می گویند نه تنها ملتزم به قانون اساسی هستیم، معتقد به قانون اساسی و معتقد به اصل نظام جمهوری اسلامی هستیم. این ها ممکن است حذف شوند از جامعه. من معتقدم کسی که معتقد هم نیست ولی در عمل ملتزم است، باید زمینه را فراهم کنیم که در جامعه فعال شود، حضور داشته باشد و از جامعه حذف نشود. اگر درست به قانون برگردیم و به خصوص کسانی که پاسدار و نگهبان قانونند، با سلیقه های خاص خود، قانون را تفسیر و تبیین نکنند، قانون اساسی را به نفع یک سلیقه و یک جریان دیگری کنار نگذارند یا تفسیر نکنند، بلکه کاملا بیطرفانه و با سعه صدر با مسایل برخورد کنند، قانون اساسی خود مهم ترین مبنایی است که می تواند در جامعه ما وحدت را در عین کثرت ایجاد کند.»

ادامه گفت‌وگو به موضوع وحدت ملی و تفاهم ملی  کشید ، خاتمی ابتدا این پرسش را مطرح کرد که باید ببینیم در مورد وحدتی که امروز گفته می‌شود، مراد از این وحدت چیست و چقدر عملی است و چقدر عملی نیست؟

او گفت:«اگر ملاک و معیار قانون باشد، وقتی که یک حادثه ای در جامعه ای رخ می دهد و یک طرف که اعتراض دارد کاملا محدود می‌شود، و جریان‌هایی می‌آیند و شروع می‌کنند مخالفینشان را به همه اتهامات متهم می کنند و این اتهامات واهی مبنای برخورد با افراد می شود، اصلا جایی برای بحث و گفت و گو و وحدت باقی نمی ماند. آنها می گویند وحدت یعنی این که هر کس که مطابق سلیقه ما نیست و هر کسی که به رفتار و روش ما اعتراض دارد باید به هر قیمتی که شده حذف شود و امکانات هم در اختیارشان قرار می گیرد و اعمال می شود. از طرف دیگر جریان دیگری که احساس می کند دلش برای اسلام می سوزد، برای انقلاب می سوزد، و اصلا نسبت به سرنوشت انقلاب و جامعه مسوول بوده و به همین دلیل در عرصه حضور به هم رسانده، متهم شده است به همه اتهاماتی که هیچ کدام را قبول ندارد، خب با چه کسی به وحدت برسد؟ اول باید اصولی را برای وحدت در نظر بگیریم. امروز در جامعه حوادثی رخ داده که بسیاری از آنها مطلوب نبوده و امروز کسانی که به هر حال هم تبلیغات و هم امکانات مختلف جامعه را در اختیار دارند می خواهند به جامعه القا کنند و تحمیل کنند که حوادثی که رخ داده عین حقیقت بوده و هر کس با این موضوع مخالفت کند مخالف اصل انقلاب است و با آن برخورد می‌کنند.»

سید محمد خاتمی افزود:«اگر یک جریان و یک سلیقه همه فضا را به دست گیرد، طبعا وحدتی که می گوید همه کسانی که اعتقاداتی دارند، آن را کنار بگذارند، منطقی نیست. البته من قبول دارم که همیشه سواستفاده دشمن هست. همان جور که بعضی می گویند از کسانی که اعتراض دارند سواستفاده شده، بنده هم می توانم بگویم از کسانی که آن رفتارها را انجام دادند و می‌دهند و منجر به اعتراض مردم شد، سواستفاده شده است.دشمن از آن سواستفاده می کند. دشمن بدش نمی آید که به دنیا بگوید در جمهوری اسلامی آزادی نیست. در جمهوری اسلامی حقوق بشر زیر پا گذاشته می شود. در جمهوری اسلامی حتی اگر کسی معترض باشد که در فلان مقطعی مثل  انتخابات  مشکلاتی و انحرافاتی وجود داشته، با روش های سخت و خشن با او برخورد می شود. دشمن اتفاقا خیلی خوب از این موضوع سواستفاده می‌کند برای مشوش کردن چهره انقلاب مردمی ما. بنابراین اگر بر اساس نسبت دادن‌ها باشد،می‌توانیم بگوییم که مدعیان و مخالفان معترضان مدنی در مسیر هدف دشمن کار می کنند و طبعا دیگری هم می‌گوید که طرف مقابل در مسیر هدف دشمن کار می کند. این که رفتار و روش درستی نیست. با بلند کردن صدای نادرست، آن نادرست، درست نمی شود. شما اگر تمام امکانات رسانه ای و تبلیغی را در دست داشته باشید و یک حرف نادرستی را مدام فریاد بزنید، این فریاد زدن‌ها و جلوگیری از این که صدای دیگری شنیده شود، این حرف نادرست را درست نمی‌کند. شما بیایید وسایل ارتباط جمعی، را در اختیار مردم قرار دهید که همه بتوانند از آن استفاده کنند و صحبت کنند.»

 

رییس جمهور سابق کشورمان گفت:«ما نباید دایره را تنگ کنیم و یک جریان و یک گروه بگوید که من عین نظامم یا عین انقلابم و هر کس با من مخالف است، ضد انقلاب و ضد اسلام است و باید حذف شود یا ترور شخصیت شود و یا از صحنه خارج شود و یا جلوی حضور او در عرصه حاکمیت گرفته شود. این ها همه مخالف معیارهای حضرت امام است. اولا این که یک سلیقه خود را مبنای حق بداند، خلاف اسلام و خلاف عقل و خلاف روش و رفتار و سیره امام است. دوم این که بر فرض که یک سلیقه‌ای باشد که که ما معتقد باشیم که خارج از معیار و اصول است، ما حق نداریم که به هر قیمتی او را حذف کنیم و تا وقتی که کارش به براندازی منجر نشده است، کاملا احترام دارد و باید حضور داشته باشد و بعدا هم اگر بخواهد برخورد شود، باید کاملا در چارچوب قوانین و ضوابط باشد نه طبق سلیقه. اگر چنین امری وجود داشت در عین تایید تنوع و تکثر در جامعه، ما می‌توانستیم شاهد یک نوع وفاق پیرامون انقلاب، نظام و  در جهت مصلحت کشور و مردم، با هم باشیم و به هر حال داوری را به عهده خود مردم بگذاریم که در شرایط خاص و آزاد و رقابتی بتوانند تصمیم بگیرند و به تصمیم مردم هم احترام بگذاریم.»

وی خاطر نشان کرد:«بنده معتقدم مشکل کار اینست که بعضی سلایق - با حسن نیت یا غیر حسن نیت - خود را عین انقلاب و اسلام می دانند و مخالفین خود را ضد اسلام و ضد انقلاب می دانند و خود را مجاز می‌دانند که هر گونه رفتاری با مخالفین خود داشته باشند. مهم این است که اگر این‌ها در جمهوری اسلامی ایران محور کار بشوند، مشکلاتی را ایجاد می کند که هم اکنون ایجاد شده است. حتی در زمینه های فکری و اعتقادی، میدان برای کسانی گشوده شده است که با اصول و پایه های اندیشه امام و انقلاب اسلامی سازگار نیستند و برای بسیار از کسانی که خود را از هر جهت وابسته به امام و انقلاب می دانند، محدودیت ها و محرومیت هایی ایجاد شده است. اینها مشکلاتی است که باید رفع شود و معتقدم که اولا بزرگان باید بپذیرند که در جامعه مشکل و بحران  وجود دارد، ثانیا  این که در عین حال که همه سلایق باید آزاد باشند، همه امکانات و مصونیت ها در اختیار یک سلیقه خاص که جز به حذف نمی‌اندیشد، قرار نگیرد و همه بتوانند صحبت کنند. آن وقت است که زمینه برای وحدت واقعی پیرامون اصول با وجود اختلاف نظرها و سلیقه هایی که مردم باید به آن رای بدهند، فراهم می آید و آن وقت ما می توانیم برگردیم به چارچوب های اصلی که مردم و امام و نظام جمهوری اسلامی می‌خواستند.»

گفت‌وگوی سید محمد خاتمی با تاکید او اینگونه پایان یافت:«به صراحت تأکید می کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهای بی اساس که از سوی جریانی خاص دنبال می‌شود بزرگترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض‌اند.»

متن کامل منشور برادری

نامه [به آقاى محمدعلى انصارى (منشور برادرى)].

زمان: 10 آبان 1367/20 ربیع الاول 1409.

مکان: تهران، جماران.

موضوع: منشور برادرى- مفتوح بودن باب اجتهاد در حکومت اسلامى.

مخاطب: انصارى، محمدعلى (از اعضاى دفتر امام خمینى).

 بسم اللَّه الرحمن الرحیم.

جناب حجت الاسلام، آقاى حاج شیخ محمدعلى انصارى- دامت افاضاته.

نامه شما را مطالعه کردم. مسئله‏اى را طرح کرده‏اید که پاسخ به آن کمى طولانى مى‏گردد ولى از آنجا که من به شما علاقه مندم، شما را مردى متدین و دانا- البته کمى احساساتى- مى‏دانم و از محبتهاى بى‏دریغت نسبت به من همیشه ممنونم. به عنوان نصیحت به شما و امثال شما که تعدادشان هم کم نیست مسائلى را تذکر مى‏دهم:کتابهاى فقهاى بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظرها و سلیقه‏ها و برداشتها در زمینه‏هاى مختلف نظامى، فرهنگى و سیاسى و اقتصادى و عبادى، تا آنجا که در مسائلى که ادعاى اجماع شده است قول و یا اقوال مخالف وجود دارد و حتى در مسائل اجماعى هم ممکن است قول خلاف پیدا شود،از اختلاف اخباریها و اصولیها بگذریم. از آنجا که در گذشته این اختلافات در محیط درس و بحث و مدرسه محصور بود و فقط در کتابهاى علمى آن هم عربى ضبط مى‏گردید،قهراً توده‏هاى مردم از آن بیخبر بودند و اگر با خبر هم مى‏شدند، تعقیب این مسائل برایشان جاذبه‏اى نداشت. حال آیا مى‏توان تصورنمود که چون فقها با یکدیگر اختلاف نظر داشته‏اند- نعوذباللَّه-خلاف حق و خلاف دین خدا عمل کرده‏اند؟ هرگز. اما امروز با کمال خوشحالى به مناسبت انقلاب اسلامى حرفهاى فقها و صاحبنظران به رادیو و تلویزیون و روزنامه‏ها کشیده شده است،چرا که نیاز عملى به این بحثها و مسائل است؛ مثلًا در مسئله مالکیت و محدوده آن، در مسئله زمین و تقسیم بندى آن، در انفال و ثروتهاى عمومى،در مسائل پیچیده پول و ارز و بانکدارى،در مالیات، در تجارت داخلى و خارجى در مزارعه و مضاربه و اجاره و رهن، در حدود و دیات، در قوانین مدنى، در مسائل فرهنگى و برخورد با هنر به معناى اعم؛ چون عکاسى، نقاشى، مجسمه سازى، موسیقى، تئاتر، سینما، خوشنویسى و غیره. در حفظ محیط زیست و سالم سازى طبیعت و جلوگیرى از قطع درختها حتى در منازل و املاک اشخاص، در مسائل اطعمه و اشربه، در جلوگیرى از موالید در صورت ضرورت و یا تعیین فواصل در موالید، در حل معضلات طبى همچون پیوند اعضاى بدن انسان و غیر به انسانهاى دیگر، در مسئله معادن زیرزمینى و روزمینى و ملى، تغییر موضوعات حرام و حلال و توسیع و تضییق بعضى از احکام در ازمنه و امکنه مختلف، در مسائل حقوقى و حقوق بین المللى و تطبیق آن با احکام اسلام، نقش سازنده زن در جامعه اسلامى و نقش تخریبى آن در جوامع فاسد و غیر اسلامى، حدود آزادى فردى و اجتماعى، برخورد با کفر و شرک و التقاط و بلوک تابع کفر و شرک، چگونگى انجام فرایض در سِیر هوایى و فضایى و حرکت بر خلاف جهت حرکت زمین یا موافق آن با سرعتى بیش از سرعت آن و یا در صعود مستقیم و خنثى کردن جاذبه زمین و مهمتر از همه اینها، ترسیم و تعیین حاکمیت ولایت فقیه در حکومت و جامعه که همه اینها گوشه‏اى از هزاران مسئله مورد ابتلاى مردم و حکومت است که فقهاى بزرگ در مورد آنها بحث کرده‏اند و نظراتشان با یکدیگر مختلف است و اگر بعضى از مسائل در زمانهاى گذشته مطرح نبوده است و یا موضوع نداشته است، فقها امروز باید براى آن فکرى بنمایند ..

لذا در حکومت اسلامى همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام همواره اقتضا مى‏کند که نظرات اجتهادى- فقهى در زمینه‏هاى مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شود و کسى توان و حق جلوگیرى از آن را ندارد ولى مهم شناخت درست حکومت و جامعه است که براساس آن نظام اسلامى بتواند به نفع مسلمانان برنامه ریزى کند که وحدت رویّه و عمل ضرورى است و همین جا است که اجتهاد مصطلح در حوزه‏ها کافى نمى‏باشد بلکه یک فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه‏ها هم باشد ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به‏طور کلى در زمینه اجتماعى و سیاسى فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم گیرى باشد، این فرد در مسائل اجتماعى و حکومتى مجتهد نیست و نمى‏تواند زمام جامعه را به دست گیرد ..

اما شما باید توجه داشته باشید تا زمانى که اختلاف و موضعگیریها در حریم مسائل مذکور است، تهدیدى متوجه انقلاب نیست. اختلاف اگر زیربنایى و اصولى شد، موجب سستى نظام مى‏شود و این مسئله روشن است که بین افراد و جناحهاى موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سیاسى است ولو اینکه شکل عقیدتى به آن داده شود، چرا که همه در اصول با هم مشترکند و به همین خاطر است که من آنان را تأیید مى‏نمایم. آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان براى کشور و مردم مى‏سوزد و هر کدام براى رشد اسلام و خدمت به مسلمین طرح و نظرى دارند که به عقیده خود موجب رستگارى است. اکثریت قاطع هر دو جریان مى‏خواهند کشورشان مستقل باشد، هر دو مى‏خواهند سیطره و شرّ زالوصفتان وابسته به دولت و بازار و خیابان را از سر مردم کم کنند. هر دو مى‏خواهند کارمندان شریف و کارگران و کشاورزان متدین و کسبه صادق بازار و خیابان، زندگى پاک و سالمى داشته باشند. هر دو مى‏خواهند دزدى و ارتشا در دستگاههاى دولتى و خصوصى نباشد، هر دو مى‏خواهند ایران اسلامى از نظر اقتصادى به صورتى رشد نماید که بازارهاى جهان را از آنِ خود کند، هر دو مى‏خواهند اوضاع فرهنگى و علمى ایران به گونه‏اى باشد که دانشجویان و محققان از تمام جهان به سوى مراکز تربیتى و علمى و هنرى ایران هجوم آورند، هر دو مى‏خواهند اسلامْ قدرت بزرگ جهان گردد. پس اختلاف بر سر چیست؟ اختلاف بر سر این است که هر دو عقیده‏شان است که راه خود باعث رسیدن به اینهمه است. ولى هر دو باید کاملًا متوجه باشند که موضعگیریها باید به گونه‏اى باشد که در عین حفظ اصول اسلام براى همیشه تاریخ، حافظ خشم و کینه انقلابى خود و مردم علیه سرمایه دارى غرب و در رأس آن امریکاى جهانخوار و کمونیسم و سوسیالیزم بین الملل و در رأس آن شوروى متجاوز باشند.هر دو جریان باید با تمام وجود تلاش کنند که ذره‏اى از سیاست «نه شرقى و نه غربى جمهورى اسلامى» عدول نشود که اگر ذره‏اى از آن عدول شود، آن را با شمشیر عدالت اسلامى راست کنند. هر دو گروه باید توجه کنند که دشمنان بزرگ مشترک دارند که به هیچ یک از آن دو جریان رحم نمى‏کند. دو جریان با کمال دوستى مراقب امریکاى جهانخوار و شوروى خائن به امت اسلامى باشند. هر دو جریان باید مردم را هوشیار کنند که درست است که امریکاى حیله‏گر دشمن شماره یک آنها است ولى فرزندان عزیز آنان زیر بمب و موشک شوروى شهید گشته‏اند. هر دو جریان از حیله گریهاى این دو دیو استعمارگر غافل نشوند و بدانند که امریکا و شوروى به خون اسلام و استقلالشان تشنه‏اند ..

خداوندا! تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جریان بگویم گفتم، حالْ خود دانند.البته یک چیز مهم دیگر هم ممکن است موجب اختلاف گردد- که همه باید از شرّ آن به خدا پناه ببریم- که آن حب نفس است که این دیگر این جریان و آن جریان نمى‏شناسد.

رئیس جمهور و رئیس مجلس و نخست وزیر، وکیل، وزیر و قاضى و شورایعالى قضایى و شوراى نگهبان، سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات، نظامى و غیر نظامى، روحانى و غیر روحانى، دانشجو، غیر دانشجو، زن و مرد نمى‏شناسد و تنها یک راه براى مبارزه با آن وجود دارد و آن ریاضت است، بگذریم ..

اگر آقایان از این دیدگاه که همه مى‏خواهند نظام و اسلام را پشتیبانى کنند به مسائل بنگرند، بسیارى از معضلات و حیرتها برطرف مى‏گردد ولى این بدان معنا نیست که همه افراد تابع محض یک جریان باشند. با این دید گفته‏ام که انتقاد سازنده معنایش مخالفت نبوده و تشکل جدید مفهومش اختلاف نیست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه مى‏شود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدایت دو جریان مى‏شود. هیچ کس نباید خود را مطلق و مبرّاى از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطى و جریانى است. اگر در این نظام کسى یا گروهى خداى ناکرده بى‏جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آنکه به رقیب یا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است. در هر حال یکى‏از کارهایى که یقیناً رضایت خداوند متعال در آن است، تألیف قلوب و تلاش جهت زدودن کدورتها و نزدیک ساختن مواضع خدمت به یکدیگر است. باید از واسطه‏هایى که فقط کارشان القاى بدبینى نسبت به جناح مقابل است، پرهیز نمود. شما آنقدر دشمنان مشترک دارید که باید با همه توان در برابر آنان بایستید، لکن اگر دیدید کسى از اصول تخطى مى‏کند، در برابرش قاطعانه بایستید ..

البته مى‏دانید که دولت و مجلس و گردانندگان بالاى نظام هرگز اصول و داربستها را نشکسته‏اند و از آن عدول نکرده‏اند. براى من روشن است که در نهاد هر دو جریان اعتقاد و عشق به خدا و خدمت به خلق نهفته است. با تبادل افکار و اندیشه‏هاى سازنده مسیر رقابتها را از آلودگى و انحراف و افراط و تفریط باید پاک نمود. من باز سفارش مى‏کنم کشور ما در مرحله بازسازى و سازندگى به تفکر و به وحدت و برادرى نیاز دارد. خداوند به همه کسانى که دلشان براى احیاى اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و نابودى اسلام امریکایى مى‏تپد، توفیق عنایت فرماید و شما و همه را در کنف عنایت و حمایت خویش محافظت فرماید و ان شاء اللَّه از انصار اسلام و محرومین باشید ..

 10/8/67

روح اللَّه الموسوى الخمینى

منبع : (صحیفه امام، ج‏21، ص:180- 177)

 

نوشته شده توسط دکتر اسکویی در شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت 22:28 | لینک ثابت |
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.k2cod.com رفتن به بالای صفحه خدمات وبلاگ نويسان جوان